تبلیغات
روایت عاشورا - خبر دادن خداوند به آدم (ع) از شهادت امام حسین (ع)
 
روایت عاشورا
عاشورا پیام زندگی

نقل اول: مجلسى فرموده است :
روایت شده است كه چون آدم علیه السلام به سوى زمین هبوط كرد، حوا را ندید. در جستجوى او در زمین مى گشت تا به كربلا گذر كرد. بیمار و اندوهگین شد و بى جهت دلتنگ گردید و در همان جا كه حسین علیه السلام كشته شده است بر زمین خورد و از پایش خون جارى شد. سر بر آسمان بلند كرد و گفت : خدایا! آیا خطاى دیگرى از من سر زده كه عقوبتم كردى ؟ من همه جاى زمین را گشتم و چنین ناگوارى كه در اینجا برایم پیش ‍ آمد، تا كنون برایم رخ نداده است . خداوند به وى وحى كرد كه : اى آدم ! از تو گناهى سر نزده است ، ولى فرزندت حسین در همین سرزمین مظلومانه كشته مى شود. خون تو جارى شد تا خون او را همراهى كرده باشد.
آدم پرسید: پروردگارا! آیا حسین پیغمبر خواهد بود؟ فرمود: نه ، ولى نواده محمد پیامبر است . پرسید: كشنده او كیست ؟ فرمود: قاتل او یزید است (لعنت شده آسمانیان و زمینیان ). آدم پرسید: اى جبرئیل ! پس من چه كنم ؟ گفتن اى آدم ! او را لعنت كن . آدم چهار بار لعنتش كرد و چند گام برداشت و به عرفات رسید و حوا را آنجا یافت . (1)
نقل دوم: صدوق گفته است :
عبدالوحد نیشابورى عطار در شعبان سال 352 روایت كرده است كه محمد بن على نیشابورى از فضل بن شاذان روایت كرده كه شنیدم امام رضا علیه السلام مى فرمود:
چون خداوند متعال به حضرت ابراهیم علیه السلام فرمان داد كه به جان فرزندش اسماعیل ، گوسفندى را قربانى كند كه برایش فرو فرستاد، ابراهیم آرزو كرد كه كاش با دست خود، پسرش اسماعیل را ذبح مى كرد و به ذبح گوسفند به جاى او مامور نمى شد، تا غمى كه با قربانى كردن عزیزترین فرزند با دست خویش بر دل یك پدر مى نشیند، بر دلش فرود آید و از این رهگذر، شایسته والاترین درجات اهل ثواب در مصیبت شود. خداى متعال به او وحى كرد: اى ابراهیم ! محبوبترى بندگان من نزد تو كیست ؟ گفت : خدایا محبوبتر از حبیب خودت محمد صلى الله علیه و آله در نظر من هیچ آفریده اى نیست .

http://ashooraeyan.mihanblog.com

خداوند به او وحى كرد: اى ابراهیم ! آیا او را بیشتر دوست دارى یا خودت را؟ گفت : او از خودم نزد من محبوبتر است . فرمود: آیا فرزند او در نظر تو محبوبتر است یا فرزند خودت ؟ گفت : فرزند او. فرمود: آیا كشته شدن مظلومانه او به دست دشمنانش براى دل تو درد آورتر است یا قربانى كردن فرزندت به دست خودت در راه اطاعت من ؟ گفت : پروردگارا! كشته شدن او به دست دشمنانش برایم جانكاهتر است . فرمود: اى ابراهیم ! گروهى كه خود را از امت محمد صلى الله علیه و آله مى پندارند، پس از او از روى ستم و تجاوز، فرزندش حسین علیه السلام را خواهند كشته همان گونه كه گوسفند را مى كشند، و با این كار، مستوجب خشم من مى شوند.
ابراهیم علیه السلام از این خبر بى تاب شد و دلش به درد آمد و گریان شد. خداوند به او وحى كرد: اى ابراهیم ! همین كه براى كشته شدن حسین علیه السلام بى تابى و گریه كردى ، این را فدیه بى تابى تو بر پسرت اسماعیل - اگر با دستان خود او را قربانى مى كردى - قرار دادم و بالاترین درجه ثواب صابران بر مصیبتها را بر تو واجب ساختم . این است معناى سخن خداوند كه فرمود: و فدیه اسماعیل قرار دادیم قربانى بزرگى را (2) ولا حول ولا قوه الا بالله العلى العظیم . (3)
نقل سوم: طریحى گفته است :
روایت شده كه روز موسى علیه السلام راه مى پیمود و یوشع بن نون نیز همراهش بود. چون به سرزمین كربلا آمد. كفش او پاره و بند آن گسسته شد و در پاهایش خار رفت و خون آمد گفت خداوندا! از من چه سر زده است ؟ خداوند به او وحى كرد: حسین علیه السلام در همینجا كشته مى شود خون تو براى همراهى با خون او اینجا ریخته مى شود. پرسید: پروردگارا! حسین كیست ؟ گفتند او نواده محمد مصطفى و فرزند على مرتضى است . گفت : قاتلش چه كس مى خواهد بود؟ گفته شد: او لعن شده ماهیان دریا و حیوانات صحرا و پرندگان هواست . موسى دستانش را بلند كرد و یزید را لعنت و نفرین كرد. یوشع بن نون هم آمین گفت و در پى كار خویش رهسپار شد.  (4)

پی نوشتها:

1- بحار الانوار، ج 44، ص 242.
2- سوره صافات ، آیه 107.
3- عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 187.
4- المنتخب ، ص 49.

منبع: كتاب مقتل امام حسین (علیه السلام )



نوع مطلب : اسرار عاشورا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی