روایت عاشورا
عاشورا پیام زندگی

سعید وزیری که نویسنده : "سوگ " می باشد معتقد است بخش اعظم ادبیات مذهبی نیست. وی که یکی از متخصصان این حوزه می باشد در ادامه می فرماید:

اگر ادبیات عاشورا، قوی تر از این که هست، به میدان می آمد، ما امروز، شاهد مراثی، شعرها و نوحه های ضعیف و کم ارزش نبودیم.
واقعا دل هر انسان فرهیخته و اهل بیت دوستی به درد می آید، وقتی که در ایام شهادت و سوگواری امام حسین(ع) یا دیگر معصومین، شعرواره‌ها و آثار بسیار ضعیف و بعضا به دور از شان اهل بیت(ع) خوانده و شنیده می‌شود.

http://ashooraeyan.mihanblog.com


وی که آثار ادبی متعددی را در کارنامه فرهنگی خود دارد، افزود: شعر و داستان مذهبی، نوعی از انواع ادبیات ماست و هنوز جای کار جدی دارد، اما به اعتقاد من باید با رویکردی اجتماعی به وقایعی نظیر عاشورا پرداخت و به سوز و گدازهایی که دیگر کلیشه ای شده است، پایان داد، چرا که سوگ و سوگواری فقط بخشی از این نوع ادبیات است و قطعا بخش اعظم آن نیست.

منبع: مقاله نظرات شاعران و نویسندگان درباره ادبیات عاشورایی، با اندکی تغییر



نوع مطلب : ادبیات عاشورایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 23 اسفند 1388

گرچه در کارنامه حیات اجتماعی بشر، حماسه‏های بسیار بزرگی در طول تاریخ به ثبت رسیده است، اما به اعتراف بسیاری از صاحب‏نظران، هیچ یک از رخدادهای تاریخی قابل مقایسه با حماسه عاشورای امام حسین ‏علیه السلام نیست. در تمام حرکت‏های بزرگ اصلاح‏طلبانه و انقلاب‏های رهایی‏بخش حساس‏ترین مسئولیت‏ها بر عهده نیروهای توانمند جوان قرار داده می‏شود. در نهضت عاشورا نیز مهمترین و سرنوشت‏سازترین نقش‏ها را نیروهای جوان عهده دار بودند که طی آن هفتاد و دو تن از بهترین مردان شهید شدند.
امام رضا ( علیه‌السلام) به «ریان ابن شبیب‏» فرمود: «ای پسر شبیب! هجده نفر از ما بنی‏هاشم در کربلا شهید شدند که در روی زمین نظیر نداشتند. این هجده نفر به استثنای فرمانده لایق و پیشوای عالی‏قدر خود امام حسین (علیه‌السلام) که پنجاه وهفت‏ساله بود، همه جوان بودند؛ جوانان سی و پنج‏ساله و کمتر تا نوجوانان دوازده ساله و ده ساله! سایر جانبازان کربلا نیز اکثرا نسل جوان بودند. در حقیقت می‏توان گفت اکثریت فداکاران قهرمان کربلا را جوانان تشکیل می‏دادند» (1)
به گفته منابع، برخی از آنان سخت و برخی دیگر عادی می‌جنگیدند و گروهی همانند عبدالله بن حسن (علیه‌السلام) با سپر كردن دست، به دفاع از امام می‌پرداختند؛ آنان همچنان كه آگاهانه و بدون اكراه به كاروان امام پیوسته بودند، با شور و شوق و عشق و ایمان و اخلاص پا به عرصه نبرد می‌گذاشتند.
آن‌ها علاوه بر ایفای نقش رزمی، در زمینه فرهنگی نیز فعال بودند و آن را مقدم بر نبرد دانسته، ابتدا به مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن و سپس در قالب رجزها و اشعار به معرفی امام (علیه‌السلام) و زدودن غبار جهل و نادانی كوفیان پرداختند.
از اقدام آن‌ها در معرفی پیامبر (ص) و امامشان معلوم می‌شود كه تبلیغات سوء و هجمه فرهنگی دشمن شخصیت آن‌ها را ترور كرده و از آنان چهره‌ای غیر واقعی به مردم ارائه داده است و همان تهاجم فرهنگی بوده كه زمینه تهاجم نظامی را فراهم كرده و میزبان را با شمشیر آخته به استقبال میهمان برده است؛ چنان‌كه از موضوع قرار گرفتن دفاع و حمایت از دین و امام در تبلیغ دین استفاده می‌شود كه تصور و اندیشه سپاه كوفه از حضور حسین بن علی و یارانش در میدان نبرد دست‌یابی بر اهداف دنیوی و مادی بوده و او بر خلیفه مسلمین خروج كرده است.

http://ashooraeyan.mihanblog.com

دستگاه حكومتی یزید هم از ابتدا بر این امر واقف بود كه باید حسین و یارانش را یاغی، آشوب‌گر، خارجی و خشونت‌طلب و خود را پاس‌دار صلح و امنیت و حامی دین و منافع مردم معرفی كند. از این روست كه با گستاخی تمام، حسین (علیه‌السلام) و یارانش، سپاه كفر و یزید و لشكریانش، سپاه اسلام خوانده می‌شوند، چنان‌كه وقتی دستور حمله بر سپاه حسین بن علی (علیه‌السلام) صادر می‌شود، فریاد عمربن‌سعد بلند شده و خطاب به سپاهیان یزیدبن‌معاویه می‌گوید:
«یا خیل الله اركبی و بالجنه ابشری»؛ ای سپاهیان خدا! بر مركب سوار شوید و به بهشت دل خوش دارید (2)
یزیدیان را سپاه خدا دانسته، وعده بهشت می‌دهند، ولی حسین بن علی (علیه‌السلام) را بشارت آتش و جهنم، فریاد به نام حق «یا حسین! ابشر بالنار؛ ای حسین! به آتش بشارتت باد». (3)  از حلقوم ناپاك عبدالله بن حوزه به گوش رسد و اسیران دربند جهل و نادانی، همچنان ناآگاه. در چنین شرایطی برای یاران و سپاهیان حسین بن علی (علیه‌السلام) درد ناشی از نیزه و شمشیر، گواراتر از جهل و نادانی مردم بود. از این رو مسئولیت تبلیغ و آگاه كردن مردم، برای آنان وظیفه و جهادی دیگر در جبهه فرهنگی به شمار می‌آمد كه همزمان در حضور در جبهه نظامی، در آن جبهه نیز حضوری فعال داشتند و چنان كه اشاره كردیم، قبل از مقابله نظامی به مبارزه با تهاجم فرهنگی برخاسته و در آن شرایط بحرانی و دشوار، در فرصت‌هایی هرچند كوتاه، با ایراد رجزهای روشنگرانه و هدف دار خود به بیان حقایق و واقعیت‌ها پرداختند و بهانه ندانستن و نشناختن را از كوفیان گرفتند.
هنگامی که یزید بن معاویه شرافت و فضیلت را لگدکوب می‏کرد، این جوانان فداکار مردانه قیام کردند. سیمای جوانی این جوانان پر شور و از جان گذشته تا همیشه در تاریخ رستاخیز حسینی می‏درخشد. آری چهره تابناک آن جوانان بود که تلؤلؤ خاص قیام تاریخی حسین (علیه‌السلام) را در دل قرن‏ها به‏یادگار باقی نهاد.

پی نوشتها:

1- سیمای جوانان در قرآن و تاریخ اسلام، علی دوانی، ص 209.
2- بحارالانوار، ج 44، ص 391.

3- بحارالانوار، ج 45، ص 13

منبع: کتاب جوانان و نوجوانان در کربلا



نوع مطلب : فرهنگ عاشورایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 17 اسفند 1388
در روایت است كه پیامبر اكرم در راه به امام حسین برخورد كردند كه با كودكان بازى مى نمود، حضرت (كه از دیدن امام حسین به وجد آمده بود) جلو آمد و به طرف حسین آغوش گشود تا حسین را در بر گیرد، امام حسین به این طرف و آن طرف مى رفت ، پیامبر نى او را مى خنداند، تا اینكه او را گرفت ، یك دست زیر چانه حسین و دست دیگر پشت او قرار داد، سپس دهان مبارك را بر دهان حسین نهاد و آن را بوسید و فرمود: حسین منى و انا من حسین ، حسین از من است و من از حسین هستم ، محبوب خداست هر كه دوستدار حسین است  (1)

http://ashooraeyan.mihanblog.com


مكرر از پیامبر اكرم روایت كرده اند كه ایشان امام حسن و حسین را بر دوش مبارك یا بر پشت سوار نموده بود، گاهى مى فرمود: چه خوب مركبى دارید شما، و چه خوب سوارى هستید شما دو تا، و پدرتان از شما بهتر است  (2)
از خلیفه دوم روایت كرده اند كه گفت : دیدم كه حسن و حسین بر گردن پیامبر سوار شده اند، گفتم : اسب خوبى است براى شما، حضرت فرمود: ایندو هم سوار خوبى هستند (3) 

پی نوشتها:

1- كامل الزیارات ص 53
2- بحار ج 43 ص 286
3- بحار ج 43 ص 285

منبع: کتاب اسرار عاشورا جلد اول و دوم



نوع مطلب : اسرار عاشورا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نخستین كسى است در اسلام . از فرزندان ابیطالب كشته شد، جعفر بن ابیطالب علیه السلام بوده است . نام ابوطالب عبدمناف و وى فرزند عبدالمطلب است ، و نام عبدالمطلب شیبه و فرزند هاشم است ، و نام هاشم عمرو و فرزند عبدمناف است . و چنان كه گوید كنیه جعفر ابوعبدالله بوده است .
از ابى هریره حدیث كننده كه جعفر را ابومساكین )پدر مستمندان ) كنیه داده بودند و این حدیثى است كه محمد بن احمد صیرفى (به سند خود) از سعید بن ابى سعید از ابى هریرة براى من حدیث كرد.
جعفر سومین پسر ابیطالب است . بدین ترتیب كه بزرگترین پسر او طالب و پس از او عقیل و سپس جعفر و در آخر على بود. و هر كدام از این چهر پسر به ترتیب ده سال از دیگرى بزرگتر بودند و على از همه آنها كوچكتر بود. و این مطلبى است كه احمد بن محمد همدانى (به سند خود) از ابن عباس برایم حدیث كرد.
مادر این چهار تن : فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبدمناف است . و مادر فاطمه بنت اسد نیز فاطمه نام داشته و به حبى دختر هرم بن رواحه بن حجر بن عبد بن معیص بن امر بن لوى معروف است .
و مادر حبى : حدیة دختر وهب بن ثعلبة بن وائلة بن عمرو بن شیبان بن ... است .
مادر حدیة : فاطمه دختر عبید بن منقذ بن عمرو معیص ‍ است .
مادر فاطمه : سلمى دختر عامر بن ربیعة بن هلال بن ... است .
مادر سلمى : عاتكه دختر ابى همهمه است ، و نام ابى همهمه عمرو بن عبدالعزى بن ... است .
مادر عاتكه : تماضر دختر ابى عمرو بن عبدمناف بن قصى بن كلاب ... است .
مادر تماضر : حبیبه و او (معروف به ) كنیز خدا و دختر عبد یالیل بن سالم بان مالك بن .... است .
مادر حبیبه : فلانه دختر مخزوم بن اسامة بن صبح بن وائله بن .... است .
مادر تماضر : حبیبه و او (معروف به ) كنیز خدا و دختر عبد یالیل بن سالم ابن مالك بن .... است .
مادر فلانه ریطه دختر یسار بن مالك بن .... است .

http://Ashooraeyan.mihanblog.com


مادر ربطه : كلیه دختر قصیة بن سعد بن بكر بن هوازن بود.
مادر كلیه : حبى دختر حارث بن نابغه بن ... است .
فاطمه بنت اسد، نخستین زنى بود از زنان بنى هاشم كه با یك مرد هاشمى (از فامیل خود) ازدواج كرد، و براى او فرزند آورد (و بدین سبب فرزندان فاطمه از دو طرف ، هم از جانب پدر و هم از طرف مادر نسبشان به هاشم بن عبدمناف مى رسد(
این بانوى سعادتمند ، زمان بعثت رسول خدا صلى الله علیه و آله زنده بوده ، بدان حضرت ایمان آورده ، و در دین اسلام پایدارى نیز كرد و هنگامى كه مرگش فرا رسید آن حضرت را وصى خویش قرار داد و او هم وصیتش را پذیرفت . هنگامى كه از دنیا رفت پیغمبر بر جنازه اش نماز خواند و در قبرش فرود آمده و در آن خوابید (و چنان كه در روایت بعدى و برخى از روایات دیگر آمده است این كار را بدان جهت انجام داد كه فاطمه بدان سبب قبر در امان و آسوده باشد) و به نیكى او را ستوده و مدح بسیار فرمود.
ابن عباس حدیث كرده كه چون فاطمه بنت اسد، مادر على بن ابیطالب ، دنیا رفت ، پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله جامه خود را بر او پوشاند و در قبرش خوابید. اصحاب و یاران حضرت عرض كردند : اى رسول خدا! ما تا كنون ندیده ایم با كسى این گونه رفتار كنى ؟ فرمود: كسى پس از ابیطالب نسبت به من مهربانتر از این زن نبود، و اینكه من جامه خودم را به او بپوشاندم بدان خاطر بود كه این جامه سبب شود تا از جامه هاى بهشتى به او بپوشانند، و اینكه من در قبرش خوابیدم براى آن بود كه سختى هاى قبر بر او آسان گردد.
و على بن عباس مقانعى به اسناد خود از على علیه السلام براى من حدیث كرد كه فرمود: رسول خدا صلى الله علیه و آله به من دستور داد : مادرم فاطمه بنت اسد را (غسل دهم ، و من به دستور آن بزرگوار او را) غسل داد.
امام صادق علیه السلام فرمود : فاطمه بنت اسد یازدهمین زنى بود كه ایمان آورد، و او از كسانى بود كه در جنگ بدر حضور داشت .
و احمد بن محمد بن سعید به اسناد خود از زبیر بن عوام براى من حدیث كرد كه هنگامى كه این آیه بر پیغمبر صلى الله علیه و آله نازل شد: اى پیغمبر هنگامى كه زنان مومنة نزد تو آیند تا با تو بیعت كنند1))...  رسول خدا صلى الله علیه و آله زنان را براى بیعت با خویشتن دعوت فرمود، نخستین زنى كه آمد و با جناب بیعت كرد فاطمه بنت اسد بود. و نیز رسول خدا صلى الله علیه و آله فاطمه بنت اسد (مادر على بن ابیطالب علیه السلام ) را در مرحله روحاء مقابل حمام ابى قطیفه دفن كرد.

در قسمت بعدی درباره نحوه شهادت این بزرگوار صحبت می کنیم.

پی نوشتها:

1- ممتحنه : 12

منبع: کتاب ترجمه مقاتل الطالبین



نوع مطلب : یاران عاشورایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

معاویه در روز یك شنبه نیمه ماه رجب سال شصت هجرى , پس از نوزده سال و سه ماه حكمرانى , دردمشق از دنیا رفت سه روز طول كشید تا یزید توانست خود را از شكارگاه (حوران) به دمشق برساند و برجاى پدر بنشیند.
در ایـن زمـان فـرمـاندار مدینه , پسر عموى یزید, ولید بن عتبة بن ابى سفیان بود یزید نامه اى به اونـوشـت و بـه او دستور داد از مردم مدینه بیعت مجدد بگیرد قبل از این , معاویه در زمان حیات خودیك بار براى یزید از مردم بیعت گرفته بود.


هـمـراه بـا ایـن بـرنامه , در نامه اى محرمانه به او نوشت كه در گرفتن بیعت بر امام حسین (ع
) و عبداللّه بن زبیر و عبداللّه بن عمر و عبدالرحمن بن ابى بكر سخت گیرى كند و به او دستور داد هر كس از بیعت امتناع كرد گردنش را بزند و سرش را براى او بفرستد (1)

پی نوشتها:

1- مـقتل خوارزمى , چاپ مكتبة المفید, ص 80 ـ 177, ج 1, الاخبار الطوال , ص 7 ـ 225 و تاریخ طبرى , ج 4, ص 250

منبع: کتاب امام حسین و عاشورا از دیدگاه اهل سنت



نوع مطلب : داستان عاشورا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 52 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی