تبلیغات |
روایت عاشورا عاشورا پیام زندگی مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ در واقع عاشورا، مقدمه ی انتظار می باشد. کاری را که حسین (ع) در محدوده ی محدودی انجام داد مهدی (عج) آن را در وسعت جهانی به پایان می رساند. عاشورا و انتظار دارای پیوندهای ناگسستنی می باشند که برای هر یک کتاب مفصلی می توان نوشت، اما ما در اینجا به ذکر خلاصه ای از آنها اشاره می کنیم و تحقیق و تفسیر آنها را به عهده شما کاربران فهیم قرار می دهیم. یکی از این پیوندها، آن است که امام زمان (عج) انتقام گیرنده خون به ناحق ریخته شده جد بزرگوارش حسین بن علی (ع) می باشد؛ شعار یاران ایشان نیز یا لثارات الحسین (ع) ( ای خونخواه حسین ) می باشد. عیدهای بزرگ اسلامی و از جمله نیمه شعبان زیارت سالار شهیدان ابا عبد الله الحسین (ع) مورد تاکید فراوان می باشد، از آن سو امام (ع) می فرماید: در روز عاشورا زمانی که به برادر و خواهر دینی خود رسیدید پس از تسلیت این روز جانگداز از خدا ظهور خونخواه ایشان را مسالت فرمایید. شب قدر نیز که دارای فضیلت های فراوانی می باشد و سرنوشت یک سال انسان در آن رقم می خورد متعلق به امام هر عصر می باشد، امام عصر ما نیز گل خوشبوی نرگس می باشد و در این شب زیارت حسین (ع) مورد تاکید است و در واقع جز اعمال این شب محسوب می شود. آری، انتظار متولد شدن دوباره عاشورا در وسعت جهانی می باشد. عاشورا گذشته پرصلابت شیعه است و انتظار آینده ی نورانی آن. موضوع : آیینه عاشورایی همه ی ما داستان كربلا را می دانیم، فداكاریها و از خودگذشتگی ها ی یاران امام حسین (ع) را بارها و بارها ، خوانده و شنیده ایم. اما امروز می خواهم شما را با بعد دیگری از این واقعه درس انگیز آشنا كنم، می خواهیم با هم شباهت های میان یاران امام حسین (ع) و امام زمان (عج) را بررسی كنیم. شاید اولین و مهم ترین شباهت میان یاران این دو بزرگوار، وفاداری و ازخودگذشتگی آنها می باشد، آری همان طور كه عباس (ع) به منظور اطاعت امر مولایش، حسین (ع) مبنی بر آوردن آب، از دست و چشم خود گذشت؛ یاران امام زمان (عج) نیز برای شهادت در راه او از همدیگر سبقت می گیرند و مصداق این آیه اند كه خداوند متعال در قرآن می فرماید: در كارهای نیك از یكدیگر سبقت بگیرید. دومین وجه شباهت؛ جوان بودن یاران هر دو عزیز می باشد، همان طور كه قریب به اتفاق یاران حسین بن علی (ع) جوان بودند چون جوانان بنی هاشم، جمعیت كثیری از یاران مهدی فاطمه (س) نیز جوان هستند تا آنجا كه در حدیث داریم تعداد یاران پیر در سپاه ایشان به مانند نمك در غذا می باشد. به عنوان سومین شباهت می توان به تعداد اندك یاران این دو بزرگوار اشاره كرد؛ تعداد یاران امام حسین (ع) با وجود سی هزار نامه ای كه كوفیان نوشته و ایشان را دعوت كرده بودند تنها هفتاد و دو تن بود و تعداد یاران امام عصر (عج) نیز تنها سیصد و سیزده نفر می باشد در حالی كه حكومت ایشان جهانی است و جهان امروز نیز جمعیتی میلیاردی دارد و روز به روز نیز در حال افزایش است و یا حتی اگر فقط این جمعیت را به تعداد مسلمانان جهان محدود كنیم باز نیز یك و نیم میلیارد نفر وجود دارد اما از میان این جمعیت كثیر تنها سیصد و سیزده نفر لیاقت و شایستگی حضور در سپاه یوسف زهرا (س) را دارند. وجه شباهت بین یاران این دو بزرگوار، و این دو رویداد مهم در دین مبین اسلام كه به گذشته سرخ و آینده سبز مشهوراند، بسیار است و هدف ما از ذكر این سه مورد تنها و تنها، تلنگری بود بس كوچك، تا مشوقی باشد برای شما گرامیان، تا در تمام ابعاد این واقعه بزرگ تامل نمایید. به امید آنكه همه ی شما بزرگواران در ركاب گل نرگس باشید و چه سعادتی بالاتر از آن!؟ موضوع : آیینه عاشورایی << عاشورا یک حادثه نیست، یک درس است. >> مقام معظم رهبری ( دامت برکاته ) تنها خواندن مداوم یک درس نمی تواند ما را در آن درس متبحر سازد، تنها زمانی در یک درس موفق می شویم که آن را از ابعاد مختلف نگریسته و مطالعه کنیم؛ بر همین اساس قصد داریم این درس بزرگ را از زاویه ای متفاوت بنگریم. قیام حسین بن علی (ع)، قیامی است بر اساس تفکر الهی و در واقع کاری را که امام حسین (ع) نیمه تمام گذاشت و نتوانست خود را به کوفه برساند توسط امام زمان (عج) تکمیل می شود و ایشان کوفه را مرکز حکومت خود قرار می دهند. همچنین قیام امام حسین (ع) در آن زمان عراق و مناطق اطراف آن را تحت تاثیر قرار داد و قیام امام زمان (عج) ابعادی جهانی دارد. در روز عاشورا، هزاران فرشته برای کمک به سالار شهیدان، حسین بن علی (ع) منتظر رخصت ایشان بودند اما امام به آنها اجازه همیاری نداد، همان فرشته ها در روزی که ندای انا بقیة الله در جهان شوری بر پا می کند به یاری مهدی موعود (عج) می شتابند و ایشان را یاری می کنند. در یک کلام می توان گفت که حضرت مهدی (عج) ادامه امام حسین (ع) و انتظار ادامه عاشورا می باشد. موضوع : آیینه عاشورایی متن زیر برگرفته شده از كتاب فرهنگ عاشورا می باشد كه در واقع درباره نقش عاشورا در انقلاب اسلامی صحبت نموده است و ما در پایان نگاهی هم به نقش عاشورا در بیداری اسلامی نموده ایم. نهضت عاشورا به لحاظ ماهیت اسلام خواهى،اصلاح طلبى و ظلم ستیزىاش،همواره الهامبخش انقلابیون و حركتهاى اصلاحى بوده است.انقلاب اسلامى ایران نیز ازآن سرچشمهسیراب شد و از محتواى عاشورا الهام گرفت.این الهام گیرى هم از سوىرهبر انقلاب بود،هماز ناحیه مردم.شرایط سیاسى و اجتماعى ایران قبل از انقلاب،شبیهدوران بنى امیه بود.فسادو ظلم حاكمیت داشت،اسلام در حال نابودى بود،تبلیغات ضداسلامى در اختیار طاغوت بود،ابتذال فرهنگى و غربزدگى،معروف شدن منكر،منكرشدن معروف،به زندان افتادن آزادمردان،حیف و میل بیت المال در راه عیاشیهاىطاغوت،همه شرایطى را به وجود آورده بودكه اصلاحى عمیق را مىطلبید.تا زور بعنوانعامل استقرار حكومت نفى شود و معیارها حاكمگردد. امام امت«ره»،با الهام از عاشورا،روح حماسه و غیرت دینى را در مردم دمید،بهحكومتاسلامى و حاكمیت ارزشهاى قرآنى فرا خواند،مفاسد رژیم طاغوت را برشمردو در دورانتبعید هم از این راه دست بر نداشت.مردم،مبارزات خود را بر ضد یزید زمانهمىدانستند و ازتبیین مفاسد معاویه،یزید،ابن زیاد و...ذهنها به مفاسد و مظالم طاغوتیانمنتقل مىشد.مجالس محرم،منبرها،وعظها،نوحهها رنگ و حال و هواى سیاسى وانقلابى گرفت.حتىشعارهاى مردم در راهپیماییهاى ضد طاغوتى،پیوند انقلاب وعاشورا را مىرساند(رهبر ماخمینیه،نهضت ما حسینیه).عاشورا محور بسیج مردم وشور گسترى بر ضد طاغوت شد.عنصر شهادت به مبارزه مردم جان و روح بخشید. خانوادهها شهداى خود را به فرمان حسین زمان و محشور با شهداى كربلا مىدانستند. امام امت،در سخنرانیهایش و نیز در مصاحبهها،مشروعیتحكومتشاه را زیر سؤال بردوخواستار تشكیل حكومت اسلامى بود.آنگونه كه سید الشهدا«ع»نیز با امتناع از بیعت،لافتیزید را نامشروع و غاصبانه دانست.نگرش سیاسى به حادثه كربلا و درسآموزى از قیامعاشورا،سر لوحه دعوت امام خمینى و همفكران او بود و اعلام اینكه همهجا كربلا و هر روزعاشوراست،تاكیدى بر این برداشت بود.قتل عام 15 خرداد،گرچهبظاهر سركوب نهضت امامبود،اما خونهاى شهدا و افشاگریها و مبارزات بعدى،اذهان رابراى یك انقلاب آماده ساخت.عاشوراى حسینى هم در ظاهر،با شهادت امام و یارانشبه پایان رسید،ولى همان حادثه،بذرتحركها و بیدارگریهاى عظیمى را افشاند و به بارنشست.امام امت،با توجه به قدرت جذب،الهام،سازماندهى و شور آفرینى كربلا وعزاداریهاى ایام محرم و دستههاى عزادارى،این سنتدیرین را بشدت،حمایت كرد. همچنانكه خطابه امام خمینى در 15 خرداد(12 محرم)آغاز این نهضت بود،راهپیماییهاىتاسوعا و عاشورا نیز در آخرین سال حكومت رژیم پهلوى،ضربه نهایى را بر آن زد.امامتاكید داشت كه روحانیون و خطبا،حد اعلاى استفاده را از منابر حسینى در ماه محرموصفر داشته باشند.بهرههایى كه عاشوراى حسینى به پیروزى انقلاب رساند،فراوان بود. به تعبیر امام امت:«اگر قیام حضرت سید الشهدا«ع»نبود،امروز ما هم نمىتوانستیمپیروزشویم.» (1) «واقعه عظیم عاشورا از 61 هجرى تا خرداد 61 و از آن تا قیام عالمى بقیةاللهارواحنا لمقدمه الفداء،در هر مقطع انقلاب ساز است.»(2) عاشورا و جبههها :پس ازپیروزى انقلاب نیز،آنچه ملت را در مقابل استكبار جهانى،مقاوم و بى باك ساخت و امتانقلابى و رهبرى انقلاب،تن به سازش ندادند،همان درسعزتى بود كه از«هیهات منا الذله»اباعبد الله آموخته بودند و آنچه كه در سالهاى دفاعمقدس،جبههها را گرم نگه مىداشت و سیلنیروى عظیم انسانى به جبههها سرازیرمىشد و فتح الفتوحها مىآفرید،درسهاى آموخته ازكربلا و مكتب شهادت بود.امام امتفرمود:«انقلاب اسلامى ایران،پرتوى از عاشورا و انقلابعظیم الهى آن است.» (3) و فرمود: «این خون سید الشهدا است كه خونهاى همه ملتهاى اسلامى را به جوش مىآورد.» (4) آنچهعاشورا داشت،یك بار ایدئولوژیكى و انگیزه مكتبى براى مبارزه بود.این محتوادر ذهن رهبرانقلاب و در دل پیروان او شكل گرفت و نهضت را پدید آورد و پس ازپیروزى هم هشتسالدفاع خونین از انقلاب را اداره و تغذیه كرد.فرهنگ عاشورا والهام از اسوههاى كربلایى،حتىدر وصیت نامهها،پیشانىبندها،شعارها،سرودها،نوحهها،تابلوهاى جبهه،رمز عملیات،مجالسختم شهدا متجلى بود.وقتى فرماندهىمىگفت:«ما یك بار حسین را در كربلا تنها گذاشتیم وچهارده قرن،تحقیر و تازیانه وتوهین و شكنجه چشیدیم،هرگز مبادا این بار حسین«ع»را تنهابگذاریم» (5) این عمق تاثیرعاشورا را در دفاع مقدس ما نشان مىدهد. رزمندگان اسلام،به عشق حسین«ع»در جبههها تشنه جان مىدادند،انتظار و امیدحضور اباعبد الله«ع»را بر بالین خود داشتند.آنچه به پیشانى بندها یا پشت لباسهاى رزمخودمىنوشتند،پیوند جبهه و كربلا را مىرساند،از قبیل:مسافر كربلا،زائر كربلا،یازیارت یاشهادت،هیهات منا الذله،یا قمر بنى هاشم،یا ثار الله،یا حسین شهید،یا سیدالشهدا،عاشقانكربلا،كل یوم عاشورا،یا ابا عبد الله،لبیك یا حسین و...تابلو نوشتههاىجادههاى جبهه نیزالهام از فرهنگ عاشورا داشت.غیر از تعبیرات یاد شده كه گاهى درتابلو نوشتهها هم دیدهمىشد،عباراتى این چنین نیز،گویاى این حقیقت است:هر كهدارد هوس كرب و بلا بسم الله،اگر خسته جانى بگو یا حسین،وعدهگاه حزب الله صحنابا عبد الله،رزمندگان تا كربلا راهىنمانده،راه قدس از كربلا مىگذرد،پیش به سوى حرمحسینى،بسیجى مسافر جادههاى پرپیچ و خم كربلا و...دهها جمله دیگر نامگذارى برخى از عملیات نیز با الهام از نهضتعاشورا بود.عملیات محرم،مسلم بنعقیل،عاشورا،ثار الله،كربلاى 1 تا 10 و...از این نمونههاست.رمز عملیات نیز گاهى ازاسامى مبارك حماسهسازان كربلا بود كه رزمندگان،شورىعاشورایى پدید مىآورد،همچون:یا حسین فرماندهى،یا ابا الفضل العباس،یا زینب،یا ابا عبدالله الحسین،همین كهرزمندگان خود را در مسیر اهداف عاشورا مىدیدند،شور مىگرفتند وهمین كهخانوادههاى آنان به جبهه حسینى سرباز مىفرستادند،صبور و مقاوم مىشدند،شهیدانجبههها را مسافران بازگشته از كربلا مىدانستند(این گل پرپر از كجا آمده؟از سفركرب وبلا آمده)و عزیمت به جبهه را حركت به سوى حرم حسینى مىدیدند(گرفتهایم جانبهكف و به كربلا مىرویم،پیش به سوى حرم حسینى)جانبازان بى دست را،اقتدا كنندگانبهقمر بنى هاشم مىدانستند و مادران و خواهران و دختران شهدا را درس آموخته اززینب وسكینه«ع»مىیافتند و مادر چند شهید را به«ام البنین»تشبیه مىكردند و درحمایت ازرهبرى انقلاب و اطاعت فرمان جهاد او،شعار«ما اهل كوفه نیستیم حسین تنهابماند»سرمىدادند.شبهاى حمله،با نوحه خوانى و سینه زنى و عزادارى براى امامحسین«ع»روحیهمىگرفتند. در آن سالها،عزیمت به جبهه،پاسخ به نداى«هل من ناصر»حسین زمان بود وجبهههاى غربو جنوب كشور،«كربلاى ایران»محسوب مىشد و شهدایى كه بهعاشوراییان تاریخ مىپیوستند،سیراب شدگان از فرات عشق و علقمه یقین بودند و حتى«مفقود الاثر»ها،گمشدگانىدر«حریم كربلا»تلقى مىشدند.این باورها و برداشتها بود كهبه امت ما آرامش و اطمینانمىبخشید و رزمندگان را براى رفتن به جبهه،بىتابمىساخت.انقلاب اسلامى ایران و دفاعمقدس،در اهداف،انگیزهها،شیوه مبارزه،روشهاى دفاع،روحیه مردم،شهادت طلبى و صبر،الهام گرفته از عاشوراست،تا پایان نیزبه این فرهنگ وفادار مىماند. و اكنون پس از گذشت سه دهه از انقلاب شكوهمند ایران اسلامی، ندای «هل من ناصر» حسین در تمامی جهان طنین انداز شده است و مردم خسته از ظلم حكام ظالم با شعار «هیهات منا الذله» به پا خواسته اند و اینگونه با الهام از انقلاب حسینی ایران اسلامی و با تاسی به پیام عالمانه مقام معظم رهبری ( مدظله العالی )، جهان را برای ظهور مولایمان امام زمان (عج) آماده نموده اند و اكنون تو ای مسلمان به پا خواسته بدان كه ان الله مع الصابرین؛ پس در راهت صبر پیشه كن و از هیاهوی غربیان نترس كه وعده خدا حق است و در آن هیچ خلافی رخ نخواهد داد. به امید پیوند بیداری اسلامی با ظهور مصلح جهانی. پی نوشتها: 1- صحیفه نور،ج 17،ص 60. 2- همان،ج 16،ص 219. 3- همان،ج 18،ص 12. 4- همان،ج 15،ص 204. 5- چكیده مقالات كنگره امام خمینى و فرهنگ عاشورا،ص 104. موضوع : فرهنگ عاشورایی سوال: آیا امام حسین(ع) می دانست شهید می شود؟ اگر چنین است، چرا با پای خویش به سوی قتلگاه رفت؟ ( سید محمّدصادق موحّد ابطحی ) پاسخ: بر اساس احادیث و روایات شیعی علم امام(ع) موهبتی الهی است و نه اكتسابی؛ بدین صورت كه هرگاه هر چه را بخواهد بداند، میداند. خداوند متعال میفرماید: عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احداً الّا من ارتضی من رسولٍ (1) این آیه نشان میدهد كه اختصاص علم غیب به خداوند به این معنی است كه غیب را مستقلاً و از پیش خود ـ با لذات ـ كسی جز خدا نمیداند، ولی ممكن است پیامبر با رضایت پروردگار متعال، بداند و نیز ممكن است دیگر انسانها به تعلیم پیامبران از آن آگاهی یابند. نكتهی قابل توجه، این است كه علم موهبتی یاد شده تخلف ناپذیر میباشد، زیرا علم ثبت شده در لوح محفوظ آگاهی به چیزی است كه قضای حتمی خداوند بدان تعلق گرفته است. مرحوم علامه طباطبایی (ره) ـ صاحب تفسیر المیزان در ـ این باره میگوید: سیدالشهدا(ع) به عقیده شیعهی امامیه سومین جانشین از جانشینان پیامبر اكرم(ص) و صاحب ولایت كلیّه میباشد. علم امام(ع) به اعیان خارجیه و حوادث و وقایع ـ طبق آن چه از ادلّه نقلیه و براهین عقلیه بر میآید ـ دو قسم است؛ قسم اول: امام(ع) در هر شرایطی ـ به اذن خداوندی ـ به حقایق جهان هستی آگاه است، اعمّ از آنها كه تحت حس قرار دارند یا آنها كه از دایرهی حس بیرون میباشند؛ مانند موجودات آسمانی و حوادث گذشته و وقایع آینده؛ قسم دوم: علم عادی است. پیامبر(ص)، به نصّ قرآن كریم و همچنین امام(ع) بشری است مانند سایر افراد و اعمالی كه در مسیر زندگی انجام میدهد، مانند اعمال سایر افراد، در مجرای اختیار و براساس علم عادی است و آنچه را شایسته میبیند انجام میدهد (2) لازمهی قسم اول این است كه هیچ گونه تكلیفی بر متعلق این گونه علم از آن جهت كه حتمیالوقوع است، تعلق نمیگیرد و نیز قصد و طلبی از انسان با آن ارتباط پیدا نمیكند؛ زیرا تكلیف همواره از راه امكان، به فعل تعلق میگیرد و لازمهی امكان هم اختیاری بودن فعل و ترك است و متعلق علم امام از جهت ضروری الوقوع و متعلق قضای حتمی بودن آن، محال است مورد تكلیف قرار گیرد؛ پس علم به قضای حتمی در زندگی عملی انسان تأثیر ندارد و تكلیفآور نیست. این شخص با علم به خطر، زندگی عادی خود را ادامه میدهد اگر چه به خطر منتهی خواهد شد و مشمول آیهی: و لا تلقوا بایدیكم الی التهلكة. (3) نیست؛ زیرا در تهلكه واقع شده است نه این كه خود را به هلاكت انداخته باشد. شایان ذكر است كه این آیه از آیات مربوط به جهاد است؛ زیرا از پیش از آن كه میفرماید: وأنقفوافی سبیل الله و لا تلقوا بایدیكم الی التهلكة. این گونه فهمیده میشود كه اگر اموالتان را در راه جهاد، انفاق نكنید پس همانا دشمن بر شما مستولی میگردد و شما را به هلاكت میرساند. روایتی در این زمینه از براء بن عازب نقل شده است كه در یكی از جنگها مردی از مهاجرین بر صف دشمن حمله كرد، مردم فریاد زدند كه خودش را به هلاكت انداخت و به كشتن داد و آیهی مذكور را قرائت كردند سپس ابوایوب انصاری گفت: من از شما به این آیه عالمتر هستم، همانا این آیه در شأن ما انصار نازل شده است كه پیامبر(ص) را همراهی، و وقتی اسلام قوّت گرفت و اهلش زیاد شد، به سوی اهل و اموال خودمان برگشتیم و خودمان را به هلاكت افكندیم و منظور از هلاكت، ترك جهاد است(4) آری متعلق قضای حتمی و مشیّت قاطعهی حق تعالی، مورد رضا به قضاست؛ چنان كه سیدالشهدا(ع) در آخرین ساعات زندگی خود، در میان خاك و خون میفرمود: «ای خدا بر قضا و حكم تو صبر پیشه میكنم، ای فریادرس كسی كه جز تو فریادرسی ندارد.» (5) همچنین در خطبهای كه به هنگام بیرون آمدن از مكه ایراد فرمود، آمده است: رضی الله رضانا اهل البیت. آنچه باید بدان توجه داشت این است كه علم قطعی امام به حوادث تغییرناپذیر، مستلزم جبر نیست؛ چرا كه در جهان هستی كه مخلوق الهی است، چیزی جز با مشیّت الهی و اذن خداوندی به وجود نمیآید و مشیّت خداوندی به افعال اختیاری انسانی، از راه اراده و اختیار تعلق گرفته؛ مثلاً خداوند خواسته است كه انسان فعلی، را با اختیار و اراده انجام دهد. بدیهی است كه تحقق این فعل با این اوصاف، لازم و قطعی خواهد بود و با این همه، اختیاری هم هست؛ زیرا اگر اختیاری نباشد ارادهی خداوند از مرادش تخلف میكند و ما تشاؤون الّا ان یشاء الله رب العالمین(6) بنابراین میتوان گفت: امام(ع) میدانست كه تلاش در برابر قضای حتمی سودی ندارد؛ چنان كه خداوند در كلام خود در سورهی آل عمران در برابر آنها كه در جنگ احد گفته بودند: اگر یاران كشته شده پیش ما بودند، نمیمردند. میفرماید: «بگو اگر در خانههایتان نیز بودید كسانی كه برایشان قتل نوشته شده بود به سوی آرامگاههای خود بیرون میآمدند.»(7) اما دربارهی قسم دوم از علم امام: این نوع علم امام تكلیف آور است، بر خلاف قسم اول از علم امام(ع) كه علم غیبی است و تكلیف آور نیست. امام حسین(ع) از جهت عادی خود نیز به شهادت خود و یارانش آگاهی داشت؛ بنابر ادلهای كه در پی خواهد آمد، ولی از این جهت كه اسلام در خطر بود، ملاحظه و ترسی از كشته شدن نداشت و اهداف بلند و عالی آن حضرت بود كه در این راه او را از انجام هر كاری برای اسلام باز نمیداشت. مدارك و مصادر معتبر تاریخی دلالت دارند كه امام از شهادت خود و به دست نیامدن پیروزی نظامی، علم و آگاهی داشت و میدانست كه شرایط تأسیس حكومت اسلامی فراهم نیست؛ پس هدف آن حضرت از قیام، اساساً اعلان بطلان حكومت یزید، احیاء دین، رفع شبهات و انحرافات فكری و نجات نظام حكومت اسلامی و دفع ضربات كشندهی حكومت یزید، از دین بود. اینك برخی از فقرات كلام سیدالشهدا(ع) را كه بر علم ایشان دلالت دارد، بیان میكنیم: 1. به عبدالله بن زبیر در مكه میفرمود: به خدا سوگند اگر من در هر پناهگاهی باشم، مرا بیرون میآورند، تا مقصود خود را انجام دهند. به خدا سوگند! در تعدّی و ستم بر من از حد بگذرند؛ چنانكه یهود در مورد شنبه از حد گذشتند (8) (و احترام روز شنبه را از بین بردند.) 2. امام حسین(ع) میفرمود: والله لا یدعونی حتی یستخرجوا هذه العلقة من جوفی فاذا فعلوا سلط الله علیهم من یذلهم حتی یكونوا اذلّ من فرام الامة (والفرام خرقة تجعلها المرأة فی قلبها اذا حاضت) (9) به خدا سوگند! مرا رها نمیكنند تا خون قلبم را بیرون آورند؛ پس وقتی چنین كردند، خداوند كسی را از آنان بر آنها مسلط سازد كه آنها را ذلیل كند آن قدر كه از خرقهی زنان هم خوارتر گردند. و مانند این، شواهد بسیار است كه برای جلوگیری از اطالهی كلام به همین مختصر اكتفا میكنیم. اما هدف امام حسین(ع) را با توجه به سخنان آن حضرت میتوان چنین بیان كرد: امر به معروف و نهی از منكر، امام حسین(ع) برای ارائه دادن الگویی برتر و واحد، با توجه به آیهی شریفهی 104 از سورهی آل عمران كه میفرماید: و لتكن منكم امة یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون به این حركت نمادین اقدام نمود و این مطلب از كلام خود آن حضرت، در وصیتی كه به محمدبنحنفیه نگاشته است، به دست میآید؛ چرا كه فرمود: انی لم اخرج اشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً … انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی محمد(ص) ارید أن آمر بالمعروف و أنهی عن المنكر و اسیر بسیرة جدی و ابی علی بن ابی طالب… (10) من از روی خودخواهی و سرمستی و گردنكشی و فساد و ظلم خارج نشدهام و جز این نیست كه خارج شدم برای اصلاح در امت جدّم رسول خدا(ص) و اراده دارم كه امر به معروف و نهی از منكر كنم و مطابق سیرهی جدم(ص) و پدرم، علی بن ابی طالب(ع)، رفتار نمایم. آری به راستی حضرت حسین بن علی(ع) از خطری كه متوجه دین شده بود، آگاه بود؛ از این رو در همان آغاز كار كه مروان در مدینه به آن حضرت توصیه كرد كه با یزید بیعت كند و به اصطلاح او، محترمانه و با آسایش خاطر زندگی نماید، فرمود: انا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید؛ (11) همانا ما از خداییم و به سوی او باز میگردیم؛ باید با اسلام وداع كرد؛ زیرا امت به شبانی مثل یزید مبتلا شده است. دلایل فراوان دیگری نیز وجود دارد كه حضرت سیدالشهدا(ع) اهدافی الهی و دور ازهوای نفس را جستجو میكرد و در راه رسیدن به این اهداف، جان گرانقدر خویش و یارانش را فدا كرد. در پایان توضیح این نكته را لازم میدانیم كه قیام امام حسین(ع) صرفاً یك قیام نظامی نبود، بلكه یك قیام سیاسی بود كه تبعات نظامی نیز در برداشت؛ چرا كه امام حسین(ع) بنابر شواهد تاریخی؛ به تجهیز و تهیه سپاه جنگی، ادوات و نفرات اقدام نكرد. پی نوشتها: 1- دانای نهان است. و كسی را بر غیب خود آگاه نمیكند جز پیامبری كه از او خشنود باشد»، سورة جن، آیة 26. 2- چهرهی درخشان حسین بن علی(ع)، علی ربانی خلخالی، ص 134 ـ 140، انتشارات مكتب الحسین(ع)، چاپ 6، سال 1379 ش، قم. 3- بقره، 195. 4- تفسیر كبیر، فخر رازی، ج 5، ص 150، مكتبة الاعلام الاسلامی، قم، و مقدمه لهوف سید ابن طاووس. 5- «صبراً علی قضائك یا رب لا اله سواك یا غیاث المستغیثین مالی رب سواك و لا معبود غیرك، صبراً علی حلمك یا غیاث من لا غیاث له» مقتل الحسین(ع)، ص 283، سید عبد الرزاق مقرم، دارالكتاب بیروت. 6- تكویر، 29. 7- آل عمران، 145، «قل لو كنتم فی بیوتكم لبرز الذین كتب علیهم القتال الی مضاجعهم». 8- «وایم الله لو كنت فی جحر هامّة من هذه الهوام لاستخرجونی حتی یقضوا بی حاجتهم و الله لیعتدن علیّ كما اعتدت الیهود فی السبت»، الكامل فی التاریخ، ج 4، ص 39، ابن اثیر، نشر دار صادر، دار بیروت، سال 1385 هـ ق. 9- الارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 78 ، انتشارات علمیه اسلامیه، مترجم، سید هاشم رسولی محلاتی. 10- بحارالانوار، تهران، ج 44، ص 329. 11- مثیرالاحزان، ابن نما، تحقیق و نشر مدرسه الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم، سال 1406 هـ ق، محقق سید محمد باقر موحد ابطحی. منبع: كتاب تحقیقی در نهضت عاشورا موضوع : پرسش های عاشورایی موضوعات
راویان عاشورا پیوندهای دوستان نظرسنجی نجوا با ارباب آمار وبلاگ
|
||