تبلیغات
روایت عاشورا - جعفر بن ابیطالب ( قسمت دوم )
 
روایت عاشورا
عاشورا پیام زندگی

همان طور که در قسمت قبل قول داده بودیم در این قسمت قصد داریم درباره نحوه شهادت جعفر بن ابیطالب صحبت نماییم.

جریان مراجعت جعفر بن ابیطالب را از حبشه از كتاب مغازى محمد بن جریر طبرى براى خود او، در ضمن احادیثى كه در برخى از موارد شبیه به یكدیگرند و همچنین نام اشخاصى از مهاجرین كه همراه او بودند، خواندم و وى تصدیق كرد. من احادیث مزبور را هر كدام با شرح و تفصیل آن در جاى خود نقل كرده ام .
محمد بن ابراهیم )به سند خود) از شعبى نقل كرده كه او گفت : هنگامى كه رسول خدا صلى الله علیه و آله خبیر را فتح كرد جعفر بن ابیطالب از حبشه بازگشت ، رسول خدا صلى الله علیه و آله او را در بر كشید و میان دیدگانش را مى بوسید و مى فرمود : نمى دانم به كدامیك بیشتر شادمان باشم : به آمدن جعفر یا به فتح خبیر؟
ابن اسحاق و زهرى گفته اند : چون از حبشه مراجعت كرد، رسول خدا صلى الله علیه و آله او را به موته(1) فرستاد.
ابن اسحاق از عروة بن زبیر حدیث كند كه گفت : لشكر مزبور را پیغمبر صلى الله علیه و آله در ماه جمادى سال هشتم هجرى به موته فرستاد، و زید بن حارثه را بر ایشان امیر و فرمانروا كرد، و فرمود : اگر براى زید پیش آمد ناگوارى اتفاق (و شهید شد) جعفر بن ابیطالب امیر سپاه باشد، و اگر براى جعفر پیشامدى رخ داد عبدالله بن رواحه امیر لشكر باشد (2)
محمد بن جریر طبرى به سند از زید بن ارقم نقل كند كه گفت : لشكر مذبور از مدینه حركت كرده به راه افتاد و همین كه به سر حد بلقاء )از نواحى شام ) رسیدند لشكر بزرگى كه از مردم روم و اعراب (سرحدى كه تحت حكومت روم بودند) تشكیل شده بود، سر راه به آنان قرار گرفت ، مسلمانان به دهى كه نامش موته بود پناهنده شدند، و در آنجا دو سپاه براى جنگ آماده شده و مسلمانان لشكر را بدین ترتیب آراستند كه میمنه و سمت راست آن را به مردى از قبیله عذرة كه قطبة بن قتاده نام داشت ، سپردند و میسره و سمت چپ لشكر را به مردى از انصار كه عبادة بن مالك نام داشت ، سپرده و جنگ را شروع كردند. زید بن حارثه با پرچم خود (كه رسول خدا صلى الله علیه و آله به دستش داده و او را بدان مفتخر ساخته بود) جنگید تا از پا در آمده و به شهادت رسید. پس ‍ از او جعفر بن ابیطالب پرچم را به دست گرفته ، شروع به جنگ كرد و چون دید دشمن دورش را احاطه كرده و راه از هر سو بسته است ، خود را از اسب سرخ رنگى كه داشت به زمین افكنده و آن را پى كرد و همچنان پیاده جنگید تا به درجه شهادت رسد و او نخستین كسى بود كه در اسلام اسب خود را پى كرد.
عباد بن عبدالله از پدر رضاعى خود - كه یكى از بنى مره است و در جنگ موته حاضر بوده - روایت كند كه گفت : گویا هم اكنون مى نگرم (و این منظره از نظرم محو نمى شود) كه جعفر خود را از اسب سرخ مویش به زمین انداخت و آن را پى كرد.
عبدالرحمن بن سمره گوید: خالد بن ولید - كه مسلمانان آخر كار او را به فرمانروایى انتخاب كردند - مرا براى رساندن خبر جنگ موته به نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله فرستاد، همین كه من به مدینه رسیده و وارد مسجد شدم ، رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: اى عبدالرحمن به جاى خود باش (تا من خود جریان جنگ را بگویم ) آن گاه فرمود: زید بن حارثه پرچم را گرفت و جنگید تا كشته شد، خدایش رحمت كند! سپس جعفر بن ابیطالب پرچم را به دست گرفت و جنگید تا كشته شد، خداوند جعفر را رحمت كند، سپس عبدالله بن رواحه پرچم را به دست گرفت و جنگ كرد تا كشته شد، خدایش ‍ رحمت كند!
اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله كه اطرافش بودند ( و این سخنان را از آن حضرت شنیدند) گریستند، و پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله بدانها فرمود: چرا گریه كنند؟ گفتند: چگونه نگرییم با اینكه (در این جنگ ) بزرگان و مردان با فضیلت و شریف ما از دستمان رفت ؟ حضرت فرمود: گریه نكنید، زیرا حكایت امت من حكایت آن باغى است كه صاحبش براى آبادى آن اقدام كند، چاههاى آب آن را اصلاح كرده و جویهاى آن را آماده مى سازد و شاخه هاى (زاید) آن را بتراشد، و در سر سال گروهى از میوه هاى آن را بخوراند، سپس در سال دیگر گروه دیگرى را میوه دهد، و همچنین در سال بعد نیز گروهى دیگر را میوه دهد، و شاید میوه اى كه در آخر دهد بهتر و نیكوتر باشد. سوگند بدان خدایى كه مرا به راستى و حقیقت برانگیخته است كه عیسى ابن مریم در میان امت من مانند حواریین خود را خواهد یافت (3)
كعب بن مالك در رثاء جعفر بن ابیطالب اشعار ذیل را سروده است :

هدالعیون و دمع عینك یهمل

سحا كما و كف الضباب امحضل

و كانما بین الجوانح والحشا

مما تاوبنى شهاب مدخل

وجدا على النفر الذین تتابعوا

یوما بموتة اسندوا لم ینقلوا

صلى الاله علیهم من فتیة

و سقى عظامهم الغمام المسبل

صبروا بمومة للاله نفوسهم

عندالحمام حفیظة ان ینكلوا

اذا یهتدون بجعفر و لوائه

قدام اولهم و نعم الاول

حتى تفرقت الصفوف و جعفر

حیث التقى و عث الصفوف مجدل

فتغیر القمر المنیر لفقده

والشمس قد كسفت و كادت تافل

قوم بهم نصر الاله عباده

و علیهم نزل الكتاب المنزل

و بهدیهم رضى الاله لخلقه

و بجدهم (4) نصر النبى المرسل

بیض الوجوه ترى بطون اكفهم

تندى اذا اعتذر الزمان الممحل

وبلاگ روایت عاشورا - Www.Ashooraeyan.MihanBlog.Com

1- چشمها به خواب رفتند ولى اشك چشم من مانند باران ریزان است .
2- گویا میان سینه من از این غم و اندوه شراره آتش زبانه مى كشد.
3- اندوه بر آن مردانى كه در جنگ موته (برابر دشمن ) پایدارى و كوشش كرده و از جاى خود عقب نشینى نكردند.
4- درود خدا بر آن جوانمردانى باد كه ابرهاى ریزان بر استخوانها ببارید.
5- هنگامى كه مرگ فرا رسید اینان در راه خدا بردبارى كردند، و براى ترساندن دشمن واپس نرفتند.
6- راهنماى ایشان و جلودارشان جعفر و پرچمش بود و راستى چه بسیار جلودار و پیشرو خوبى بود.
7- در نتیجه جنگى كه شد) صفهاى لشكر پراكنده شد، و جعفر كه سخت او را از هر جانب احاطه كرده بودند، به زمین افتاد.)
8- از فقدان آن رادمرد گویى ماه درخشنده تاریك شد و خورشید گرفت و نزدیك بود یكسره از دیده ها پنهان شود.
9- او از فامیلى بود كه به وسیله آنان خداوند بندگان خود را یارى كرد، و كتاب آسمانى بر آنان فرود آمد.
10- خداى تعالى راهنمایى ایشان را براى خلق خود پذیرفت و به وسیله جد ایشان (عبدالمطلب ) یا به تیزى شمشیر ایشان پیمبر مرسل خود را یارى كرد.
11- سفیدرویانى كه در روزگار قحطى سخت مردم از خوان جود و كرمشان بهره مند مى گشتند.
ابوهریرة به عقیده خود گوید: كسى پس از رسول خدا صلى الله علیه و آله بر پشت اسبها و كوهان شتران سوار نشده و كفش نپوشیده است كه فضیلتش بیش از جعفر بن ابیطالب بوده باشد.
ابوسعید خدرى گوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: بهترین مردمان حمزه و جعفر و على علیه السلام هستند.
ابوهریره گوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: جعفر را دیدم كه در بهشت به وسیله دو بال ( كه خداوند به او عنایت كرده ) با فرشتگان پرواز مى كرد.
امام صادق علیه السلام از پدرش حضرت باقرالعلوم علیه السلام نقل كرده كه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: مردمان از ریشه هاى مختلف و گوناگونى آفریده شده اند ولى من و جعفر از یك ریشه و تیره خلق شده ایم .
و نیز از آن جناب روایت شده است كه رسول خدا صلى الله علیه و آله به جعفر فرمود: تو در خوى و آفرینش شبیه من هستى .
امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله علیه و آله بیرون آمد و در حالى كه مى فرمود مردم از ریشه هاى مختلف اند و من و جعفر از یك ریشه ایم .

پی نوشتها:

1- موته - یا موته - نام جایى است در حدود شام و در آنجا میان مسلمانان كه سه هزار نفر بودند با لشكر روم كه متجاوز از صد هزار تن بودند كارزار سختى شد، و در این جنگ مسلمانان شكست خوردند و چنان كه پس از این بیاید در این جنگ جعفر بن ابیطالب و زیدبن حارثه و عبدالله بن رواحه و جمعى دیگر شهید شدند و خالد بن ولید باقیمانده لشكر را برداشته به مدینه بازگشت ، و چون به مدینه آمدند كودكان مدینه خاك به رویشان مى ریختند و بدانها مى گفتند : اى گریختگان و فرار كنندگان از راه خدا! رسول خدا صلى الله علیه و آله مى فرمود : اینان گریختگان و فرار كنندگان از راه خدا! رسول خدا صلى الله علیه و آله مى فرمود : اینان گریختگان نیستند، و ان شاء الله مجددا باز خواهند گشت  
2- بر طبق روایات شیعه ، رسول خدا(ص ) جعفر را امیر اول جنگ قرار داد و سپس به ترتیب زید بن حارثه و عبدالله رواحة را، و محدثین شیعه این را هم یكى از موارد ستمى مى دانند كه بر امیر المومنین علیه السلام روا داشته اند به شرحى كه در جاى خود گفته اند. براى اطلاع بیشتر به جلد 21 بحار الانوار، ص 50 به بعد مراجعه شود.
3- على بن عبدالله بن جعفر - كه از نواده هاى جعفر است - گوید: روزى كه جعفر ابن ابیطالب كشته شد سى و سه سال و یا سى و چهار سال از عمرش گذشته بود، ولى این سخن من (صحیح نیست و) موهوم آید زیرا جعفر در سال هشتم هجرى كشته شد، و از روز بعثت رسول خدا صلى الله علیه و آله تا آن روز بیست و یك سال گذشته بود، و با توجه به اینكه جعفر از برادرش امیرالمؤ منین على علیه السلام ده سال بزرگتر بوده ، وعلى علیه السلام هنگامى كه ایمان آورد، بنابر اختلاف روایات پانزده ساله - چنان كه بیشتر مورخین گفته اند - و با هفت ساله - چنان كه دسته اى گویند - بوده است ، و به طور مسلم و بدون هیچ اختلافى على علیه السلام در همان سال بعثت ایمان آورد، و به هر ترتیبى كه حساب كنیم عمر جعفر هنگام شهادتین چند سال زیادتر از این مقدارى است كه او گفته است .
زیرا بنا بر اینكه سن على علیه السلام را هنگام بعثت پانزده سال حساب كنیم ، سن جعفر در روز شهادت چهل و شش سال مى شود، و اگر هفت سال حساب كنیم سى و هشت سال مى شود،. و به هیچ كدام از حسابها سى و سه و یا سى و چهار سال صحیح نیست

4- در بعض نسخه ها بحدهم با حاء مهمله است .

منبع: کتاب ترجمه مقاتل الطالبین



موضوع : یاران عاشورایی 





زیارت سالار عشق
نظرسنجی
نجوا با ارباب
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :