روایت عاشورا
عاشورا پیام زندگی
دوشنبه 13 دی 1389

نافع ابن هلال جملى یكى از یاران امام دشمن را تیرباران مى كرد و مى گفت :

انا هلال الجملى

انا على دین على

یعنى در همان حال (در گیر و دار جنگ ) براى امیر المومنین علیه السلام تبلیغ مى كرد و نام او را مى برد و دین او را مى ستود تا دوازده نفر از اصحاب عمر بن سعد را به هلاكت رساند و كسانى را هم زخمى كرد در آخر كار بازوهاى او درهم شكست و از كار افتاد و او را دستگیر كردند و نزد ابن سعد بردند، ابن سعد از او پرسید نافع چرا ابن بلا را سر خود آوردى ؟

و شاید تصور مى كرد كه او مثل بسیارى از مردم اظهار پشیمانى مى كند و معذرت مى خواهد، نافع گفت خدا از نیت من در این كارى كه كرده ام آگاه است و در حالى كه خون از ریش او مى ریخت گفت : به خدا قسم دوازده نفر از شما را كشتم و كسانى را هم زخمى كردم و از این كار خود هیچ پشیمان نیستم و اگر شانه ها و بازوهاى من از كار نیفتاده بود نمى توانستند مرا دستگیر كنید نافع اول كسى از یاران امام بود كه او را دستگیر كردند و سپس به شهادت رساندند.

وبلاگ روایت عاشورا - Www.Ashooraeyan.MihanBlog.Com


و در همان دم مرگ هم سند زنده اى از ایمان و یقین و تشخیص صحیح خود به دست تاریخ سپرد، و تاریخ هم آن را با كمال امانت ضبط كرد، هنگامى كه شمشیر بر سر او بلند كردند گفت : الحمدالله الذى جعل منایانا على یدى شرار خلقه شكر خدا را كه اگر كشته مى شویم بدترین مردم ما را مى كشند.
این بود وضع روحى كسانى كه ما با كمال جرات پس از درود فرستادن بر آنها مى گوییم یالیتنا كنا معكم فنفوز معكم كاش ما هم با شما بودیم تا چون شما رستگار و سرفراز و سعادتمند مى گشتیم ما چرا هرگز نمى گوییم : شكر خدا را كه ما در آن روز نبودیم و به چنان امتحان گرفتار نشدیم و در ریختن خون مثل شما مردانى پاك و با فضیلت شركت نداشتیم ، آیا آن روز به حقیقت و راستى نزدیكتر است یا این شكرگزارى و شادمانى .

منبع: كتاب بررسى تاریخ عاشورا



موضوع : یاران عاشورایی 





زیارت سالار عشق
نظرسنجی
نجوا با ارباب
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :