روایت عاشورا

عاشورا پیام زندگی

 

اشتراك گذاری در بانگ اشتراك گذاری در نیوز پرس اشتراك گذاری در ایاكساشتراك گذاری در وی ویو اشتراك گذاری در خوش مزه

موضوعات جشنواره:

1. علم و فناوری

2. پزشکی

3. ورزشی

4. مهدویت

5. دفاع مقدس

6.فرهنگ و ادب

7. انقلاب رنگی

8. دین و مذهب(فرقه شناسی)

9. معرفی بسیج و آثار و خدمات آن

10.استکبار ستیزی(آمریکا-اسرائیل-انگلیس)

11. افشای جریانهای ضد اسلامی و ضد بشری (وهابیت-بهائیت)

ضوابط و شرایط:

  • قبل از ثبت نام حتما باید در این سایت عضو شده باشید در غیر این صورت ثبت نام شما انجام نمی گیرد.
  • کلیه اعضای بسیج (فعال-عادی) میتوانند در این مسابقه شرکت کنند.
  • وبلاگ ها می بایست در مقطع زمان 3آذر تا 20 دی به صورت هفتگی و هر هفته حداقل 5 پست مطلب مرتبط با موضوع جشنواره درج نمایند.
  • پدید آورندگان وبلاگ می توانند هم به صورت گروهی و هم به صورت انفرادی شرکت نمایند.
  • از درج مطالب طبقه بندی شده و محرمانه در وبلاگ خودداری شود.
  • هرنفر می تواند حداکثر 2 وبلاگ را در مسابقه شرکت دهد.
  • مشخصات فردی پدیدآورندگان وبلاگ در محل مناسبی از وبلاگ درج گردد.
  • وبلاگ در رابطه با موضوعات موردنظر جشنواره باشد.
  • وبلاگ های گروهی و وبلاگهایی که تاریخ آغاز فعالیتشان بیش از یک سال است و مجموع پست مطلب ها بیش از 250 است 10 امتیاز مثبت دریافت می کنند.
  • وبلاگ نویس ترجیحا می تواند از یک موضوع در جشنواره استفاده کند.
  • کلیه وبلاگها باید در قسمت پیوندهای وبلاگ، آدرس وبسایت جشنواره را در ابتدای پیوندها با نام اولین جشنواره وبلاگ های بسیجی قرار دهند.
  • ترجیحا از نام واقعی خود به عنوان نویسنده وبلاگ استفاده کنند.

+ نوشته شده توسط روح الله گل محمدی در  شنبه 17 بهمن 1388 ساعت 08:30 ب.ظ  نظرات -

اشتراك گذاری در بانگ اشتراك گذاری در نیوز پرس اشتراك گذاری در ایاكساشتراك گذاری در وی ویو اشتراك گذاری در خوش مزه

شب است ، چیزی به عاشورا نمانده است ، امام حسین (ع) ، قلم ولایت به دست گرفته است و با جوهر وحی ، سرنوشت صحابی را در عاشورا و جایگاهشان را در بهشت ، یكی یكی ترسیم می كند .

اما پیش از آن ، چراغ خیمه را خاموش كرده است ، نگاه مهربانش را بر زمین پهن كرده و آرام فرموده :

- دشمن مرا می خواهد ، دشمن با من سر جنگ دارد ، من بیعتم را از شما برمی دارم ؛ تاریكی شب به اشتری رهوار می ماند ، بر آن بنشینید و از معركه بگریزید . چراغ خاموش است تا شرم نگاهی ، پای رفتن را سست نكند . هر كه میل رفتن دارد برخیزد ، خدا رحمتتان كند .

و اصحاب عرضه داشتند :

- ما اهل ماندنیم ، اهل رفتن نیستیم ؛ ما دست از دامن تو عزیز ، بر نمی داریم ؛ ما خدا را سپاس می گزاریم كه توفیق همراهی تو را ، به ما عطا فرمود و او را شكر می كنیم اگر توفیق شهادت در ركاب تو را نیز ، به ما عنایت كند . ما افتخارمان به ماندن در كنار توست .

و اكنون كه امام (ع) ، همه را اهل معرفت یافته است ، پرده ها را آرام آرام كنار می زند و جزئیات حادثه را پیش از وقوع ، برایشان شرح می دهد .

در میان اصحاب ، كودكی است قاسم نام ، فرزند امام حسن (ع) . او وقتی سرنوشت همراهان را از زبان عمو و امام خویش می شنود ، به دامان او می آویزد و می پرسد :

-          آیا من هم جزو شهیدانم ؟ مرا هم فردا با مرگ دیداری هست ؟

حسین (ع) ، نگاه مهربانش را به چشم های قاسم می دوزد و می پرسد : عموجان ! مرگ در نگاه تو چگونه است ؟ دریافت تو از مرگ چیست ؟ طعم مرگ را چگونه می یابی ؟

چشمان شیرین قاسم می خندد :

- شیرین تر از عسل ، عمو جان ! شیرین تر از عسل .

كودك نه ، كه غنچه ی معرفت است این قاسم . پس با او راز می توان گفت :

-          آری عمو جان ! تو هم فردا در زمره ی شهیدانی .

این شهد شكر و ستایش است كه از دهان شیرین كودك می چكد . عجب معرفتی دارد این كودك !

پس كودكان هم ، می توانند قدم به وادی عشق بگزارند و از چشمه ی زلال شهد بنوشند .

پیداست كه یك – دو جرعه ، عطش عشق این كودك را كفاف نمی دهد .

-          عزیزم ! قاسم جان ! كودك شیرخوارمان هم در زمره ی شهیدان فرداست .

قاسم اما ، از این كلام بر می آشوبد و رنگش تغییر می كند . آنچه اكنون در چشم های او موج می زند غیرت مردانه است . كجاست كودكی ؟ كجاست نوجوانی ؟ این نگاه غیرتبار ، سپاهی را می لرزاند . شرر به جان یك لشكر می اندازد . با خشمی آشكار در كلام می پرسد :

-          یعنی از زنان عبور می كنند و به كودكان می رسند ؟ یعنی دستشان به خیمه های حرم دراز می شود ؟

امام اما ، تعجب نمی كند از این لحن و كلام ، كه این غیرت را خوب می شناسد ؛ كه خود منبع و مرجع این غیرت است ؛ كه خود معلم و مبلغ این غیرت است .

-          نه عموجان ! نه عزیز دلم ! من این كودك را بر دست می گیرم ، تا زبان در دهانش بگذارم و تشنگی اش را التیام ببخشم ، ناگاه تیری از كمان پلیدی ، رها می شود و بر گلوی او می نشیند .

قاسم كه خبر شهادت خود را چون شهد می نوشد ، از خبر شهادت این كودك خردسال تر از خود ، آنچنان فغانی می كند كه دل خیمه نشینان را می لرزاند و دل آسمان شب را می شكند .

نه فقط اهل خیمه گاه و حرم ، كه اهل آسمان و عرش نیز ، گریه ی قاسم را همراهی می كنند .

منبع : كتاب ادب در كربلا


موضوعات مطلب: داستان عاشورا
+ نوشته شده توسط روح الله گل محمدی در  جمعه 16 بهمن 1388 ساعت 05:58 ب.ظ  نظرات -

اشتراك گذاری در بانگ اشتراك گذاری در نیوز پرس اشتراك گذاری در ایاكساشتراك گذاری در وی ویو اشتراك گذاری در خوش مزه

در واقع عاشورا، مقدمه ی انتظار می باشد. کاری را که حسین (ع) در محدوده ی محدودی انجام داد مهدی (عج) آن را در وسعت جهانی به پایان می رساند.

عاشورا و انتظار دارای پیوندهای ناگسستنی می باشند که برای هر یک کتاب مفصلی می توان نوشت، اما ما در اینجا به ذکر خلاصه ای از آنها اشاره می کنیم و تحقیق و تفسیر آنها را به عهده شما کاربران فهیم قرار می دهیم.

یکی از این پیوندها، آن است که امام زمان (عج) انتقام گیرنده خون به ناحق ریخته شده جد بزرگوارش حسین بن علی (ع) می باشد؛ شعار یاران ایشان نیز یا لثارات الحسین (ع) ( ای خونخواه حسین ) می باشد.

عیدهای بزرگ اسلامی و از جمله نیمه شعبان زیارت سالار شهیدان ابا عبد الله الحسین (ع) مورد تاکید فراوان می باشد، از آن سو امام (ع) می فرماید: در روز عاشورا زمانی که به برادر و خواهر دینی خود رسیدید پس از تسلیت این روز جانگداز از خدا ظهور خونخواه ایشان را مسالت فرمایید.

شب قدر نیز که دارای فضیلت های فراوانی می باشد و سرنوشت یک سال انسان در آن رقم می خورد متعلق به امام هر عصر می باشد، امام عصر ما نیز گل خوشبوی نرگس می باشد و در این شب زیارت حسین (ع) مورد تاکید است و در واقع جز اعمال این شب محسوب می شود.

آری، انتظار متولد شدن دوباره عاشورا در وسعت جهانی می باشد.

عاشورا گذشته پرصلابت شیعه است و انتظار آینده ی نورانی آن.


+ نوشته شده توسط روح الله گل محمدی در  جمعه 16 بهمن 1388 ساعت 05:52 ب.ظ  نظرات -

اشتراك گذاری در بانگ اشتراك گذاری در نیوز پرس اشتراك گذاری در ایاكساشتراك گذاری در وی ویو اشتراك گذاری در خوش مزه

 << عاشورا یک حادثه نیست، یک درس است. >> مقام معظم رهبری ( مدظله العالی )

تنها خواندن مداوم یک درس نمی تواند ما را در آن درس متبحر سازد، تنها زمانی در یک درس موفق می شویم که آن را از ابعاد مختلف نگریسته و مطالعه کنیم؛ بر همین اساس قصد داریم این درس بزرگ را از زاویه ای متفاوت بنگریم.

قیام حسین بن علی (ع)، قیامی است بر اساس تفکر الهی و در واقع کاری را که امام حسین (ع) نیمه تمام گذاشت و نتوانست خود را به کوفه برساند توسط امام زمان (عج) تکمیل می شود و ایشان کوفه را مرکز حکومت خود قرار می دهند.

همچنین قیام امام حسین (ع) در آن زمان عراق و مناطق اطراف آن را تحت تاثیر قرار داد و قیام امام زمان (عج) ابعادی جهانی دارد.

در روز عاشورا، هزاران فرشته برای کمک به سالار شهیدان، حسین بن علی (ع) منتظر رخصت ایشان بودند اما امام به آنها اجازه همیاری نداد، همان فرشته ها در روزی که ندای انا بقیة الله در جهان شوری بر پا می کند به یاری مهدی موعود (عج) می شتابند و ایشان را یاری می کنند.

در یک کلام می توان گفت که حضرت مهدی (عج) ادامه امام حسین (ع) و انتظار ادامه عاشورا می باشد.


موضوعات مطلب: اسرار عاشورا
+ نوشته شده توسط روح الله گل محمدی در  سه شنبه 13 بهمن 1388 ساعت 09:31 ب.ظ  نظرات -

اشتراك گذاری در بانگ اشتراك گذاری در نیوز پرس اشتراك گذاری در ایاكساشتراك گذاری در وی ویو اشتراك گذاری در خوش مزه

ابن اعثم گوید :ولید به یزید نامه نوشت و از وضع مردم مدینه و پسر زبیر و فرمان زندان به او خبر داد و افزود كه حسین بن على نه اطاعت مى كند نه بیعت . نامه او كه به یزید رسید، بشدت غضبناك شد (و هرگاه خیلى خشمگین مى شد، چشمانش مى گردید و لوچ مى شد) و به ولید چنین نوشت :
از بنده خدا یزید به ولید بن عتبه . اما بعد، چون این نامه به دستت رسید، با تاكیدى بیشتر، دوباره از مردم مدینه بیعت بگیر. عبدالله بن زبیر را واگذار، چون او از دستمان نمى رود و تا زنده است از چنگ ما نجات نمى یابد.

http://ashooraeyan.mihanblog.com

همراه پاسخ نامه ، سر حسین بن على را بفرست . اگر چنین كردى ، اختیار سپاه را به تو خواهم سپرد و پیش من جایزه دارى . والسلام .
گوید: چون نامه به دست ولید رسید و آن را خواند، آن را بزرگ و گفت : نه ! به خدا قسم خداوند مرا قاتل حسین بن على علیه السلام و كشنده پسر دختر پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم نخواهد دید، هر چند همه دنیا را به من بدهد (1)

پی نوشتها:

1- الفتوح ، ج 5، ص 18

منبع: کتاب مقتل امام حسین (علیه السلام )


موضوعات مطلب: داستان عاشورا
+ نوشته شده توسط روح الله گل محمدی در  دوشنبه 12 بهمن 1388 ساعت 09:32 ب.ظ  نظرات -

اشتراك گذاری در بانگ اشتراك گذاری در نیوز پرس اشتراك گذاری در ایاكساشتراك گذاری در وی ویو اشتراك گذاری در خوش مزه

سوال: آیا سبك عزاداری موجود، از دورهی صفویه وارد فرهنگ شیعه شده است؟(علی جدیدی، بناب)

پاسخ: سوگواری و مرثیهسرایی برای سالار شهیدان(ع) در زمان ائمه معصومین)ع) رایج بوده و همچنین بر تداوم آن توصیه شده است. بزرگان دین نیز همواره شیعیان را بر ادامهی این امر مقدّس توصیه میفرمودند؛ اما این كه آیا عزاداری مرسوم زمان ما از همان ابتدا و از عصر امامان معصوم(ع) بوده یا پس از آنها رایج شده است، به نظر میرسد كه بعضی از شیوههای عزاداری، به ویژه تعزیه خوانی‎‎ها، بعد از ائمه(ع) به وجود آمده است، چنانكه پترچلكووسكی در این زمینه میگوید: «مراسم محرّم، حمایت و تشویق دربار صفوی را جلب كرد. یاد كرد شهادت امام حسین(ع) به صورت عملی میهن پرستانه درآمد. گزارشات متعدّدی از اجتماعات مزبور، كه اكثراً توسط فرستادگان سیاسی اروپا، مبلّغان، بازرگانان و سیاحان به ثبت رسیده، از اشخاصی سخن میگویند كه ملبّس به جامههای رنگارنگ (بوده)، به طور منظم پیادهروی میكردند، یا سوار بر اسبها و شترها، آفرینندهی وقایعی بودند كه به واقعهی حزنانگیز كربلا ختم میشد. نبردهای ساختگی توسط صدها تن از عزاداران ملبّس به جامههای همگون و مسلح به تیر و كمان و شمشیر و سلاحهای دیگر، به طور آهسته بازی میشد. سراسر نمایش با سوگنوا همراهی میشد و تماشاگران كه در امتداد گذرگاهها صف میكشیدند، بر سینه میزدند و در حالی كه دسته عزا از كنارشان رد میشد، فریاد میزدند: حسین، حسین، یا شاه شهیدان حسین.» (1)  

هر چند برخی، تاریخ شروع عزاداری به این سبك را به دورهی حكومت آلبویه نسبت دادهاند، ولی روضهخوانی یا قرائت كتاب «روضة الشهداء» و كتابهای مشابه بر روی منبر، از دورهی صفویه شروع شد.(2) در همان زمان كه مراسم محرم در دورهی صفویه رشد و توسعه مییافت، و شكل مهم و معروف دیگری از نمایش مذهبی پدید آمد كه نقل نمایشی زندگی و اعمال، رنج و مرگ شهیدان شیعه بود. موضوع این نمایش در اساس ـ هر چند هم اندك ـ،  همیشه در ارتباط با واقعهی كربلا بود، این داستانها از كتابی فارسی به نام «روضة الشهداء»(3) یا بهشت شهیدان، گرفته میشد و از اوایل سدهی شانزدهم در میان شیعیان به گونهای گسترده، انتشار یافت. دربارهی مراسم تعزیهخوانی و عزاداری در دورهی صفویه، ژان كالمارنین مینویسد: «تجدید خاطرهی فاجعه كربلا به صورتی كه در زمان صفویه جانی تازه گرفت، دنبالهی سنتی قدیمی از آداب مذهبی است؛ مانند زیارت بُقاع شهیدان كربلا، سینه زنی و روضهخوانی در روز عاشورا و در دهه اول محرم، كه به وسیلهی مسلمانانی كه گرایشهای عقیدتی گوناگون دارند اجرا میشده است،… موضوع گرفتن انتقام خون امام حسین(ع) كه از دیر باز بخش اعظم تجدید خاطرهی فاجعهی كربلا حكمفرما بوده و شاه اسماعیل ـ بنیانگذار سلسلهی پادشاهی صفوی ـ از آن برای تبلیغ و پیشبرد كارهای خود استفاده كرد.» (4)  

ژان كالمار، قسمت بیشتری از تحولات عزاداری را به سنتهای دیرینهی ایران مربوط میداند و چنین میگوید: «به عقیده من قسمت اعظم این تحول، صرف نظر از جنبهی ایمانی و عقیدتی آن، تحت تأثیر سنتهایی به وجود آمده است كه ریشههای ژرف نزد ایرانیان دارد و حتّی صورت منقّحتر نمایشی مصائب روحانی را موجب گردیده است. (5) مطلبی كه قابل توجه است این كه چون قبل از صفویه عزاداری به این سبك رایج نبوده و با جلوس شاه اسماعیل بر تخت سلطنت و چند ماه بعد از آن، تألیف كتاب «روضة الشهداء» در تبریز به پایان رسید ـ كه مجموعهی روایات رثایی و حماسی و دینی تركی و فارسی را دربارهی فاجعهی كربلا و یادآوری آن و انتقام گیری،  به زبان فارسی درآورد؛ پس در این جا هم، مانند برخی جاهای دیگر، خود را در برابر موقعیتی تناقض آمیز میبینیم كه در آن ایران شیعی، مصیبت نامهی كربلا را به صوفیای از سلسلهی «نقشبندی» مدیون است كه مسلماً به تقیّه متصفش كردهاند و احتمالاً مردی از اهل تسنن بوده كه در محافل صوفیگری و فتوت، هر چه بیشتر، اهلبیت و شهیدان كربلا را محترم میشمرده است. (6)  

http://ashooraeyan.mihanblog.com

از این جا روشن میشود كه با توجه به خلأ فرهنگی دوران صفویّه، سرودن شعر در مدح و رثای ائمه و شهدای كربلا؛ برای شاعران افتخاری بس بزرگ محسوب میشد. حتی میتوان گفت كه احتمالا‎ً اگر محركی مانند هفت بند محتشم كاشانی ـ كه در گسترش بعدی ذكر مصائب تأثیر به سزایی داشته نمیبود، تعزیهخوانی به جای مهمی نمیرسید.

در دهههای آخر قرن دهم، شاهد رواج مراسم عزاداری ماه محرم، بیشتر در مراكز شهری شیعی هستیم، در كنار عزایی عمومی كه میرود تا بیستم و حتی بیست و هشتم صفر نیز به طول انجامد، به موازات این امر روضهخوانی گسترش مییابد و از قرن یازدهم موجب افزایش خیرات برای جمع بسیاری كه به این مجالس روی میآورند، موجب افزایش خیر است میگردد؛ علاوه بر این، با این كه هیچ اطلاعی متكی بر ارقام در دست نیست؛ پس از آن كه در نیمهی دوم قرن یازدهم تدارك چشمگیری برای برگزاری عزای حسینی و تعزیههای سیّار آغاز میشود، حمایت رسمی از این مراسم باید كسب اهمیتی كرده باشد. (7)  

با روی كار آمدن دولت صفویّه و در آوردن مملكت به صورت كشوری شیعه و مقتدر تأثیری فراوان بر آیندهی آیین سوگواری محرم گذارد، به گونهای كه تظاهرات شكوهمند شیعیان در محرم هر سال، در نشر و اشاعهی مذهب تشیّع در فلات قارّه ایران، مساعدت فراوانی كرد. در این زمان كتاب «روضة الشهداء» به رشتهی تحریر درآمد و قوهی محركهای شد برای پیدایش مراسم محرم كه از بطن آن، سبك تازهای از فعالیّت به نام روضهخوانی یا قرائت «روضة الشهداء»، به وجود آمد. دو قرن و نیم بعد، این سبك به منزلهی رشتهای كه به وسیلهی آن، اشعار غنائی و متون و نمایشهای تعزیه به هم بافته شدند.» (8)  

از آن‌چه گذشت چنین برمیآید كه عزاداری به سبك موجود، از صدر اسلام نبوده، بلكه بیشتر از دوران صفویه به وجود آمده است، هر چند عدهای بر این باورند كه منشأ آن از زمان آلبویه میباشد؛ رواج سبك عزاداری صفویه میتواند به این دلیل باشد كه اولا:ً دولت روی كار آمده، شیعی بوده، تمام امكانات را در دست داشته است و ثانیاً: بیشتر مردم شیعه بودند و ترویج نهضت حسینی و بیان مظلومیتهای آن حضرت و اهل بیت و یارانش را میخواستند، بنابراین، دو عامل یاد شده در شكل گرفتن سبك موجود، نقش اساسی داشتند.

از سوی دیگر، عزاداری به این سبك، تازه و نو بوده است و كارشناسان فرهیخته و زبردست و آگاه، بر عملكرد آنها نظارت نداشتند؛ از این رو در ضمن كارهای صورت گرفته، مواردی نیز افزوده شد و مورد حمایت دولت صفوی قرار گرفت.

پی نوشتها:

1- تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، پترچلكووسكی، ترجمه، داود حاتمی، ص 10 تا 11، تهران، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، سال 1367.

2- همان منبع، پاورقی، توضیح مترجم، ص 11.

3- فتوت نامه سلطانی، مقدمه ص 95، تهران، چاپ محجوب، سال 1350.

- روضة الشهداء، حسین واعظ كاشفی سبزواری، بمبئی، تاجران كتب و مالكان مطیع محمدی، بمبئی، بیتا.

4- پترچلكووسكی، همان، ص 163 – 164، همچنین در پایان نامه مؤلف و كتاب دیگرش به نام اخلاص كامل به امام حسین(ع) به طور كامل به این موضوع پرداخته شده است.

5- پترچلكووسكی، ص 164؛ اخلاص كامل به امام حسین(ع)، ژانكالمار،  پاریس، بیتا، 1354 ش، 1975 م.

6- پترچلكووسكی، ص 165، اخلاص كامل به امام حسین(ع)، ژانكالمار.

7- پترچلكووسكی، همان، ص 165، 166.

8- همان، ص 165، اخلاص كامل به امام حسین(ع)، ص 366.

منبع: كتاب تحقیقی در نهضت عاشورا


موضوعات مطلب: پرسش های عاشورایی
+ نوشته شده توسط روح الله گل محمدی در  جمعه 2 بهمن 1388 ساعت 11:16 ب.ظ  نظرات -

اشتراك گذاری در بانگ اشتراك گذاری در نیوز پرس اشتراك گذاری در ایاكساشتراك گذاری در وی ویو اشتراك گذاری در خوش مزه

نقل اول: مجلسى فرموده است :
روایت شده است كه چون آدم علیه السلام به سوى زمین هبوط كرد، حوا را ندید. در جستجوى او در زمین مى گشت تا به كربلا گذر كرد. بیمار و اندوهگین شد و بى جهت دلتنگ گردید و در همان جا كه حسین علیه السلام كشته شده است بر زمین خورد و از پایش خون جارى شد. سر بر آسمان بلند كرد و گفت : خدایا! آیا خطاى دیگرى از من سر زده كه عقوبتم كردى ؟ من همه جاى زمین را گشتم و چنین ناگوارى كه در اینجا برایم پیش ‍ آمد، تا كنون برایم رخ نداده است . خداوند به وى وحى كرد كه : اى آدم ! از تو گناهى سر نزده است ، ولى فرزندت حسین در همین سرزمین مظلومانه كشته مى شود. خون تو جارى شد تا خون او را همراهى كرده باشد.
آدم پرسید: پروردگارا! آیا حسین پیغمبر خواهد بود؟ فرمود: نه ، ولى نواده محمد پیامبر است . پرسید: كشنده او كیست ؟ فرمود: قاتل او یزید است (لعنت شده آسمانیان و زمینیان ). آدم پرسید: اى جبرئیل ! پس من چه كنم ؟ گفتن اى آدم ! او را لعنت كن . آدم چهار بار لعنتش كرد و چند گام برداشت و به عرفات رسید و حوا را آنجا یافت . (1)
نقل دوم: صدوق گفته است :
عبدالوحد نیشابورى عطار در شعبان سال 352 روایت كرده است كه محمد بن على نیشابورى از فضل بن شاذان روایت كرده كه شنیدم امام رضا علیه السلام مى فرمود:
چون خداوند متعال به حضرت ابراهیم علیه السلام فرمان داد كه به جان فرزندش اسماعیل ، گوسفندى را قربانى كند كه برایش فرو فرستاد، ابراهیم آرزو كرد كه كاش با دست خود، پسرش اسماعیل را ذبح مى كرد و به ذبح گوسفند به جاى او مامور نمى شد، تا غمى كه با قربانى كردن عزیزترین فرزند با دست خویش بر دل یك پدر مى نشیند، بر دلش فرود آید و از این رهگذر، شایسته والاترین درجات اهل ثواب در مصیبت شود. خداى متعال به او وحى كرد: اى ابراهیم ! محبوبترى بندگان من نزد تو كیست ؟ گفت : خدایا محبوبتر از حبیب خودت محمد صلى الله علیه و آله در نظر من هیچ آفریده اى نیست .

http://ashooraeyan.mihanblog.com

خداوند به او وحى كرد: اى ابراهیم ! آیا او را بیشتر دوست دارى یا خودت را؟ گفت : او از خودم نزد من محبوبتر است . فرمود: آیا فرزند او در نظر تو محبوبتر است یا فرزند خودت ؟ گفت : فرزند او. فرمود: آیا كشته شدن مظلومانه او به دست دشمنانش براى دل تو درد آورتر است یا قربانى كردن فرزندت به دست خودت در راه اطاعت من ؟ گفت : پروردگارا! كشته شدن او به دست دشمنانش برایم جانكاهتر است . فرمود: اى ابراهیم ! گروهى كه خود را از امت محمد صلى الله علیه و آله مى پندارند، پس از او از روى ستم و تجاوز، فرزندش حسین علیه السلام را خواهند كشته همان گونه كه گوسفند را مى كشند، و با این كار، مستوجب خشم من مى شوند.
ابراهیم علیه السلام از این خبر بى تاب شد و دلش به درد آمد و گریان شد. خداوند به او وحى كرد: اى ابراهیم ! همین كه براى كشته شدن حسین علیه السلام بى تابى و گریه كردى ، این را فدیه بى تابى تو بر پسرت اسماعیل - اگر با دستان خود او را قربانى مى كردى - قرار دادم و بالاترین درجه ثواب صابران بر مصیبتها را بر تو واجب ساختم . این است معناى سخن خداوند كه فرمود: و فدیه اسماعیل قرار دادیم قربانى بزرگى را (2) ولا حول ولا قوه الا بالله العلى العظیم . (3)
نقل سوم: طریحى گفته است :
روایت شده كه روز موسى علیه السلام راه مى پیمود و یوشع بن نون نیز همراهش بود. چون به سرزمین كربلا آمد. كفش او پاره و بند آن گسسته شد و در پاهایش خار رفت و خون آمد گفت خداوندا! از من چه سر زده است ؟ خداوند به او وحى كرد: حسین علیه السلام در همینجا كشته مى شود خون تو براى همراهى با خون او اینجا ریخته مى شود. پرسید: پروردگارا! حسین كیست ؟ گفتند او نواده محمد مصطفى و فرزند على مرتضى است . گفت : قاتلش چه كس مى خواهد بود؟ گفته شد: او لعن شده ماهیان دریا و حیوانات صحرا و پرندگان هواست . موسى دستانش را بلند كرد و یزید را لعنت و نفرین كرد. یوشع بن نون هم آمین گفت و در پى كار خویش رهسپار شد.  (4)

پی نوشتها:

1- بحار الانوار، ج 44، ص 242.
2- سوره صافات ، آیه 107.
3- عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 187.
4- المنتخب ، ص 49.

منبع: كتاب مقتل امام حسین (علیه السلام )


موضوعات مطلب: اسرار عاشورا
+ نوشته شده توسط روح الله گل محمدی در  جمعه 2 بهمن 1388 ساعت 10:15 ب.ظ  نظرات -