تبلیغات
روایت عاشورا - امام حسین(ع) در بیان علامه اقبال نویسنده معاصر
 
روایت عاشورا
عاشورا پیام زندگی

http://ashooraeyan.mihanblog.com

علامه اقبال، اندیشمند، عارف و شاعر شهیر پاكستانى، بحق از مفاخر عالم اسلام در قرون معاصر است. این متفكر بزرگ از پیشگامان نهضت بازگشت به خویشتن فرهنگى و از احیاگران اندیشه توحیدى است. اقبال در اشعار خود از خاندان وحى یادكردهایى دارد و تمایل او نسبت به اهل بیت نكته اى است كه به سادگى از سروده هایش مشخص مى گردد. وى در اشعار خود به نهضت خون رنگ عاشورا، علل و انگیزه ها، اهداف و دستاوردها و پى آمدهاى آن اشاراتى دارد. در مثنوى رمز بیخودى از حسین(علیه السلام)و نهضت خونینش سخن گفته و در معنى حریت اسلامى و سیر حادثه كربلا به گفتگو نشسته است:

برای مطالعه ادامه متن به ادامه مطلب رجوع كنید.

مریم از یك نسبت عیسى عزیز *** از سه نسبت حضرت زهرا عزیز

نور چشم رحمت للعالمین *** آن امام اولین و آخرین

بانوى آن تاجدار هل اتى *** مرتضى، مشكل گشا، شیر خدا

مادر آن مركز پرگار عشق *** مادر آن كاروانسالار عشق

آن یكى شمع شبستان حرم *** حافظ جعیت خیرالامم

وآن دگر مولاى ابرار جهان *** قوت بازوى احرار جهان

در نواى زندگى سوز از حسین *** اهل حق، حریت آموز از حسین

هر كه پیمان با هوالموجود بست *** گردنش از بند هر معبود رست

مؤمن از عشق است وعشق ازمؤمن است *** عشق را ناممكن ما ممكن است

عقل را سرمایه از بیم و شك است *** عشق را عزم و یقین لاینفك است *** عقل گوید شاد شو، آباد شو

عشق گوید بنده شو آزاد شو *** عشق را، آرام جان حریت است

ناقه اش را ساربان حریت است(1) *** در نگاه اقبال حسین(علیه السلام) حماسه ستیز عشق با عقل و هوس است:

آن شنیدستى كه هنگام نبرد *** عشق با عقل هوس پرور چه كرد

آن امان عاشقان پور بتول *** سرو آزادى ز بستان رسول

اله اله باى بسم اله پدر *** معنى ذبح عظیم آمد پسر(2)

ستیز هابیل و قابیل، موسى و فرعون، مسیح و قیصر، محمد و ابولهب و حسین و یزید همه و همه حلقه هایى است از زنجیره ستیز حق و باطل، كه از بدایت تاریخ تا نهایت آن گسترده است. حقیقت، از خون بزرگ مردانى چونان حسین حیات مى گیرد و باطل بقاى خود را وامدار بقاى یزیدیان است. در فلسفه اقبال، این تضادها و درگیریها در نهایت به سود نیروهاى حق جو و عدالت خواه پایان خواهد یافت و سامرى باطل، سرانجام داغ ماتم بر دل، در زیر پاى موسى شكسته و در قربانگاه عشق، سَر بریده خواهد شد.

موسى و فرعون و شبیّر و یزید *** این دو قوّت از حیات آمد پدید

اقبال براى مطالعه عاشورا و بهتر نگریستن به آن، از خلافت اسلامى و پیامبر(صلى الله علیه وآله)آغاز مى كند. او بدین نكته اذعان دارد كه خلافت اسلامى لااقل بعد از امام على بن ابیطالب(علیه السلام) رشته از قرآن گسیخته و راه بر كژراهه برده است. ثمره این حاكمیت سیاسى از قرآن گسسته چیست؟

اقبال اعتقاد بر آن دارد كه جدایى دین از سیاست دستاوردى جز زهر در كام آزادى ریختن ندارد. آزادى در نگاه اقبال تنها در سایه پیوند دین و سیاست ممكن است و لاغیر. نهضت خونین اباعبدالله(علیه السلام) همچون سحابى است كه آزادى مى بارد و عشق مى پرورد و رودى است كه از هر كجا كه مى گذرد جوانمردى را از خاك برمى انگیزد. حسین بن على(علیه السلام) در نگاه اقبال تبلور عینى و عینیت متبلور شعار اساسى توحید ـ لااله الاالله ـ است.

چون خلافت رشته از قرآن گسیخت *** حریت را زهر اندر كام ریخت

خاست آن سر جلوه خیر الامم *** چون سحاب قبله باران در قدم

بر زمین كربلا بارید و رفت *** لاله در ویرانه ها كارید و رفت

تا قیامت قطع استبداد كرد *** موج خون او چمن ایجاد كرد

بهر حق در خاك و خون غلطیده است *** پس بناى لا اله گردیده است(3)

عده اى از محققان برآن اند كه امام به انگیزه حكومت و با عدم علم به شهادت پا به كربلا نهاد، بنابراین شهادت هدف نبوده است. در مقابل این دیدگاه، نظریه دیگرى وجود دارد كه هدف نهایى امام(علیه السلام) را شهادت و رسوا نمودن رژیم اموى بهوسیله بذل خون مى داند. اندیشمندان و صاحب نظرانى كه به این نظریه معتقداند برآن اند كه امام با آگاهى به شهادت پاى به سرزمین كربلا نهاده است و شهادت انتخاب حسین بن على است. شهادت سلاحى است كه سالار شهیدان تاریخ براى مبارزه با رژیم یزیدى آگاهانه آن را برگزیده است. اقبال از زمره اندیشمندانى است كه بدین نظریه باور دارند. او در اثبات نظر خویش به نحوه  

حركت امام از مكه اشاره مى كند; خروج دسته جمعى و پر سر و صدا، تعداد كم نفرات، همراه بودن زنان و كودكان، ادامه راه با وجود خبردارشدن از شهادت مسلم ـ فرستاده امام به كوفه ـ ، اعلام متوالى این مطلب كه این كاروان به سوى شهادت مى رود و ...

اقبال هدف سیدالشهدا را حفظ عزت مسلمین و حراست از مرزهاى حماسه جاوید مى داند:

مدعایش سلطنت بودى اگر *** خود نكردى با چنین سامان سفر

دشمنان چون ریگ صحرا لاتعد *** دوستان او به یزدان هم عدد

سرّ ابراهیم و اسماعیل بود *** یعنى آن اجمال را تفصیل بود

تیغ بهر عزت دین است و بس *** مقصد او حفظ آیین است و بس

ما سوى اله را مسلمان بنده نیست *** پیش فرعونى سرش افكنده نیست

خون او تفسیر این اسرار كرد *** ملت خوابیده را بیدار كرد

تیغ لا چون از میان بیرون كشید *** از رگ ارباب باطل خون كشید

نقش الا الله بر صحرا نوشت *** سطر عنوان نجات ما نوشت

رمز قرآن از حسین آموختیم *** ز آتش او شعله ها اندوختیم

تار ما از زخمه اش لرزان هنوز *** تازه از تكبیر او ایمان هنوز

اى صبا اى پیك دور افتادگان *** اشك ما برخاك پاك او رسان(4)

 

پی نوشتها:

1ـ دیوان اشعار، اقبال لاهورى، ص 103.

2ـ همان، ص 74.

3- همان.

4ـ همان، برگرفته از روزنامه جمهورى اسلامى، شماره 1351 ـ 20 مهر 1366.

منبع: كتاب عزاداری



موضوع : عاشورا در بیان بزرگان 





زیارت سالار عشق
نظرسنجی
نجوا با ارباب
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :