تبلیغات
روایت عاشورا
 
روایت عاشورا
عاشورا پیام زندگی
سه شنبه 5 بهمن 1389

سوال: آیا سبك عزاداری موجود، از دورهی صفویه وارد فرهنگ شیعه شدهاست؟   

علی جدیدی از بناب                           

جواب: سوگواری و مرثیهسرایی برای سالار شهیدان(ع) در زمان ائمه معصومین)ع) رایج بوده و همچنین بر تداوم آن توصیه شده است. بزرگان دین نیز همواره شیعیان را بر ادامهی این امر مقدّس توصیه میفرمودند؛ اما این كه آیا عزاداری مرسوم زمان ما از همان ابتدا و از عصر امامان معصوم(ع) بوده یا پس از آنها رایج شده است، به نظر میرسد كه بعضی از شیوههای عزاداری، به ویژه تعزیه خوانی‎‎ها، بعد از ائمه(ع) به وجود آمده است، چنانكه پترچلكووسكی در این زمینه میگوید: «مراسم محرّم، حمایت و تشویق دربار صفوی را جلب كرد. یاد كرد شهادت امام حسین(ع) به صورت عملی میهن پرستانه درآمد. گزارشات متعدّدی از اجتماعات مزبور، كه اكثراً توسط فرستادگان سیاسی اروپا، مبلّغان، بازرگانان و سیاحان به ثبت رسیده، از اشخاصی سخن میگویند كه ملبّس به جامههای رنگارنگ (بوده)، به طور منظم پیادهروی میكردند، یا سوار بر اسبها و شترها، آفرینندهی وقایعی بودند كه به واقعهی حزنانگیز كربلا ختم میشد. نبردهای ساختگی توسط صدها تن از عزاداران ملبّس به جامههای همگون و مسلح به تیر و كمان و شمشیر و سلاحهای دیگر، به طور آهسته بازی میشد. سراسر نمایش با سوگنوا همراهی میشد و تماشاگران كه در امتداد گذرگاهها صف میكشیدند، بر سینه میزدند و در حالی كه دسته عزا از كنارشان رد میشد، فریاد میزدند: حسین، حسین، یا شاه شهیدان حسین.» (1)

برای مطالعه ادامه این سوال زیبا به ادامه مطلب رجوع كنید.

هر چند برخی، تاریخ شروع عزاداری به این سبك را به دورهی حكومت آلبویه نسبت دادهاند، ولی روضهخوانی یا قرائت كتاب «روضة الشهداء» و كتابهای مشابه بر روی منبر، از دورهی صفویه شروع شد.(2) در همان زمان كه مراسم محرم در دورهی صفویه رشد و توسعه مییافت، و شكل مهم و معروف دیگری از نمایش مذهبی پدید آمد كه نقل نمایشی زندگی و اعمال، رنج و مرگ شهیدان شیعه بود. موضوع این نمایش در اساس ـ هر چند هم اندك ـ،  همیشه در ارتباط با واقعهی كربلا بود، این داستانها از كتابی فارسی به نام «روضة الشهداء»(3)یا بهشت شهیدان، گرفته میشد و از اوایل سدهی شانزدهم در میان شیعیان به گونهای گسترده، انتشار یافت. دربارهی مراسم تعزیهخوانی و عزاداری در دورهی صفویه، ژان كالمارنین مینویسد: «تجدید خاطرهی فاجعه كربلا به صورتی كه در زمان صفویه جانی تازه گرفت، دنبالهی سنتی قدیمی از آداب مذهبی است؛ مانند زیارت بُقاع شهیدان كربلا، سینه زنی و روضهخوانی در روز عاشورا و در دهه اول محرم، كه به وسیلهی مسلمانانی كه گرایشهای عقیدتی گوناگون دارند اجرا میشده است،… موضوع گرفتن انتقام خون امام حسین(ع) كه از دیر باز بخش اعظم تجدید خاطرهی فاجعهی كربلا حكمفرما بوده و شاه اسماعیل ـ بنیانگذار سلسلهی پادشاهی صفوی ـ از آن برای تبلیغ و پیشبرد كارهای خود استفاده كرد.»(4)

ژان كالمار، قسمت بیشتری از تحولات عزاداری را به سنتهای دیرینهی ایران مربوط میداند و چنین میگوید: «به عقیده من قسمت اعظم این تحول، صرف نظر از جنبهی ایمانی و عقیدتی آن، تحت تأثیر سنتهایی به وجود آمده است كه ریشههای ژرف نزد ایرانیان دارد و حتّی صورت منقّحتر نمایشی مصائب روحانی را موجب گردیده است.(5) مطلبی كه قابل توجه است این كه چون قبل از صفویه عزاداری به این سبك رایج نبوده و با جلوس شاه اسماعیل بر تخت سلطنت و چند ماه بعد از آن، تألیف كتاب «روضة الشهداء» در تبریز به پایان رسید ـ كه مجموعهی روایات رثایی و حماسی و دینی تركی و فارسی را دربارهی فاجعهی كربلا و یادآوری آن و انتقام گیری،  به زبان فارسی درآورد؛ پس در این جا هم، مانند برخی جاهای دیگر، خود را در برابر موقعیتی تناقض آمیز میبینیم كه در آن ایران شیعی، مصیبت نامهی كربلا را به صوفیای از سلسلهی «نقشبندی» مدیون است كه مسلماً به تقیّه متصفش كردهاند و احتمالاً مردی از اهل تسنن بوده كه در محافل صوفیگری و فتوت، هر چه بیشتر، اهلبیت و شهیدان كربلا را محترم میشمرده است.(6)

وبلاگ روایت عاشورا - Www.Ashooraeyan.MihanBlog.Com

از این جا روشن میشود كه با توجه به خلأ فرهنگی دوران صفویّه، سرودن شعر در مدح و رثای ائمه و شهدای كربلا؛ برای شاعران افتخاری بس بزرگ محسوب میشد. حتی میتوان گفت كه احتمالا‎ً اگر محركی مانند هفت بند محتشم كاشانی ـ كه در گسترش بعدی ذكر مصائب تأثیر به سزایی داشته نمیبود، تعزیهخوانی به جای مهمی نمیرسید.

در دهههای آخر قرن دهم، شاهد رواج مراسم عزاداری ماه محرم، بیشتر در مراكز شهری شیعی هستیم، در كنار عزایی عمومی كه میرود تا بیستم و حتی بیست و هشتم صفر نیز به طول انجامد، به موازات این امر روضهخوانی گسترش مییابد و از قرن یازدهم موجب افزایش خیرات برای جمع بسیاری كه به این مجالس روی میآورند، موجب افزایش خیر است میگردد؛ علاوه بر این، با این كه هیچ اطلاعی متكی بر ارقام در دست نیست؛ پس از آن كه در نیمهی دوم قرن یازدهم تدارك چشمگیری برای برگزاری عزای حسینی و تعزیههای سیّار آغاز میشود، حمایت رسمی از این مراسم باید كسب اهمیتی كرده باشد.(7)

با روی كار آمدن دولت صفویّه و در آوردن مملكت به صورت كشوری شیعه و مقتدر تأثیری فراوان بر آیندهی آیین سوگواری محرم گذارد، به گونهای كه تظاهرات شكوهمند شیعیان در محرم هر سال، در نشر و اشاعهی مذهب تشیّع در فلات قارّه ایران، مساعدت فراوانی كرد. در این زمان كتاب «روضة الشهداء» به رشتهی تحریر درآمد و قوهی محركهای شد برای پیدایش مراسم محرم كه از بطن آن، سبك تازهای از فعالیّت به نام روضهخوانی یا قرائت «روضة الشهداء»، به وجود آمد. دو قرن و نیم بعد، این سبك به منزلهی رشتهای كه به وسیلهی آن، اشعار غنائی و متون و نمایشهای تعزیه به هم بافته شدند.»(8)

از آن‌چه گذشت چنین برمیآید كه عزاداری به سبك موجود، از صدر اسلام نبوده، بلكه بیشتر از دوران صفویه به وجود آمده است، هر چند عدهای بر این باورند كه منشأ آن از زمان آلبویه میباشد؛ رواج سبك عزاداری صفویه میتواند به این دلیل باشد كه اولا:ً دولت روی كار آمده، شیعی بوده، تمام امكانات را در دست داشته است و ثانیاً: بیشتر مردم شیعه بودند و ترویج نهضت حسینی و بیان مظلومیتهای آن حضرت و اهل بیت و یارانش را میخواستند، بنابراین، دو عامل یاد شده در شكل گرفتن سبك موجود، نقش اساسی داشتند.

از سوی دیگر، عزاداری به این سبك، تازه و نو بوده است و كارشناسان فرهیخته و زبردست و آگاه، بر عملكرد آنها نظارت نداشتند؛ از این رو در ضمن كارهای صورت گرفته، مواردی نیز افزوده شد و مورد حمایت دولت صفوی قرار گرفت.

پی نوشتها:

1- تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، پترچلكووسكی، ترجمه، داود حاتمی، ص 10 تا 11، تهران، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، سال 1367.

2- همان منبع، پاورقی، توضیح مترجم، ص 11.

3- فتوت نامه سلطانی، مقدمه ص 95، تهران، چاپ محجوب، سال 1350.

- روضة الشهداء، حسین واعظ كاشفی سبزواری، بمبئی، تاجران كتب و مالكان مطیع محمدی، بمبئی، بیتا.

4- پترچلكووسكی، همان، ص 163 – 164، همچنین در پایان نامه مؤلف و كتاب دیگرش به نام اخلاص كامل به امام حسین(ع) به طور كامل به این موضوع پرداخته شده است.

5- پترچلكووسكی، ص 164؛ اخلاص كامل به امام حسین(ع)، ژانكالمار،  پاریس، بیتا، 1354 ش، 1975 م.

6- پترچلكووسكی، ص 165، اخلاص كامل به امام حسین(ع)، ژانكالمار.

7- پترچلكووسكی، همان، ص 165، 166.

8- همان، ص 165، اخلاص كامل به امام حسین(ع)، ص 366.

منبع: كتاب تحقیقاتی در نهضت عاشورا، اثر محققین گروه تاریخ مركز مطالعات حوزه



نوع مطلب : آسیب های عاشورایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

http://ashooraeyan.mihanblog.com

و اینك پس از نقل پیام حسین بن على علیه السلام در دو بخش از امر به معروف و نهى از منكر، به بخش سوم این موضوع كه در آن پنج پیام نقل گردیده است ، مى پردازیم :
11-اللهم انك تعلم انه لم یكن ما كان منا تنافسا فى سلطان ، و لا التماسا من فضول الحطام ولكن لنرى المعالم من دینك ، ونظهر الاصلاح فى بلادك ، و یاءمن المظلومون من عبادك ، و یعمل بفرائضك ، سننك و احكامك . (1)
خدایا! بى شك تو مى دانى آن چه از ما سر زده (و مبارزه اى كه بر ضد بنى امیه شروع كرده ایم ) نه رقابت در به دست آوردن قدرت سیاسى است و نه جستجوى ثروت و نعمتهاى بیشتر، بلكه براى این است كه ارزشهاى درخشان آیینت را ارائه دهیم و در بلاد و شهرها اصلاحات پدید آوریم و بندگان ستمدیده ات را از حقوقشان برخوردار و ایمن سازیم و براى این است كه به قوانین و احكام تو عمل شود.
12 -اللهم انى احب المعروف و انكر المنكر، و انى اسئلك یا ذاالجلال و الاكرام بحق هذا القبر و من فیه الا اخترت لى من امرى ما هو لك رضى و لرسولك رضى . (2)
خدایا من دوستدار معروف و از منكر بیزارم . اى خداى بزرگ و كرامت بخش ! تو را به حق این قبر و به حق كسى كه در میان آن است ، سوگندت مى دهم كه در این تصمیم و اراده اى كه دارم ، راهى را براى منم بنمایى كه موجب رضا و خشنودى تو و پیامبرت باشد.
امام علیه السلام این جمله را در یك برهه حساس و در یك شرایط تاریخى در كنار قبر رسول خدا صل الله علیه وآله وسلم ایراد فرمود، آنگاه كه تصمیم گرفت مدینه را به سوى مكه ترك گوید و براى آخرین بار به زیارت قبر رسول خدا (ص ) شتافت و با جد بزرگوارش وداع نمود.
13-و انى لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، و انما خرجت لطلب الاطلاح فى امة جدى (ع ) ارید ان امر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسیر بسیرة جدى وابى على بن ابى طالب . (3)
و من نه از روى خود خواهى و یا براى خوشگذرانى و نه براى افساد و ستمگرى ، از مدینه خارج شدم بلكه هدف من از این سفر، امر به معروف و نهى از منكر و خواسته ام از این حركت ، اصلاح مفاسد امور است و احیا و زنده كردن سنت و قانون جدم رسول خدا (ص ) و راه و رسم پدرم على ابن ابیطالب است.
این جمله ها بخشى از متن وصیتنامه حسین بن على علیه السلام است كه هنگام حركت از مدینه خطاب به برادرش محمد بن حنیفه  نوشته است .
14-و انا ادعوكم الى كتاب و سنة نبیه ، فان السنة قد امیتت و البدعة قد احییت تسمعوا قولى اهدكم الى سبیل الرشاد . (4)
من شما را به كتاب و سنت پیامبرش دعوت مى كنم ، زیرا سنت فراموش شده و بدعت ، جاى آن را گرفته است ، اگر سخن مرا بشنوید، به راه سعادت و خوشبختى رهنمونتان خواهم بود
این جمله نیز كه بیانگر انگیزه قیام و حركت حسین بن على علیه السلام است ، از فرازهاى نامه اى است كه آن حضرت پس از ورود به مكه ، به سران شهر بصره مانند مالك بن مسمع بكرى ، مسعود بن عمرو، منذر بن جارود و... نگاشته است .
15-الا و ان هولاء قد لزموا طاعة الشیطان ، و تركوا طاعة الرحمان ، و اظهروا الفساد، و عطلوا الحدود، و استاثروا بالفى ء، واحلوا حرام الله ، و حرموا حلاله ، و انا احق ممن غیر . (5)
مردم آگاه باشید! اینان (بنى امیه ) به پیروى از شیطان گردن نهاده و اطاعت خدا را ترك نموده اند، فساد را ترویج و حدود خدا را تعطیل نموده اند و بیت المال را به خود اختصاص داده ، حرام خدا را حلال و حلال خدا را تحریم كرده اند و اینك من سزاوار و شایسته ام بر حكومت مسلمانان نه اینان كه اسلام را تغییر داده اند.
این جمله بخشى از سخنرانى مشروح حسین بن على علیه السلام است كه در منزل بیضه  در نزدیكى كربلا خطاب به سپاهیان حر ایراد فرمود.

پی نوشتها:

1- خطبه حسین بن على علیه السلام در منى / 71.
2- مقتل خوارزمى 1 / 186 و عوالم / 177.
3- مقتل مقرم / 139.
4- مقتل مقرم / 141 - 142 و طبرى 6 / 200.

5- مقتل مقرم / 185. طبرى 6 / 229. كامل ابن اثیر 3 / 280 و خوارزمى 1 / 234.

منبع: کتاب پیام عاشورا



نوع مطلب : پیام عاشورا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

1. تحلیل تکوین و ساختاری و کاربردی و آینده نگر فلسفه قیام عاشورا در ابعاد فرهنگی، تاریخی، اجتماعی و سیاسی تعمیق، بسط و گسترش آن.
2. استفاده متناسب از تکنولوژی آموزشی در مراکز آموزشی اعم از متوسطه و عالی و رسانه های جمعی خصوصاً صدا و سیما و مطبوعات به گونه ای که هم متضمن ارتقای سطح معلومات مخاطبین و هم حداکثر بهره گیری از منابع غنی و مستند باشد.
3. اتخاذ سیاست‌های تشویقی و انگیزش در چارچوب هدف‌های برنامه توسعه چهارم اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در زمینه «توسعه مشارکت‌های مردمی در عرصه فرهنگ دینی»، برنامه ریزی و اقدام‌های لازم برای حمایت از هیئت‌های مذهبی و تشکل‌های دینی با رویکرد بهبود کیفیت فعالیت ها و پرهیز از خرافات و انحرافات » باشد.
4. ایجاد زنجیره ای همگون از گروه های مرجع تأثیرگذار و تأثیرپذیر که در تعامل با یکدیگر بدون بوجود آوردن بحران ناشی از حساسیت در جهت گسترش فرهنگ اصیل عاشورا و «پرهیز از خرافات و بدعت ها» رهنمون شوند.
5. توسعه و حمایت آموزشی و پژوهشی از زیر ساخت های فکری و مولد فرهنگ اصیل عاشورایی .

http://ashooraeyan.mihanblog.com


6. رویکرد آموزشی و فرهنگی به مقوله خرافات و بدعت‌ها و شناخت ماهیت آسیب ها و مصادیق آن و تبیین روش های مناسب جهت کاهش خرافات و بدعت‌ها و ترمیم آسیب ها با استفاده از منابع معتبر و غنی.
7. توجه به ارتباط سیستمی سیر مقتل نگاری، با توجه به اینکه «مقتل نویسی، شعبه ای از دانش تاریخ اسلام است که ابتدای عصر نوین علوم مورد عنایت جامعه تاریخدانان مسلمان بوده است».
8. منابع شناسی در حوزه های مقتل شناسی و ادبیات آئینی.
9. تحلیل نگرش های فکری، فلسفی و کلامی درخصوص واقعه عاشورا.
10. تبیین نقش عوامل فرهنگی، تاریخی، کلامی و سیاسی در زمینه پیدایش تحریفات و بدعت‌ها.
11. بازشناسی نشانه های بدعت ها و تحریفات در حوزه اشکال و نمادهای فرهنگ عاشورا.
12. ریشه یابی و بررسی پیامدهای تحریفات و بدعت‌ها در فرهنگ دینی جامعه.
13. تعامل با مخاطبین در زمینه شناخت آسیب ها.
14. تعمیق و عمق بخشیدن سطح معلومات و اطلاعات مخاطبین در حوزه فرهنگ عاشورا.
15. تعریف روش‌های فرهنگی مقابله با تحریفات و بدعت‌ها.

منبع: مقاله مهندسی فرهنگ عاشورا، نوشته علیرضا مزروعی



نوع مطلب : فرهنگ عاشورایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

 

1. عزاداری امام سجاد(ع): از آنجایی كه حضرت امام زین العابدین(ع) هنگام شهادت پدر بزرگوارش، در كربلا حضور داشت و از عمق فاجعه آگاه و چگونگی شهادت آن عزیزان را مشاهده كرده بود؛ بنابراین، بر اساس روایات معتبر، آن حضرت تمام عمر باقی ماندهی خویش را عزادار بود و بر شهدای كربلا گریه می‎‎كرد، چنانكه اگرغذایی را خدمت حضرت سجاد(ع) قرار میدادند، اشك از چشمان مباركشان جاری میشد، تا جایی كه گاه غلامی از او میپرسد: آیا حزن و اندوه شما تمام نمیشود؟ حضرت میفرماید: وای بر تو! همانا یعقوب(ع) دوازده فرزند داشت، یكی از آنها ناپدید شد و یعقوب از شدّت اندوه چشمانش سفید (ونابینا) گردید، در حالی كه فرزندش یوسف زنده بود! ولی من پدر و برادر و عمو و هفده نفر از اهل بیتم و تعدادی از یاران پدرم را دیدم كه ذبح شده و به خون آغشته بودند؛ پس چگونه حزن و اندوهم تمام شود؟ (1)

در «المجالسالسنیّة» آمده است كه امام صادق(ع) دربارهی جدش ـ امام سجاد(ع) ـ فرمود: او چهل سال بر پدرش گریه كرد، در حالیكه روزها روزه میگرفت و شبها شبزندهداری میكرد و هنگامی كه زمان افطار فرا میرسید و یكی از غلامانش برای او غذا میآورد و عرض میكرد: ای مولای من! میل كنید؛ حضرت میفرمود: فرزند رسول خدا گرسنه شهید شد، فرزند رسول خدا تشنه شهید شد، و همینطور این كلام را تكرار و گریه میكرد تا این كه غذا و آب با اشك چشمش مخلوط میشد و این وضعیت همچنان ادامه داشت تا اینكه خدای خویش را ملاقات كرد و به دیدار حق شتافت. (2)

2. عزاداری امام باقر(ع): در كتاب «نهضة الحسین» (ص 152 ) آمده است: با آمدن ماه محرم، حزن و اندوه در اهلبیت نبوی(ع) ظاهر میگشت و آنان از شعرا میخواستند تا برای جدشان ـ امام حسین(ع) ـ مرثیهسرایی كنند. (3) همچنین در كاملالزیارات ابن قولویه آمده است كه امام باقر(ع) در روز عاشورا به سوگواری برای امام حسین(ع) امر فرموده، و در خانهی خویش مجلس عزا اقامه میكرد و…(4)

3. عزاداری امام صادق(ع): دربارهی عزاداری امام صادق)ع)  نیز روایات زیادی وارد شده است كه از شاعران درخواست مینمود برای جدّش مرثیهسرایی كنند و آنان را بر این امر مقدّس تشویق میكرد و اهلبیت او از پس پرده به مرثیهسرایی شاعران گوش میدادند و گریه و ناله میكردند. (5)

4.عزاداری امام موسی كاظم(ع): در این باره، امام رضا(ع) میفرماید: هنگامی كه محرم فرا میرسید، پدرم هرگز با حالت خنده و تبسم دیده نمیشد و ده روز اول محرم به همین شكل بود تا این كه روز دهم و روز عاشورا فرا میرسید و این روز، روز مصیبت و حزن و گریه او بود و میفرمود: عاشورا روزی است كه جدّم حسین(ع) را شهید كردند. (6)

5. عزاداری امام رضا(ع): دعبل خزاعی میگوید: در ایام دههی محرم به محضر آقا و مولای خود، علی بن موسی(ع)، در مرو شرفیاب شدم و آن حضرت را در حالی كه اصحابش دور او نشسته بودند، محزون یافتم. وقتی حضرت مرا دید فرمود: مرحبا بر تو دعبل! مرحبا بر كسی كه با دست و زبانش ما را یاری میكند؛ سپس حضرت مرا در كنار خودش جای داد و فرمود: ای دعبل! دوست داری شعر بخوانی؛ زیرا  این روزها ایام غم و اندوه بر ما اهل بیت و روز شادی دشمنان ما، به ویژه بنیامیه، است؛ سپس برخاست و پردهای بین ما و اهلبیتش زد و آنان را پشت پرده نشاند تا بر مصیبت جدّش حسین(ع) گریه كنند؛ آنگاه رو به من كرد و فرمود: ای دعبل! مرثیه بخوان! تو یاور ما و مرثیهسرای ما هستی، تا زمانی كه زندهای.(7) در این هنگام دعبل مرثیهسرایی را آغاز كرد. (8)

6. عزاداری در زمان چهار امام دیگر: در آن زمانها، عزاداری گاه سیر صعودی و گاه نزولی داشته است؛ مثلاً در زمان امام جواد(ع)، تا حدی امكان عزاداری برای شیعیان فراهم بود و این حالت تا زمان معتصم ادامه داشت؛ اما پس از آن، سیر نزولی یافت و شیعه برای عزاداری و احیای شعائر حسینی در فشار بود. (9) در این دوران نیز عزاداری در ایام محرم نسبت به ماهها و ایام دیگر بیشتر بود.

با توجه به بررسی سیره امامان معصوم(ع)، عزاداری سیدالشهدا در طول سال در مناسبتهای ویژه برپا بود، ولی در ایام محرم، مجالس سوگواری هر روز بر پا میشد و برخی از آنها، مانند امام سجاد(ع)، در ایام محرم سیاهپوش نیز بودند.(10)

پی نوشتها:

1- تاریخ النیاحة علی الامام الشهید الحسین بن علی(ع)، السید صالح الشهرستانی، تحقیق و اعداد، الشیخ نبیل رضا علوان، ص 118بیروت، دارالزهراء، چاپ اول، 1419ق ، و مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 166.

2- المجالس السنیّة، سید محسن امین، بیروت، دارالتعارف، چاپ ششم 1398 ق، ج 1، ص 155.

3- كامل الزیارات، ابن قولویه قمی، ص 111 تا 114، تهران، چاپ صدوق، چاپ اول، سال1375.

4- ر.ك: تاریخ النیاحة علی  الامام الشهید الحسین بن علی(ع)، ص120، المجالس السنیة، ج 5، ص 123. 

5- تاریخ سیدالشهدا، عباس صفائی حائری، ص 566، قم، انتشارات مسجد مقدس جمكران، چاپ اول، سال 1379،  امالی صدوق، مجلسی، ج 6، ص 205.

6- تاریخ النیاحة…، همان، ص 132، امالی صدوق، ج 2، ص 111.

7- بحارالانوار، ج40، ص 257.

8- همان، ص 157.

9- همان، ص 136 و 137.

10- سیاهپوش در سوگ ائمه نور، علی ابوالحسنی، منذر، ص 127 و 128، قم، مؤلف، چاپ اول، سال 1375. برای آگاهی بیشتر ر. ك: مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 166، امالی صدوق، مجلسی 29، ج 6، ص 205.

منبع: كتاب تحقیقاتی در نهضت عاشورا، اثر محققین گروه تاریخ مركز مطالعات حوزه



نوع مطلب : آسیب های عاشورایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 13 دی 1389

نافع ابن هلال جملى یكى از یاران امام دشمن را تیرباران مى كرد و مى گفت :

انا هلال الجملى

انا على دین على

یعنى در همان حال (در گیر و دار جنگ ) براى امیر المومنین علیه السلام تبلیغ مى كرد و نام او را مى برد و دین او را مى ستود تا دوازده نفر از اصحاب عمر بن سعد را به هلاكت رساند و كسانى را هم زخمى كرد در آخر كار بازوهاى او درهم شكست و از كار افتاد و او را دستگیر كردند و نزد ابن سعد بردند، ابن سعد از او پرسید نافع چرا ابن بلا را سر خود آوردى ؟

و شاید تصور مى كرد كه او مثل بسیارى از مردم اظهار پشیمانى مى كند و معذرت مى خواهد، نافع گفت خدا از نیت من در این كارى كه كرده ام آگاه است و در حالى كه خون از ریش او مى ریخت گفت : به خدا قسم دوازده نفر از شما را كشتم و كسانى را هم زخمى كردم و از این كار خود هیچ پشیمان نیستم و اگر شانه ها و بازوهاى من از كار نیفتاده بود نمى توانستند مرا دستگیر كنید نافع اول كسى از یاران امام بود كه او را دستگیر كردند و سپس به شهادت رساندند.

وبلاگ روایت عاشورا - Www.Ashooraeyan.MihanBlog.Com


و در همان دم مرگ هم سند زنده اى از ایمان و یقین و تشخیص صحیح خود به دست تاریخ سپرد، و تاریخ هم آن را با كمال امانت ضبط كرد، هنگامى كه شمشیر بر سر او بلند كردند گفت : الحمدالله الذى جعل منایانا على یدى شرار خلقه شكر خدا را كه اگر كشته مى شویم بدترین مردم ما را مى كشند.
این بود وضع روحى كسانى كه ما با كمال جرات پس از درود فرستادن بر آنها مى گوییم یالیتنا كنا معكم فنفوز معكم كاش ما هم با شما بودیم تا چون شما رستگار و سرفراز و سعادتمند مى گشتیم ما چرا هرگز نمى گوییم : شكر خدا را كه ما در آن روز نبودیم و به چنان امتحان گرفتار نشدیم و در ریختن خون مثل شما مردانى پاك و با فضیلت شركت نداشتیم ، آیا آن روز به حقیقت و راستى نزدیكتر است یا این شكرگزارى و شادمانى .

منبع: كتاب بررسى تاریخ عاشورا



نوع مطلب : یاران عاشورایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 52 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی