روایت عاشورا مطالب جامعی درباره ی واقعه ی عاشورا از جمله پیام عاشورا ، احادیث عاشورا ، معرفی كتب عاشورایی ، نمای عاشورایی ، موبایل عاشورایی و ... tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com 2018-10-15T03:31:10+01:00 mihanblog.com بهترین فلزیاب چیست؟ 2018-09-09T16:03:00+01:00 2018-09-09T16:03:00+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/261 چندین نوع فلزیاب وجود دارد. نه تنها نوع فلزیاب، بلکه شرایط زمین و جستجو و همچنین نوع اشیایی که مورد جستجو قرار میگیرند هم متفاوت هستند. این تفاوت ها منجر به تاکید بر ویژگی های مختلف در فلزیاب های مختلف میشود. لازم است که فلزیاب‌ درست را برای هر کاری پیدا کنید. به عنوان مثال، یک اسکنر گنج (گنج‌یاب) برای پیدا کردن قطعات کوچک طلا در یک محیط معدنی غنی ایده آل نیست. در واقع، اسکنر گنج برای هدفهای بزرگتر ساخته شده است، نه برای قطعات کوچک فلزی در زمین. این امر به کاربر کمک
]]>
ربات افزایش فالوور اینستاگرام چگونه کار می کند 2018-08-13T15:10:35+01:00 2018-08-13T15:10:35+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/260 شبکه اجتماعی اینستاگرام یکی از پرکاربرد ترین اپلیکیشن های در حال حاضر است. تعداد زیادی از کاربران این اپلیکیش را ، ما ایرانی ها تشکیل می دهیم و همین همه گیر بودن این نرم افزار فرصت مناسبی برای کسب و کار ها است تا با تبلیغات در این فضا ، خود را به میلیون ها نفر در سرتاسر ایران معرفی کنند. اما چگونه باید اقدام به افزایش فالوور اینستاگرام نمود و موفقیت در این فضا را تضمین کرد ؟ بهترین روش افزایش فالوور اینستاگرام شبکه اجتماعی اینستاگرام ، یکی از پرکاربر

شبکه اجتماعی اینستاگرام یکی از پرکاربرد ترین اپلیکیشن های در حال حاضر است. تعداد زیادی از کاربران این اپلیکیش را ، ما ایرانی ها تشکیل می دهیم و همین همه گیر بودن این نرم افزار فرصت مناسبی برای کسب و کار ها است تا با تبلیغات در این فضا ، خود را به میلیون ها نفر در سرتاسر ایران معرفی کنند. اما چگونه باید اقدام به افزایش فالوور اینستاگرام نمود و موفقیت در این فضا را تضمین کرد ؟

بهترین روش افزایش فالوور اینستاگرام

شبکه اجتماعی اینستاگرام ، یکی از پرکاربرد ترین اپلیکیشن هایی است که میزان استفاده زیادی در کشورمان دارد از همین رو ، اینستاگرام به فضایی مناسب برای تبلیغات تبدیل شده است و شما می توانید با صرف هزینه ای معقول ، کالا و خدمات خود را به هزاران نفر معرفی نمایید و بازخورد آنها را در همان روز مشاهده کنید. اما تبلیغات در اینستاگرام ، نیازمند داشتن فالوور بالا است تا کالا و خدمات شما فرصت دیده شدن توسط تعداد افراد زیادی را داشته باشید . اما بهینه ترین روش افزایش فالوور اینستاگرام چیست ؟

روش های متعددی وجود دارد که شما می توانید از آنها استفاده کنید و فالوور اینستاگرام خود را افزایش دهید. ولی زمانی که شما نیاز به افزایش فروش و تبلیغ کسب و کار خود در اینستاگرام را دارید ، کیفیت فالوورهای شما بسیار بر میزان فروش و دیده شدن شما موثر است.

روش های متنوع و مختلفی وجود دارد که شما قادرید فالوور های فیک با قیمت بسیار پایین خرید نمایید و به سرعت تعداد فالوور های خود را بالا ببرید ، اما این افزایش فالوور تنها در ظاهر صورت می گیرد و افزایشی در دیده شدن برند شما و افزایش لایک و کامنت های شما نخواد داشت.

در حال حاضر روش های متوعی موجود دارد ، اما شما برای موفقیت در بازاریابی اینستاگرامی خود باید بهترین روش را انتخاب کنید تا بتوانید فالوور واقعی و ایرانی دریافت نمایید و همچنین فاکتور زمان و هزینه را نیز در نظر بگیرید.

ربات افزایش فالوور اینستاگرام

اگر شما به دنبال خرید فالوور هدفمند باشید ، ربات اینستاگرام بهترین راهکار برای شما است. این ربات با قابلیت افزایش فالوور پیج اینستاگرام شما ، می تواند تحولی در کسب و کار اینستاگرامی شما ایجاد نماید و فروش شما را از طریق اینستاگرام دو چندان کند.

توجه داشته باشید که افزایش فروش و توجه به پست های شما ، جز با فالوور واقعی انجام نمی پذیرد و فالوور فیک و غیر ایرانی برای پیج اینستاگرام شما هیچ فایده ای نخواهد داشت.

امکانات جذاب بسیاری در این ربات قرار دارند که می توان چند مورد آن اشاره کرد :

ارسال دایرکت اتوماتیک : هاری فالوور قادر است تا پیام شما را به صورت خودکار برای کسانی که شما را فالو می کنند ارسال نماید

لایک اتوماتیک : شما می توانید این تنظیم را در ربات اینستاگرام انجام دهید تا به صورت خودکار پست اول کسانی که شما را فالو می کنند ، لایک شود.

پست اتوماتیک : با استفاده از این ویژگی شما می توانید پست های اینستاگرامی خود را به صورت زمان بندی شده در سایت قرار دهید تا به صورت خودکار روی پیج اینستاگرام شما ارسال شود.

خرید فالوور هدفمند ، روشی بر اساس علاقه کاربران

ربات اینستاگرام یکی از قدیمی ترین فعالان در حوزه تبلیغات اینستاگرامی است. ربات اینستاگرام به صورت کاملا هدفمند اقدام به افزایش فالوور می نماید. شما در این روش افرادی را جذب خواهید کرد که علاقه مند به موضوع کاری شما هستند و پیش زمینه ای در راستای کسب و کار شما دارند.

روند کار بدین صورت است که شما مشخص می نمایید چه کسانی و از چه منبعی برای شما فالو شوند. مثلا اگر شما صاحب یک رستوران در منطقه 1 تهران هستید ، می توانید پیج رستوران های فعال در منطقه 1 و مناطق نزدیک که دارای فالوور خوبی هستند را به ربات معرفی نمایید تا فالوور های شما از آن پیج ها جذب شوند.

بدین صورت کسانیکه شما را فالو می کنند اولا در محدوده شما قرار دارند و همچنین نسبت به کسب و کار شما علاقه مند هستند.

شما برای رشد در اینستاگرام باید از بهینه ترین روش استفاده نمایید تا بتوانید افزایش فالوور ایرانی در ایسنتاگرام را تجربه کنید و این افزایش فالوور واقعی را به صورت هدفمند انجام دهید. در این مطلب به شما بهینه ترین روش معرفی شده است تا با کمترین زمان و هزینه ای منطقی در اینستاگرام به موفقیت برسید.

ربات اینساگرام به شما در مدیریت پیج اینستاگرام کمک می کند.ویژگی های منحصر به فردی که همه در یک پنل جمع آوری شده اند شما را قادر می سازند تا به سادگی پیج اینستاگرام خود را مدیریت کنید و افزایش فالوور هدفمند را به انجام برسانید.

ساختار کار این ربات به این صورت است که بعد از ثبت نام ، تنها کافی است تا پیج اینستاگرام خود را ثبت کنید و پیج های مشابه با زمینه کاری خودتان که دارای فالوور واقعی و لایک بالایی هستند را نیز به ربات معرفی کنید ، کار تمام است ! ربات اینستاگرام از شروع به جذب فالوور های پیج های معرفی شده برای پیج شما می کند.

بهترین راه خرید فالوور اینستاگرام

ابتدا به سایت مراجعه نمایید و در آن ثبت نام کنید. به محض اتمام ثبت نام و ثبت پیج اینستاگرامتان ،100 فالوور به شما به صورت رایگان داده خواهد شد و شما می توانید تمامی امکانات سیستم را به صورت نامحدود تست کنید. بعد از تست و اتمام فالوور های رایگانتان ، می توانید اقدام به خرید فالوور اینستاگرام به تعداد دلخواه نمایید.

شما می توانید همین حالا در سایت ثبت نام کنید و 100 فالوور رایگان هدیه بگیرید ، سپس در صورتی که امکانات ربات را تست کردید و آن را مناسب دیدید اقدام به خرید فالوور اینستاگرام نمایید.

همچنین ویژگی جذاب دیگری که در ربات می توانید از ان بسیار بهره مند شوید ، ویژگی پست زمان بندی شده است.

شما با استفاده از این ویژگی می توانید پست های خود را در یک روز در سایت وارد نمایید و آنها را برای ارسال در پیج خود زمان بندی کنید ، ربات به صورت خودکار در زمان تعیین شده توسط شما پست شما را منشر می نماید

همچنین امکانات رایگان بسیار زیادی در اختیار شما قرار خواهد گرفت ، یکی از هیجان انگیز ترین امکانات این ربات که به صورت رایگان در اختیار شما است ، ویزگی ارسال پست زمان بندی شده در اینستاگرام است. اگر شما زمان کافی برای ارسال پست روزانه در اینستاگرام را ندارید ، ربات این کار را برای شما به بهترین شکل انجام خواهد داد. کافی است در یک روز تمامی پست های مورد نظر را در سیستم وارد نمایید و تاریخ انتشار انها را برای ربات مشخص نمایید. سیستم به صورت خودکار در زمان تعیین شده توسط شما ، پست را در پیج اینستاگرام شما منتشر خواهد کرد.

زمان ارسال پست را ندارید ؟

یکی دیگر از خدمات ربات ارسال پست اتوماتیک است. اگر زمان لازم برای ارسال پست در پیج اینستاگرام خود را ندارید تنها کمافی است در یک روز زمان بگذارید و پست های خود را در سایت وارد نمایید و آنها را زمان بندی کنید. سپس ربات به صورت خودکار پست ها را در زمان تعیین شده در پیج شما منتشر می نماید. با این ویژگی شما دیگر نگران زمان پست گذاری نیستید.

لایک و دایرکت اتوماتیک

از دیگر ویژگی های ربات اینستاگرام می توان به قابلیت دایرکت اتوماتیک اشاره کرد. با این ویزگی شما قادر هستید متن دلخواه خود را تنظیم کنید تا به افرادی که شما را فالو می کنند به صورت خودکار ارسال شود.

همچنین می توانید ربات را جوری تنظیم کنید تا اولین پست افرادی که شما را فالو می کنند لایک کند تا توجه بیشتری را متوجه پیج خود کنید.

]]>
آسیب شناسى فرهنگ سیاسى عاشورا 2018-07-15T17:16:04+01:00 2018-07-15T17:16:04+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/259 عاشورا، فرهنگى به جامعیّت اسلام دارد و ابعاد گوناگون فردى - اجتماعى و معنوى - سیاسى كه در كلیّت اسلام شاهدیم، در فرهنگ عاشورا نیز متجلّى است. غفلت از ابعاد چند وجهى این فرهنگ، خسارات جبران ناپذیرى به بار مى آورد. چندوجهىِ فرهنگ عاشورا است كه در بحث آسیب شناسى آن مورد توجّه جدّى است. عاشورا تبلور سیاست دینى است و این كلیّت و این تركیب، در بحث آسیب شناسى باید مورد بررسى قرار گیرد. تحلیل و شناسایى آسیب هاى این فرهنگ، در گرو شناخت چگونگى معمارى و شناخت معماران این

عاشورا، فرهنگى به جامعیّت اسلام دارد و ابعاد گوناگون فردى - اجتماعى و معنوى - سیاسى كه در كلیّت اسلام شاهدیم، در فرهنگ عاشورا نیز متجلّى است. غفلت از ابعاد چند وجهى این فرهنگ، خسارات جبران ناپذیرى به بار مى آورد. چندوجهىِ فرهنگ عاشورا است كه در بحث آسیب شناسى آن مورد توجّه جدّى است. عاشورا تبلور سیاست دینى است و این كلیّت و این تركیب، در بحث آسیب شناسى باید مورد بررسى قرار گیرد.

تحلیل و شناسایى آسیب هاى این فرهنگ، در گرو شناخت چگونگى معمارى و شناخت معماران این بناى عظیم است. از این رو نویسنده، به عنوان مقدّمه، بخشى مختصر در باره معمارى فرهنگ عاشورا ارائه كرده، آنگاه به بررسى بیشتر آسیب شناسى آن پرداخته است.

این بخش مقاله، به این پرسش پاسخ مى دهد كه نخستین معماران فرهنگ عاشورا چه كسانى بوده اند؟ مراسم و آیین عزادارى توسط چه كسانى و از چه زمانى رایج شده است؟ در این بخش مقدماتى با ارائه كلیّات و رؤوس مطالب، مشخص مى گردد كه معمارى فرهنگ عاشورا مربوط به عصر اهل بیت(ع) است و آیین سوگوارى عاشورا نیز برگرفته از آموزه هاى ایشان است. این بخش دو قسمت دارد:

الف) نقش اسیران كربلا در معمارى فرهنگ عاشورا

ب) نقش امامان معصوم(ع) در معمارى فرهنگ عاشورا.

بخش دوم مقاله كه پیكره اصلى آن را تشكیل مى دهد، به موضوع آسیب شناسى فرهنگ عاشورا و

بررسى برخى نقطه ضعفها و پاره اى آفت ها مى پردازد؛ ضمن آنكه به شیوه درمان نیز اشاره مى كند، تا نقش سازنده و منزلت رفیع این فرهنگ در ساختار سیاسى اجتماعى جامعه مشخص گردد.

این بخش، خود از دو قسمت تشكیل مى شود: بایسته ها و نبایسته هاى فرهنگ عاشورا. در قسمت نخست، سه عنوان كلّى مورد توجه است:

1. ارتكاب گناه و تخلّف از شرع

2. سست كردن پایه هاى دین و مذهب

3. تحریف لفظى و معنوى عاشورا.

طىّ این سه عنوان مشخص مى شود كه رعایت نكردن هر یك از اینها و انجام كارهایى كه تحریف عاشورا است یا موجب تحریف عاشورا مى گردد، خطر بزرگى است كه موجب كم رنگ و یا بى اثر شدن این فرهنگ سازنده مى شود.

در قسمت دوم نیز اهداف عاشورا، در سه بعد طبقه بندى مى شود:

1. احیاى ارزشهاى انسانى،

2. احیاى ارزشهاى اسلامى (بطور عام)،

3. احیاى ارزشهاى عرفانى.

عاشورا، این سه را، یك جا، به نحو بسیط و یگانه در خود داشت و عزاداران و سوگواران امام حسین(ع)، باید این اهداف را دقیقاً بشناسند، و هر كجا كم توجهى و غفلتى مشاهده مى شود، نسبت به ترمیم آن حسّاس باشند.

به اعتقاد نویسنده توجه به این بایسته ها، و پرهیز از آن نبایسته ها، موجب مى شود، فرهنگ عاشورا، این سرمایه بزرگ اسلامى، انسانى، در جایگاه واقعى اجتماعى خود قرار گیرد و تمامى ابعاد سیاست هاى كلان اجتماعى را متأثر از خود گرداند.

منبع: کتابخانه سایت  تبیان

]]>
نقش اسیران كربلا در معمارى فرهنگ عاشورا 2018-07-09T13:14:53+01:00 2018-07-09T13:14:53+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/258 تاریخ نگار شاخص حادثه عاشورا، ابومخنف، [1] به نقل از یكى از شاهدان واقعه نینوا، ابن قیس تمیمى حكایت كند: هر چیزى را فراموش كنم، سخن زینب(س) دخت فاطمه(س) را هنگام مرور بر جسم چاك چاك برادرش حسین(ع)، وقت رفتن به كوفه فراموش نمى كنم كه مى گفت: یا محمداه، یا محمداه، صلى علیك ملائكة السماء هذا الحسین بالعراء مرمل بالدماء مقطّع الاعضاء، یا محمداه و بناتك سبایا، و ذریّتك مقتّلة، تسفى علیها الصبا. زینب، با این سخنان دوست و دشمن را به گریستن واداشت. [2] اى جدّم، اى رسول تاریخ نگار شاخص حادثه عاشورا، ابومخنف، [1] به نقل از یكى از شاهدان واقعه نینوا، ابن قیس تمیمى حكایت كند: هر چیزى را فراموش كنم، سخن زینب(س) دخت فاطمه(س) را هنگام مرور بر جسم چاك چاك برادرش حسین(ع)، وقت رفتن به كوفه فراموش نمى كنم كه مى گفت:

یا محمداه، یا محمداه، صلى علیك ملائكة السماء هذا الحسین بالعراء مرمل بالدماء مقطّع

الاعضاء، یا محمداه و بناتك سبایا، و ذریّتك مقتّلة، تسفى علیها الصبا.

زینب، با این سخنان دوست و دشمن را به گریستن واداشت. [2]

اى جدّم، اى رسول خدا، درود فرشتگان آسمان بر تو باد، این پیكر قطعه قطعه و غلطیده در خون حسین توست. یا رسول الله، دخترانت اسیر و جگر گوشه گانت كشته و نسیم مشرق بر جسم چاك چاك آنان در بیابان مى وزد.

پس با زبان پر گله آن بضعة الرسول رو در مدینه كرد یا ایها الرسول این كشته فتاده به هامون حسین تُست وین صید دست و پازده در خون حسین تُست این نخل تر كز آتش جان سوز تشنگى دود از زمین رسانده به گردون حسین تُست این ماهى فتاده به دریاى خون كه هست زخم از ستاره بر تنش افزون حسین تُست [3]

با این سخنان سراسر آه و سوز زینب سلام الله علیها كه در آغاز سفر اسارت به كوفه و شام بیان شد، فصلى جدید از حادثه خونبار كربلا رقم خورد. اكنون عاشورا پایان یافته بود و وظیفه پیام آوران عاشورا، اسیران دشت كربلا، به ویژه زینب(س) صیانت از آن بود. پیام شهیدان طفّ براى ابدیّت تاریخ بشرى باید حفظ مى شد. عاشورا حادثه اى ساده و گذرا نبود، عاشورا براى جاودانگى وحى و اسلام و حفاظت از پیام آسمانى پیامبر خاتم(ص) پدید آمده بود. حسین منّى و انا من حسین و براى تحقق دقیق و كامل این رسالت عظیم چاره اى جز تبدیل عاشورا به یك فرهنگ و مكتب نبود، فرهنگى كه تا اعماق زندگى فردى و اجتماعى انسانها تا ابد نفوذ كند و مكتبى كه درس هاى دین خاتم را براى سعادتى جاودانه، به گوش تمامى انسانهاى عاشق حقّ و شیفته انسانیّت و عدالت و توحید و آزادگى برساند و بیاموزند كه : كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا.

رسالت شاهدان مصیبت عظماى طفّ، از حضرت زینب و امام سجاد تا امامان معصوم دیگرعلیهم السلام آن بود كه اوّلاً عاشورا به فراموشى سپرده نشود، ثانیاً از خطر تحریف مصون بماند و نگذارند دست تحریف گران بر دامان پاك آن رسد. در این صورت بود كه مى توانست شعارها و اهداف عاشورا تا ابد چراغى فراروى خیل عظیم مشتاقان حقّ و عدالت قرار گیرد.

 

پی نوشتها:

[1]. ابومخنف، لوط بن یحیى (م 157) قدیمى ترین مورخ كربلاست. طبرى و شیخ مفید در ارشاد و ابوالفرج اصفهانى در مقاتل الطالبیین، آنچه از حادثه كربلا نقل كرده اند، تقریباً برگرفته از ابومخنف است. براى آگاهى بیشتر ر.ك: رسول جعفریان، تاملى در نهضت عاشورا، ص 15 - 20، انصاریان، قم، 1381.

[2]. تاریخ طبرى، ج 5، ص 456، دارالتراث، بیروت.

[3]. دوازده بند، محتشم كاشانى، بند نهم.

منبع: کتابخانه سایت  تبیان

]]>
تشک خوشخواب 2018-02-05T16:00:38+01:00 2018-02-05T16:00:38+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/257 امروزه تشک خواب یکی از مهمترین عوامل موثر در آسایش و راحتی مردم در نقاط مختلف جهان است. شرکت های بزرگ با تجهیزات به روز در این امر به رقابت و تولید محصولات مختلف پرداخته اند شرکت تشک رویال معتبر ترین مارک تشک در کشور ایران در نخستین جایگاه این صنعت در کشور همواره محصولات باکیفیت را با کمک مهندسین عالی رتبه ایرانی و تکنولوژی روز دنیا تولید و عرضه می نماید بهترین مارک تشک در کشور و حتی در منطقه آسیا برند رویال می باشد محصولات متنوع همچون تشک طبی – تشک طبی فنری – باکس و تجهیزات هتلی و خوابگاهی امروزه تشک خواب یکی از مهمترین عوامل موثر در آسایش و راحتی مردم در نقاط مختلف جهان است.

شرکت های بزرگ با تجهیزات به روز در این امر به رقابت و تولید محصولات مختلف پرداخته اند

شرکت تشک رویال معتبر ترین مارک تشک در کشور ایران در نخستین جایگاه این صنعت در کشور همواره محصولات باکیفیت را با کمک مهندسین عالی رتبه ایرانی و تکنولوژی روز دنیا تولید و عرضه می نماید

بهترین مارک تشک در کشور و حتی در منطقه آسیا برند رویال می باشد

محصولات متنوع همچون تشک طبی – تشک طبی فنری – باکس و تجهیزات هتلی و خوابگاهی و کالای خواب از دستاورد های شرکت تشک رویال اصل می باشد.

 

آشنایی با محصولات شرکت تشک رویال

تشک طبی رویال

 

تشک طبی رویال  مدل الترا (رویال4) از ساختاری 100% طبی  تولید شده است.

این محصول  از نوعی فوم تزریقی سرد تولید میشود که دارای دانسیته بالا بوده و طول عمر زیادی دارد

از این نوع فوم در ساخت صندلی ماشین های لوکس استفاده میشود
این محصول داری تحمل وزن بالا می باشد و بسیار مناسب افراد دارای مشکلات حاد در ناحیه کمر و ستون فقرات میباشد  دیسک کمر و گودی کمر و مشکلات حاد ارتوپدی می باشد
مواد مصرفی الیاف های مدل الترا مطابق استاندارد های جهانی می باشد و ما بهداشت محیط خواب شما مشتریان ارجمند را تظمین میکنیم برای خرید این محصول میتوانید از لینک زیر اقدام نمایید

 

تشک طبی فنری رویال

 

محصولات طبی فنری رویال در مدل های پاکت اسپرینگ رویال 1 ( تشک فنر منفصل ) تشک طبی فنری رویال 2 و تشک طبی فنری رویال 3 و تشک طبی فنری رویال 5 در سراسر کشور قابل تهیه می باشد

در زمان خرید دقت نمایید محصول اصلی را با توجه به شرایط فیزیکی بدن و سن و وزن خود خریداری نمایید

اطلاعت بیشتر در مورد این محصولات را از سایت تشک رویال به لینک زیر بدست آورید

 

 

با توجه به سوء استفاده عده ای سود جو و متقلب از برند تشک رویال دقت کنید محصولات تشک رویال اصل را فقط از نمایندگیهای معتبر و یا از طریق سایت های اصلی شرکت به شرح داده شده در این مطلب خریداری نمایید.

]]>
فرهنگ بسیجی در امتداد عاشورا 2017-11-21T16:07:22+01:00 2017-11-21T16:07:22+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/252 با تبریک هفته بسیج بر تمامی بسیجیان جهان اسلام؛ امروز بدین مناسبت می خواهیم کمی راجع به فرهنگ بسیجی در کلام مولا و مقتدایمان حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) صحبت کنیم.برای تبیین این جمله نیاز به تعریف واژه فرهنگ بسیجی داریم، باید در ابتدا بدانیم كه فرهنگ بسیجی به چه معنی می باشد. مقام معظم رهبری (مدظله العالی) درباره فرهنگ بسیجی می فرمایند: فرهنگ بسیجی، فرهنگ معنویت و شجاعت و غیرت و استقلال و آزادگی و اسیر خواستهای حقیر، نشدن است. (۸/۹/۷4) ایشان در بخشی دیگر از فرهنگ بسیجی می فرمایند: بسیج با تبریک هفته بسیج بر تمامی بسیجیان جهان اسلام؛ امروز بدین مناسبت می خواهیم کمی راجع به فرهنگ بسیجی در کلام مولا و مقتدایمان حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) صحبت کنیم.

برای تبیین این جمله نیاز به تعریف واژه فرهنگ بسیجی داریم، باید در ابتدا بدانیم كه فرهنگ بسیجی به چه معنی می باشد.

مقام معظم رهبری (مدظله العالی) درباره فرهنگ بسیجی می فرمایند: فرهنگ بسیجی، فرهنگ معنویت و شجاعت و غیرت و استقلال و آزادگی و اسیر خواستهای حقیر، نشدن است. (۸/۹/۷4)

ایشان در بخشی دیگر از فرهنگ بسیجی می فرمایند: بسیج یعنی به صحنه آمدن و به میدان آمدن. چه میدانی؟ میدان چالش های حیاتی و اساسی. میدان ها و چالش های اساسی زندگی چیست؟ فقط آن وقتی است که به کشوری حمله شود و مردم آن کشور به صحنه بیایند تا از مرزهای خودشان دفاع کنند؟ البته که نه؛ این فقط یکی از موارد به میدان آمدن است.

آن وقتی هم که هویت ملی و سیاسی یک ملت مورد مناقشه قرار می گیرد، جای به میدان آمدن است.

آن وقتی هم که به فرهنگ و اعتقادات و باورهای ریشه دار یک ملت اهانت می شود و آن را تحقیر می کنند، جای به میدان آمدن است.

آن وقتی هم که نسل برگزیده ی یک ملت احساس می کنند از غافله ی دانش عقب مانده اند و باید علاجی بکنند، جای به میدان آمدن است.

آن وقتی هم که احساس بشود پایه های یک زندگی مطلوب و عادلانه در کشور احتیاج به تلاش دارد تا ترمیم و یا استوار شود، جای به میدان آمدن است.

آن وقتی هم که جبهه های فکری و فرهنگی دنیا برای تسخیر ملت ها با ابزارهای فوق مدرن می آیند تا ملتی را از سابقه و فرهنگ و ریشه ی خود جدا کنند و براحتی آن را زیر دامن خودشان بگیرند، جای به میدان آمدن است. (مجله امید انقلاب، شهریور 1388 - شماره 403، برگرفته شده از سایت حوزه)

با همین دو كلام گهربار از رهبر انقلاب می توان رابطه بسیج با عاشورا را درك نمود، یاران امام حسین (ع) هم دارای معنویت، شجاعت، غیرت و آزادگی وصف ناپذیری بودند.

عاشورا صحنه ی به میدان آمدن بود، به میدان آمدن برای  دفاع از اعتقادات و باورهای نهادینه شده در دین اسلام، برای دفاع از امر به معروف و نهی از منكر، به میدان آمدن و اسیر خواسته های حقیر دنیوی نشدن، اسیر ثروت دنیا، جاه و مقام دنیوی نشدن.

آری عاشورا صحنه ی آزمونی بزرگ بود برای یك قوم برای دفاع از ولی زمان خود و تنها 72 تن توانستند در این آزمون نمره ی قبولی را كسب نمایند.

بسیجیان همواره با تاسی از سالار شهیدان عالم حضرت اباعبدالله الحسین (ع) توانستند در عرصه های مختلف افتخار آفرینی نمایند چه در زمان هشت سال جنگ تحمیلی كه با الگو گیری از حسین (ع) قدم در میدان رزم می نهادند و چه امروز كه برای ارتقا جایگاه علمی كشور پای در میدان نهاده اند.

عاشورا یعنی در میدان ماندن تا پای جان، عاشورا یعنی احلی من العسل، عاشوررا یعنی امیری حسین و نعم الامیر؛ بسیجیان هم همواره تا پای جان از ولی زمان خود حمایت نموده اند و ثابت كرده اند كه از عاشورا سرمشقی نیكو گرفته اند.

بسیجیان با شناخت یزید زمان خود و مبارزه همیشگی با استكبار جهانی، فرهنگ بسیجی را در امتداد عاشورا رقم زده اند.

]]>
عاشورا، انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی 2017-11-21T11:05:34+01:00 2017-11-21T11:05:34+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/246 متن زیر برگرفته شده از كتاب فرهنگ عاشورا می باشد كه در واقع درباره نقش عاشورا در انقلاب اسلامی صحبت نموده است و ما در پایان نگاهی هم به نقش عاشورا در بیداری اسلامی نموده ایم. نهضت عاشورا به لحاظ ماهیت اسلام خواهى،اصلاح طلبى و ظلم ستیزى‏اش،همواره الهامبخش انقلابیون و حركتهاى اصلاحى بوده است.انقلاب اسلامى ایران نیز ازآن سرچشمهسیراب شد و از محتواى عاشورا الهام گرفت.این الهام گیرى هم از سوى‏رهبر انقلاب بود،هماز ناحیه مردم.شرایط سیاسى و اجتماعى ایران قبل از انقلاب،شبیه‏دوران بنى امیه بود.فسادو ظ متن زیر برگرفته شده از كتاب فرهنگ عاشورا می باشد كه در واقع درباره نقش عاشورا در انقلاب اسلامی صحبت نموده است و ما در پایان نگاهی هم به نقش عاشورا در بیداری اسلامی نموده ایم.

نهضت عاشورا به لحاظ ماهیت اسلام خواهى،اصلاح طلبى و ظلم ستیزى‏اش،همواره الهامبخش انقلابیون و حركتهاى اصلاحى بوده است.انقلاب اسلامى ایران نیز ازآن سرچشمهسیراب شد و از محتواى عاشورا الهام گرفت.این الهام گیرى هم از سوى‏رهبر انقلاب بود،هماز ناحیه مردم.شرایط سیاسى و اجتماعى ایران قبل از انقلاب،شبیه‏دوران بنى امیه بود.فسادو ظلم حاكمیت داشت،اسلام در حال نابودى بود،تبلیغات ضداسلامى در اختیار طاغوت بود،ابتذال فرهنگى و غربزدگى،معروف شدن منكر،منكرشدن معروف،به زندان افتادن آزادمردان،حیف و میل بیت المال در راه عیاشیهاى‏طاغوت،همه شرایطى را به وجود آورده بودكه اصلاحى عمیق را مى‏طلبید.تا زور بعنوان‏عامل استقرار حكومت نفى شود و معیارها حاكمگردد.

امام امت‏«ره‏»،با الهام از عاشورا،روح حماسه و غیرت دینى را در مردم دمید،به‏حكومتاسلامى و حاكمیت ارزشهاى قرآنى فرا خواند،مفاسد رژیم طاغوت را برشمردو در دورانتبعید هم از این راه دست بر نداشت.مردم،مبارزات خود را بر ضد یزید زمانه‏مى‏دانستند و ازتبیین مفاسد معاویه،یزید،ابن زیاد و...ذهنها به مفاسد و مظالم طاغوتیان‏منتقل مى‏شد.مجالس محرم،منبرها،وعظها،نوحه‏ها رنگ و حال و هواى سیاسى وانقلابى گرفت.حتىشعارهاى مردم در راهپیماییهاى ضد طاغوتى،پیوند انقلاب وعاشورا را مى‏رساند(رهبر ماخمینیه،نهضت ما حسینیه).عاشورا محور بسیج مردم وشور گسترى بر ضد طاغوت شد.عنصر شهادت به مبارزه مردم جان و روح بخشید.

خانواده‏ها شهداى خود را به فرمان حسین زمان و محشور با شهداى كربلا مى‏دانستند.

امام امت،در سخنرانیهایش و نیز در مصاحبه‏ها،مشروعیت‏حكومت‏شاه را زیر سؤال بردوخواستار تشكیل حكومت اسلامى بود.آنگونه كه سید الشهدا«ع‏»نیز با امتناع از بیعت،لافت‏یزید را نامشروع و غاصبانه دانست.نگرش سیاسى به حادثه كربلا و درس‏آموزى از قیامعاشورا،سر لوحه دعوت امام خمینى و همفكران او بود و اعلام اینكه همه‏جا كربلا و هر روزعاشوراست،تاكیدى بر این برداشت بود.قتل عام 15 خرداد،گرچه‏بظاهر سركوب نهضت امامبود،اما خونهاى شهدا و افشاگریها و مبارزات بعدى،اذهان رابراى یك انقلاب آماده ساخت.عاشوراى حسینى هم در ظاهر،با شهادت امام و یارانش‏به پایان رسید،ولى همان حادثه،بذرتحركها و بیدارگریهاى عظیمى را افشاند و به بارنشست.امام امت،با توجه به قدرت جذب،الهام،سازماندهى و شور آفرینى كربلا وعزاداریهاى ایام محرم و دسته‏هاى عزادارى،این سنتدیرین را بشدت،حمایت كرد.

همچنانكه خطابه امام خمینى در 15 خرداد(12 محرم)آغاز این نهضت بود،راهپیماییهاى‏تاسوعا و عاشورا نیز در آخرین سال حكومت رژیم پهلوى،ضربه نهایى را بر آن زد.امام‏تاكید داشت كه روحانیون و خطبا،حد اعلاى استفاده را از منابر حسینى در ماه محرموصفر داشته باشند.بهره‏هایى كه عاشوراى حسینى به پیروزى انقلاب رساند،فراوان بود.

به تعبیر امام امت:«اگر قیام حضرت سید الشهدا«ع‏»نبود،امروز ما هم نمى‏توانستیمپیروزشویم.» (1) «واقعه عظیم عاشورا از 61 هجرى تا خرداد 61 و از آن تا قیام عالمى بقیةالله‏ارواحنا لمقدمه الفداء،در هر مقطع انقلاب ساز است.»(2)

وبلاگ روایت عاشورا - Www.Ashooraeyan.MihanBlog.Com

عاشورا و جبهه‏ها :پس ازپیروزى انقلاب نیز،آنچه ملت را در مقابل استكبار جهانى،مقاوم و بى باك ساخت و امتانقلابى و رهبرى انقلاب،تن به سازش ندادند،همان درس‏عزتى بود كه از«هیهات منا الذله‏»اباعبد الله آموخته بودند و آنچه كه در سالهاى دفاع‏مقدس،جبهه‏ها را گرم نگه مى‏داشت و سیلنیروى عظیم انسانى به جبهه‏ها سرازیرمى‏شد و فتح الفتوح‏ها مى‏آفرید،درسهاى آموخته ازكربلا و مكتب شهادت بود.امام امت‏فرمود:«انقلاب اسلامى ایران،پرتوى از عاشورا و انقلابعظیم الهى آن است.» (3) و فرمود:

«این خون سید الشهدا است كه خونهاى همه ملتهاى اسلامى را به جوش مى‏آورد.» (4) آنچهعاشورا داشت،یك بار ایدئولوژیكى و انگیزه مكتبى براى مبارزه بود.این محتوادر ذهن رهبرانقلاب و در دل پیروان او شكل گرفت و نهضت را پدید آورد و پس ازپیروزى هم هشت‏سالدفاع خونین از انقلاب را اداره و تغذیه كرد.فرهنگ عاشورا والهام از اسوه‏هاى كربلایى،حتىدر وصیت نامه‏ها،پیشانى‏بندها،شعارها،سرودها،نوحه‏ها،تابلوهاى جبهه،رمز عملیات،مجالسختم شهدا متجلى بود.وقتى فرماندهى‏مى‏گفت:«ما یك بار حسین را در كربلا تنها گذاشتیم وچهارده قرن،تحقیر و تازیانه وتوهین و شكنجه چشیدیم،هرگز مبادا این بار حسین‏«ع‏»را تنهابگذاریم‏» (5) این عمق تاثیرعاشورا را در دفاع مقدس ما نشان مى‏دهد.

رزمندگان اسلام،به عشق حسین‏«ع‏»در جبهه‏ها تشنه جان مى‏دادند،انتظار و امیدحضور اباعبد الله‏«ع‏»را بر بالین خود داشتند.آنچه به پیشانى بندها یا پشت لباسهاى رزم‏خودمى‏نوشتند،پیوند جبهه و كربلا را مى‏رساند،از قبیل:مسافر كربلا،زائر كربلا،یازیارت یاشهادت،هیهات منا الذله،یا قمر بنى هاشم،یا ثار الله،یا حسین شهید،یا سیدالشهدا،عاشقانكربلا،كل یوم عاشورا،یا ابا عبد الله،لبیك یا حسین و...تابلو نوشته‏هاى‏جاده‏هاى جبهه نیزالهام از فرهنگ عاشورا داشت.غیر از تعبیرات یاد شده كه گاهى درتابلو نوشته‏ها هم دیدهمى‏شد،عباراتى این چنین نیز،گویاى این حقیقت است:هر كه‏دارد هوس كرب و بلا بسم الله،اگر خسته جانى بگو یا حسین،وعده‏گاه حزب الله صحن‏ابا عبد الله،رزمندگان تا كربلا راهىنمانده،راه قدس از كربلا مى‏گذرد،پیش به سوى حرم‏حسینى،بسیجى مسافر جاده‏هاى پرپیچ و خم كربلا و...دهها جمله دیگر نامگذارى برخى از عملیات نیز با الهام از نهضتعاشورا بود.عملیات محرم،مسلم بن‏عقیل،عاشورا،ثار الله،كربلاى 1 تا 10 و...از این نمونه‏هاست.رمز عملیات نیز گاهى ازاسامى مبارك حماسه‏سازان كربلا بود كه رزمندگان،شورىعاشورایى پدید مى‏آورد،همچون:یا حسین فرماندهى،یا ابا الفضل العباس،یا زینب،یا ابا عبدالله الحسین،همین كه‏رزمندگان خود را در مسیر اهداف عاشورا مى‏دیدند،شور مى‏گرفتند وهمین كه‏خانواده‏هاى آنان به جبهه حسینى سرباز مى‏فرستادند،صبور و مقاوم مى‏شدند،شهیدان‏جبهه‏ها را مسافران بازگشته از كربلا مى‏دانستند(این گل پرپر از كجا آمده؟از سفركرب وبلا آمده)و عزیمت به جبهه را حركت به سوى حرم حسینى مى‏دیدند(گرفته‏ایم جانبه‏كف و به كربلا مى‏رویم،پیش به سوى حرم حسینى)جانبازان بى دست را،اقتدا كنندگان‏بهقمر بنى هاشم مى‏دانستند و مادران و خواهران و دختران شهدا را درس آموخته اززینب وسكینه‏«ع‏»مى‏یافتند و مادر چند شهید را به‏«ام البنین‏»تشبیه مى‏كردند و درحمایت ازرهبرى انقلاب و اطاعت فرمان جهاد او،شعار«ما اهل كوفه نیستیم حسین تنهابماند»سرمى‏دادند.شبهاى حمله،با نوحه خوانى و سینه زنى و عزادارى براى امام‏حسین‏«ع‏»روحیهمى‏گرفتند.

در آن سالها،عزیمت به جبهه،پاسخ به نداى‏«هل من ناصر»حسین زمان بود وجبهه‏هاى غربو جنوب كشور،«كربلاى ایران‏»محسوب مى‏شد و شهدایى كه به‏عاشوراییان تاریخ مى‏پیوستند،سیراب شدگان از فرات عشق و علقمه یقین بودند و حتى‏«مفقود الاثر»ها،گمشدگانىدر«حریم كربلا»تلقى مى‏شدند.این باورها و برداشتها بود كه‏به امت ما آرامش و اطمینانمى‏بخشید و رزمندگان را براى رفتن به جبهه،بى‏تاب‏مى‏ساخت.انقلاب اسلامى ایران و دفاعمقدس،در اهداف،انگیزه‏ها،شیوه مبارزه،روشهاى دفاع،روحیه مردم،شهادت طلبى و صبر،الهام گرفته از عاشوراست،تا پایان نیزبه این فرهنگ وفادار مى‏ماند.

و اكنون پس از گذشت سه دهه از انقلاب شكوهمند ایران اسلامی، ندای «هل من ناصر» حسین در تمامی جهان طنین انداز شده است و مردم خسته از ظلم حكام ظالم با شعار «هیهات منا الذله‏» به پا خواسته اند و اینگونه با الهام از انقلاب حسینی ایران اسلامی و با تاسی به پیام عالمانه مقام معظم رهبری ( مدظله العالی )، جهان را برای ظهور مولایمان امام زمان (عج) آماده نموده اند و اكنون تو ای مسلمان به پا خواسته بدان كه ان الله مع الصابرین؛ پس در راهت صبر پیشه كن و از هیاهوی غربیان نترس كه وعده خدا حق است و در آن هیچ خلافی رخ نخواهد داد.

به امید پیوند بیداری اسلامی با ظهور مصلح جهانی.

پی نوشتها:

1- صحیفه نور،ج 17،ص 60.

2- همان،ج 16،ص 219.

3- همان،ج 18،ص 12.

4- همان،ج 15،ص 204.

5- چكیده مقالات كنگره امام خمینى و فرهنگ عاشورا،ص 104.

]]>
شباهت یاران امام حسین (ع) و امام زمان (عج) 2017-11-21T06:58:28+01:00 2017-11-21T06:58:28+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/249 همه ی ما داستان كربلا را می دانیم، فداكاریها و از خودگذشتگی ها ی یاران امام حسین (ع) را بارها و بارها ، خوانده و شنیده ایم. اما امروز می خواهم شما را با بعد دیگری از این واقعه درس انگیز آشنا كنم، می خواهیم با هم شباهت های میان یاران امام حسین (ع) و امام زمان (عج) را بررسی كنیم. شاید اولین و مهم ترین شباهت میان یاران این دو بزرگوار، وفاداری و ازخودگذشتگی آنها می باشد، آری همان طور كه عباس (ع) به منظور اطاعت امر مولایش، حسین (ع) مبنی بر آوردن آب، از دست و چشم خود گذشت؛ یاران امام زمان (عج

همه ی ما داستان كربلا را می دانیم، فداكاریها و از خودگذشتگی ها ی یاران امام حسین (ع) را بارها و بارها ، خوانده و شنیده ایم.

اما امروز می خواهم شما را با بعد دیگری از این واقعه درس انگیز آشنا كنم، می خواهیم با هم شباهت های میان یاران امام حسین (ع) و امام زمان (عج) را بررسی كنیم.

شاید اولین و مهم ترین شباهت میان یاران این دو بزرگوار، وفاداری و ازخودگذشتگی آنها می باشد، آری همان طور كه عباس (ع) به منظور اطاعت امر مولایش، حسین (ع) مبنی بر آوردن آب، از دست و چشم خود گذشت؛ یاران امام زمان (عج) نیز برای شهادت در راه او از همدیگر سبقت می گیرند و مصداق این آیه اند كه خداوند متعال در قرآن می فرماید: در كارهای نیك از یكدیگر سبقت بگیرید.

دومین وجه شباهت؛ جوان بودن یاران هر دو عزیز می باشد، همان طور كه قریب به اتفاق یاران حسین بن علی (ع) جوان بودند چون جوانان بنی هاشم، جمعیت كثیری از یاران مهدی فاطمه (س) نیز جوان هستند تا آنجا كه در حدیث داریم تعداد یاران پیر در سپاه ایشان به مانند نمك در غذا می باشد.

وبلاگ روایت عاشورا - Www.Ashooraeyan.MihanBlog.Com

به عنوان سومین شباهت می توان به تعداد اندك یاران این دو بزرگوار اشاره كرد؛ تعداد یاران امام حسین (ع) با وجود سی هزار نامه ای كه كوفیان نوشته و ایشان را دعوت كرده بودند تنها هفتاد و دو تن بود و تعداد یاران امام عصر (عج) نیز تنها سیصد و سیزده نفر می باشد در حالی كه حكومت ایشان جهانی است و جهان امروز نیز جمعیتی میلیاردی دارد و روز به روز نیز در حال افزایش است و یا حتی اگر فقط این جمعیت را به تعداد مسلمانان جهان محدود كنیم باز نیز یك و نیم میلیارد نفر وجود دارد اما از میان این جمعیت كثیر تنها سیصد و سیزده نفر لیاقت و شایستگی حضور در سپاه یوسف زهرا (س) را دارند.

وجه شباهت بین یاران این دو بزرگوار، و این دو رویداد مهم در دین مبین اسلام كه به گذشته سرخ و آینده سبز مشهوراند، بسیار است و هدف ما از ذكر این سه مورد تنها و تنها، تلنگری بود بس كوچك، تا مشوقی باشد برای شما گرامیان، تا در تمام ابعاد این واقعه بزرگ تامل نمایید.

به امید آنكه همه ی شما بزرگواران در ركاب گل نرگس باشید و چه سعادتی بالاتر از آن!؟

]]>
پیشینه و فلسفه‌ی عزاداری امام حسین (ع) 2017-11-20T19:51:47+01:00 2017-11-20T19:51:47+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/255 New Page 1 سوال: آیا این مطلب صحّت دارد كه امام سجاد(ع) در عزای پدرش امام حسین(ع) خون گریه می‎كرد؟ امیرعلی حسنلوپاسخ: منظور از «خون گریه كردن» این است كه عمق مصیبت و عزاداری امام سجاد(ع) بیان شود و در هر صورت، به چنین لفظی در منابع برخورد نكردیم. اگر چه یكی از القاب آن حضرت «بكّاء» بود؛ البته خون دل خوردن حضرت از فراق پدرش امام حسین می‎تواند توجیه‎گر این اصطلاح باشد.در زیارت ناحیه‎ی مقدسه‎ی منسوب به امام عصر(ع) نیز نزدیك به این معنا دیده می‎شود كه حضرت فرموده باشد: «به قدری بر تو گ New Page 1

 

سوال: آیا این مطلب صحّت دارد كه امام سجاد(ع) در عزای پدرش امام حسین(ع) خون گریه میكرد؟ امیرعلی حسنلو

پاسخ: منظور از «خون گریه كردن» این است كه عمق مصیبت و عزاداری امام سجاد(ع) بیان شود و در هر صورت، به چنین لفظی در منابع برخورد نكردیم. اگر چه یكی از القاب آن حضرت «بكّاء» بود؛ البته خون دل خوردن حضرت از فراق پدرش امام حسین میتواند توجیهگر این اصطلاح باشد.

در زیارت ناحیهی مقدسهی منسوب به امام عصر(ع) نیز نزدیك به این معنا دیده میشود كه حضرت فرموده باشد: «به قدری بر تو گریه میكنم كه اگر اشكم تمام شد، به جای اشك از چشمانم خون جاری شود.»

امام سجاد(ع)  ـ فرزند امام حسین(ع) ـ یكی از حاضران و ناظران صحنهی خونین كربلا در سال 61 هجری بودند. از نزدیك شهادت پدر بزرگوارش، عموی عزیزش حضرت عباس و برادرانش علیاكبر و علیاصغر(ع) و شهادت تمام یاران امام و برخی از صحابه‌ی رسول خدا  و بنیهاشم را در كربلا  مشاهده نمود

برای مطالعه ادامه متن به ادامه مطلب رجوع كنید.

و عمق فاجعهی دردناك این حادثه و هتك حرمت اهل البیت)ع)  و اسارت آنها را به خوبی درك كرد، و هر انسانی به جای او بود از شدت غم و اندوه، قالب تهی میكرد. امام سجاد(ع) ندای «هل من ناصر ینصرنی» پدرش را میشنید و با آنكه از شدّت بیماری، در بستر افتاده بود، میخواست به سوی میدان برود كه امام حسین(ع) به خواهرش ام‎ّكلثوم فرمود: «او را نگاه دار، كه از نسل پیامبر در زمین باقی بماند.» (1)

امام زین العابدین(ع) به همراه عمّههای خود و خواهران و سایر اسیران بنیهاشم و غیر آنها، به اسارت برده شد و فشارهای روحی و روانی سختی را متحمّل گردید و در عین حال برای ابلاغ پیام سیدالشهدا(ع) خطبهها ایراد فرمود و در این كار، با موفقیت كامل و پیروزمندانه بر دشمنان و بنیامیه فائق آمد و همراه عمهاش زینب، انقلاب دیگری در اجتماع آن روز و جامعه غفلت زده اسلامی به پا كردند.

 امام(ع) با به یاد آوردن حادثهی عاشورا و خاطرات پدر و یاران و برادرانش گریه میكرد و اساساً، چنان كه اخبار صحیح گزارش میدهند، آسمانها (2) و زمین(3) و حیوانات وحشی و جمادات و نباتات و مجردات، اعم از جنیان (4) و پریان (5) (ملائكه)، در عزای سالار شهیدان(ع) گریستند و مدتها ماتم آنها ادامه داشت. این اخبار از طریق علمای عامه نیز نقل شده است و از لحاظ تكوینی صحیح میباشد و هیچ خدشهای بر آنها وارد نیست؛ چرا كه بر اساس احادیث فراوانی، امام حجّت خدا است و تمام موجودات، در تكوین وجودشان به وجود او وابسته است و در حقیقت برقراری آسمانها و زمین و حیات موجودات و استمرار آن، از وجود امام و حجت الهی سرچشمه میگیرد و سلسله حیات در هستی، متعلق و مشروط به وجود آنها است.(6) پس در این اندیشه اصیل، جای هیچ تردید نیست كه مخلوقات هستی در فقدان حجت الهی یك صدا ناله سر دهند. چه رسد به این كه  حجت خدا به دست جمعی ظالم و سفّاك با آن وضع فجیع و درد آور به شهادت رسد و فرزندانش و اهل حرمش اسیر و غارتزده شوند؛ اما فقدان ولایت اگر برای انسان قابل تحمل باشد ـ كه برای انسان واقعی نیست ـ برای موجودات دیگر تحملناپذیر است و آنها بر اساس آن ودیعه الهی بهترین اظهار تأسف را برای این مصیبت ابراز و اظهار میكنند كه خون گریستن یكی از  مصادیق آن است.

در زیارت ناحیهی مقدسه میخوانیم: «برای گریه در عزای تو اگر اشك تمام شود خون گریه میكنم»؛ (7)

لئن اخرتنی الدهور و عاقنی عن نصرك المقدور لابكینّك صباحاً و مساءً فلا ندبنّك صباحاً و مساءً و لابكینّ علیك بدل الدموع دما.ً(8)

بنابراین، (خون گریستن) ممكن است كنایه از شدّت حزن و اندوه و عظمت مصیبت باشد كه به امام سجاد(ع) نسبت میدهند، همانگونه كه در این زیارت ـ كه به امام زمان(ع) منتسب است ـ حضرت چنین فرموده است.

طبق نقل منابع معتبر امام زینالعابدین بسیار میگریست: «و لقد كان بكی علی ابیه الحسین عشرین سنة…»؛(9) یعنی برای پدرش حسین(ع) بیست سال گریه كرد. یك روز غلامش عرض كرد: ای پسر رسول خدا، حزن و اندوه شما كی تمام میشود؟ امام فرمود: وای بر تو! یعقوب نبی با اینكه دوازده پسر داشت، در فراق یوسف به قدری گریست كه چشمانش نابینا شد، و اینك من كه شاهد شهادت پدرم و عمویم و هفده نفر از اهل بیتم بودم، چگونه حزن من تمام شدنی است؟(10)

امام سجّاد(ع) با این حالت گریهها و عزاداری خویش، از ارزشها دفاع میكرد و میراث عاشورا را زنده نگاه میداشت و درس توحید، اخلاق و آداب اجتماعی میداد و میفرمود: «قتل ابن رسول الله جائعاً، قتل ابن رسول الله عطشاناً»؛ پس گریههای  امام زین العابدین(ع)، خون دل بود كه جاری میشد.

سوال: آیا در دورهی معصومین(ع) عزاداری امام حسین(ع) در ایام محرم برگزار میشده و اگر چنین است، به چه صورت بوده است؟ علی جدیدی بناب

پاسخ: اقامهی عزا و گریه بر عزیزان از دست رفته، از جانب معصومین(ع) رایج بوده است؛ چنانكه حضرت فاطمه زهرا (س) به خاطر گریه شبانه روزی برای پدر بزرگوارش، مورد اعتراض قرار گرفت و به ناچار بیت الاحزان را به وجود آورده، دست حسن و حسین(ع) را میگرفت، و برای عزاداری و گریه به آنجا میرفت. ائمهی اطهار(ع) نیز برای امام حسین(ع) سوگواری میكردند.

 

پی نوشتها:

1- بحارالانوار، مرحوم مجلسی، ج 45، ص 46. الدمعة الساكبة، ج 4، ص 334.

2- بحارالانوار، ج 45، ص 206، 207.

3- همان، ج 45، ص 218.

4- همان، ج 45، ص 233.

5- همان، ج 45، ص 220، 229.

6- در جلد 45 بحارالانوار روایات زیادی درباره خون گریستن آسمان و زمین وارد شده است ر.ك: ص 211، حدیث 25 و 26 . 19 و حدیث 40 و 41، ص 217.

7- متن كامل زیارت ناحیهی مقدسه در بحارالانوار، ج 45، ص 65 الی 72 آمده است كه نام شهیدان را یكایك میشمارد و سلام میدهد. شایان ذكر است كه مرحوم فیض الاسلام در كتاب ترجمه خاتون دوسرا، زندگی حضرت زینب (س) در ص 217 آورده است كه زیارت ناحیه مقدسه از امام حسن عسكری و تاریخ صدور آن سال 252 هجری قمری است و ولادت حضرت امام زمان در سال 255 یا 256 است، والله العالم.

8- سوگ نامه آل محمد، محمد اشتهاردی، ص 154 و 156، انتشارات ناصر، سال 71، چاپ سوم.

9- بحارالانوار، ج 46، ص 63.

10- ر. ك: همان ص 63.

منبع: كتاب تحقیقاتی در نهضت عاشورا، اثر محققین گروه تاریخ مركز مطالعات حوزه

]]>
سیدالشهداء رهبر بى تردید نهضت عاشورا 2017-11-20T18:45:54+01:00 2017-11-20T18:45:54+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/254 در هر نهضتى مى بایست ، شخصیت اول و رهبر آن ، فردى باشد كه نه تنها داراى هیچ نقطه ضعفى نباشد، بلكه مى باید داراى امتیازات و خصوصیات علمى و روحى بلند نیز باشد، چرا كه یك قیام احتیاج به شور و عشق و هیجان دارد، و این هیجان و فداكارى ، به وسیله فرد عادى و یا شخصى كه داراى نقاط ضعف باشد ایجاد نمى شود، معمولا در هر نهضتى حزب حاكم سعى مى كند تا از مخالفین خود مخصوصا رهبر نهضت ضعفى ببیند و آن را بزرگ كند، مخصوصا در انقلابهاى مكتبى كه باید پایدار بماند.اما در نهضت حسینى ، دشمن این آرزو را به گ


در هر نهضتى مى بایست ، شخصیت اول و رهبر آن ، فردى باشد كه نه تنها داراى هیچ نقطه ضعفى نباشد، بلكه مى باید داراى امتیازات و خصوصیات علمى و روحى بلند نیز باشد، چرا كه یك قیام احتیاج به شور و عشق و هیجان دارد، و این هیجان و فداكارى ، به وسیله فرد عادى و یا شخصى كه داراى نقاط ضعف باشد ایجاد نمى شود، معمولا در هر نهضتى حزب حاكم سعى مى كند تا از مخالفین خود مخصوصا رهبر نهضت ضعفى ببیند و آن را بزرگ كند، مخصوصا در انقلابهاى مكتبى كه باید پایدار بماند.
اما در نهضت حسینى ، دشمن این آرزو را به گور برد، چرا كه سیدالشهداء داراى آنچنان شخصیت روشن و بى تردیدى بود كه حتى براى مخالفین او نیز همچنانكه خواهیم گفت ، ابهامى در آن وجود نداشت .

منبع: كتاب اسرار عاشورا ج 1 و 2

]]>
معرفی تالار پذیرایی و تالار تشریفاتی یاران محمد (ص) 2017-11-20T16:45:35+01:00 2017-11-20T16:45:35+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/253 تالار پذیرایی یاران محمد (ص) با ظرفیت 350 نفر، در دیزاین جدید ، دارای سالن های مبله و با کیفیت غذای عالی و در بهترین منطقه تهرانپارس ( فلکه اول ) واقع شده است .. این تالارعروسی با سابقه بیش از 25 سال خدمات در بخش مراسم و جشن های عقد و عروسی ، جشن های تولد ، مناسبتهای مذهبی و اعیاد ، مجالس ختم و سالگردهای غم و عزاداری و نیز مراسم گردهمایی و همایش در خدمت شما عزیزان خواهد بود . از ویژگی های خاص این تالار تشریفاتی می توان به دارا بودن سالن های بزرگ و 350 نفره برای آقایان و بانوان د

تالار پذیرایی یاران محمد (ص) با ظرفیت 350 نفر، در دیزاین جدید ، دارای سالن های مبله و با کیفیت غذای عالی و در بهترین منطقه تهرانپارس ( فلکه اول ) واقع شده است ..

این تالارعروسی با سابقه بیش از 25 سال خدمات در بخش مراسم و جشن های عقد و عروسی ، جشن های تولد ، مناسبتهای مذهبی و اعیاد ، مجالس ختم و سالگردهای غم و عزاداری و نیز مراسم گردهمایی و همایش در خدمت شما عزیزان خواهد بود .

از ویژگی های خاص این تالار تشریفاتی می توان به دارا بودن سالن های بزرگ و 350 نفره برای آقایان و بانوان در طبقات مجزا ، سالن های عقد اختصاصی و با ظرفیت 100 نفره ، سالن های مجالس با ظرفیت های محدود در طبقات فوقانی و نیز پارکینگ و فضای پارک مناسب در محدوده ساختمان تالار اشاره کرد .

کیفیت ، پرسنل مجرب ، سرویس دهی مناسب همراه با قیمت مناسب .

با ما برای همیشه در یاد ها و خاطره ها جاودان باشید .

آدرس وب سایت تالار پذیرایی محمد

http://www.yaranmohamad.com

شماره تماس مدیریت تالار :

آقای فیضی / 09123374108

]]>
تاریخچه سبك عزاداری 2013-11-28T12:27:42+01:00 2013-11-28T12:27:42+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/256 New Page 1سوال: آیا سبك عزاداری موجود، از دوره‎ی صفویه وارد فرهنگ شیعه شدهاست؟    علی جدیدی از بناب                           جواب: سوگواری و مرثیه‎سرایی برای سالار شهیدان(ع) در زمان ائمه معصومین‎)ع) رایج بوده و همچنین بر تداوم آن توصیه شده است. بزرگان دین نیز همواره شیعیان را بر ادامه‎ی این امر مقدّس توصیه می‎فرمودند؛ اما این كه آیا عزاداری مرسوم زمان New Page 1

سوال: آیا سبك عزاداری موجود، از دورهی صفویه وارد فرهنگ شیعه شدهاست؟   

علی جدیدی از بناب                           

جواب: سوگواری و مرثیهسرایی برای سالار شهیدان(ع) در زمان ائمه معصومین)ع) رایج بوده و همچنین بر تداوم آن توصیه شده است. بزرگان دین نیز همواره شیعیان را بر ادامهی این امر مقدّس توصیه میفرمودند؛ اما این كه آیا عزاداری مرسوم زمان ما از همان ابتدا و از عصر امامان معصوم(ع) بوده یا پس از آنها رایج شده است، به نظر میرسد كه بعضی از شیوههای عزاداری، به ویژه تعزیه خوانی‎‎ها، بعد از ائمه(ع) به وجود آمده است، چنانكه پترچلكووسكی در این زمینه میگوید: «مراسم محرّم، حمایت و تشویق دربار صفوی را جلب كرد. یاد كرد شهادت امام حسین(ع) به صورت عملی میهن پرستانه درآمد. گزارشات متعدّدی از اجتماعات مزبور، كه اكثراً توسط فرستادگان سیاسی اروپا، مبلّغان، بازرگانان و سیاحان به ثبت رسیده، از اشخاصی سخن میگویند كه ملبّس به جامههای رنگارنگ (بوده)، به طور منظم پیادهروی میكردند، یا سوار بر اسبها و شترها، آفرینندهی وقایعی بودند كه به واقعهی حزنانگیز كربلا ختم میشد. نبردهای ساختگی توسط صدها تن از عزاداران ملبّس به جامههای همگون و مسلح به تیر و كمان و شمشیر و سلاحهای دیگر، به طور آهسته بازی میشد. سراسر نمایش با سوگنوا همراهی میشد و تماشاگران كه در امتداد گذرگاهها صف میكشیدند، بر سینه میزدند و در حالی كه دسته عزا از كنارشان رد میشد، فریاد میزدند: حسین، حسین، یا شاه شهیدان حسین.» (1)

برای مطالعه ادامه این سوال زیبا به ادامه مطلب رجوع كنید.

هر چند برخی، تاریخ شروع عزاداری به این سبك را به دورهی حكومت آلبویه نسبت دادهاند، ولی روضهخوانی یا قرائت كتاب «روضة الشهداء» و كتابهای مشابه بر روی منبر، از دورهی صفویه شروع شد.(2) در همان زمان كه مراسم محرم در دورهی صفویه رشد و توسعه مییافت، و شكل مهم و معروف دیگری از نمایش مذهبی پدید آمد كه نقل نمایشی زندگی و اعمال، رنج و مرگ شهیدان شیعه بود. موضوع این نمایش در اساس ـ هر چند هم اندك ـ،  همیشه در ارتباط با واقعهی كربلا بود، این داستانها از كتابی فارسی به نام «روضة الشهداء»(3)یا بهشت شهیدان، گرفته میشد و از اوایل سدهی شانزدهم در میان شیعیان به گونهای گسترده، انتشار یافت. دربارهی مراسم تعزیهخوانی و عزاداری در دورهی صفویه، ژان كالمارنین مینویسد: «تجدید خاطرهی فاجعه كربلا به صورتی كه در زمان صفویه جانی تازه گرفت، دنبالهی سنتی قدیمی از آداب مذهبی است؛ مانند زیارت بُقاع شهیدان كربلا، سینه زنی و روضهخوانی در روز عاشورا و در دهه اول محرم، كه به وسیلهی مسلمانانی كه گرایشهای عقیدتی گوناگون دارند اجرا میشده است،… موضوع گرفتن انتقام خون امام حسین(ع) كه از دیر باز بخش اعظم تجدید خاطرهی فاجعهی كربلا حكمفرما بوده و شاه اسماعیل ـ بنیانگذار سلسلهی پادشاهی صفوی ـ از آن برای تبلیغ و پیشبرد كارهای خود استفاده كرد.»(4)

ژان كالمار، قسمت بیشتری از تحولات عزاداری را به سنتهای دیرینهی ایران مربوط میداند و چنین میگوید: «به عقیده من قسمت اعظم این تحول، صرف نظر از جنبهی ایمانی و عقیدتی آن، تحت تأثیر سنتهایی به وجود آمده است كه ریشههای ژرف نزد ایرانیان دارد و حتّی صورت منقّحتر نمایشی مصائب روحانی را موجب گردیده است.(5) مطلبی كه قابل توجه است این كه چون قبل از صفویه عزاداری به این سبك رایج نبوده و با جلوس شاه اسماعیل بر تخت سلطنت و چند ماه بعد از آن، تألیف كتاب «روضة الشهداء» در تبریز به پایان رسید ـ كه مجموعهی روایات رثایی و حماسی و دینی تركی و فارسی را دربارهی فاجعهی كربلا و یادآوری آن و انتقام گیری،  به زبان فارسی درآورد؛ پس در این جا هم، مانند برخی جاهای دیگر، خود را در برابر موقعیتی تناقض آمیز میبینیم كه در آن ایران شیعی، مصیبت نامهی كربلا را به صوفیای از سلسلهی «نقشبندی» مدیون است كه مسلماً به تقیّه متصفش كردهاند و احتمالاً مردی از اهل تسنن بوده كه در محافل صوفیگری و فتوت، هر چه بیشتر، اهلبیت و شهیدان كربلا را محترم میشمرده است.(6)

وبلاگ روایت عاشورا - Www.Ashooraeyan.MihanBlog.Com

از این جا روشن میشود كه با توجه به خلأ فرهنگی دوران صفویّه، سرودن شعر در مدح و رثای ائمه و شهدای كربلا؛ برای شاعران افتخاری بس بزرگ محسوب میشد. حتی میتوان گفت كه احتمالا‎ً اگر محركی مانند هفت بند محتشم كاشانی ـ كه در گسترش بعدی ذكر مصائب تأثیر به سزایی داشته نمیبود، تعزیهخوانی به جای مهمی نمیرسید.

در دهههای آخر قرن دهم، شاهد رواج مراسم عزاداری ماه محرم، بیشتر در مراكز شهری شیعی هستیم، در كنار عزایی عمومی كه میرود تا بیستم و حتی بیست و هشتم صفر نیز به طول انجامد، به موازات این امر روضهخوانی گسترش مییابد و از قرن یازدهم موجب افزایش خیرات برای جمع بسیاری كه به این مجالس روی میآورند، موجب افزایش خیر است میگردد؛ علاوه بر این، با این كه هیچ اطلاعی متكی بر ارقام در دست نیست؛ پس از آن كه در نیمهی دوم قرن یازدهم تدارك چشمگیری برای برگزاری عزای حسینی و تعزیههای سیّار آغاز میشود، حمایت رسمی از این مراسم باید كسب اهمیتی كرده باشد.(7)

با روی كار آمدن دولت صفویّه و در آوردن مملكت به صورت كشوری شیعه و مقتدر تأثیری فراوان بر آیندهی آیین سوگواری محرم گذارد، به گونهای كه تظاهرات شكوهمند شیعیان در محرم هر سال، در نشر و اشاعهی مذهب تشیّع در فلات قارّه ایران، مساعدت فراوانی كرد. در این زمان كتاب «روضة الشهداء» به رشتهی تحریر درآمد و قوهی محركهای شد برای پیدایش مراسم محرم كه از بطن آن، سبك تازهای از فعالیّت به نام روضهخوانی یا قرائت «روضة الشهداء»، به وجود آمد. دو قرن و نیم بعد، این سبك به منزلهی رشتهای كه به وسیلهی آن، اشعار غنائی و متون و نمایشهای تعزیه به هم بافته شدند.»(8)

از آن‌چه گذشت چنین برمیآید كه عزاداری به سبك موجود، از صدر اسلام نبوده، بلكه بیشتر از دوران صفویه به وجود آمده است، هر چند عدهای بر این باورند كه منشأ آن از زمان آلبویه میباشد؛ رواج سبك عزاداری صفویه میتواند به این دلیل باشد كه اولا:ً دولت روی كار آمده، شیعی بوده، تمام امكانات را در دست داشته است و ثانیاً: بیشتر مردم شیعه بودند و ترویج نهضت حسینی و بیان مظلومیتهای آن حضرت و اهل بیت و یارانش را میخواستند، بنابراین، دو عامل یاد شده در شكل گرفتن سبك موجود، نقش اساسی داشتند.

از سوی دیگر، عزاداری به این سبك، تازه و نو بوده است و كارشناسان فرهیخته و زبردست و آگاه، بر عملكرد آنها نظارت نداشتند؛ از این رو در ضمن كارهای صورت گرفته، مواردی نیز افزوده شد و مورد حمایت دولت صفوی قرار گرفت.

پی نوشتها:

1- تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، پترچلكووسكی، ترجمه، داود حاتمی، ص 10 تا 11، تهران، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، سال 1367.

2- همان منبع، پاورقی، توضیح مترجم، ص 11.

3- فتوت نامه سلطانی، مقدمه ص 95، تهران، چاپ محجوب، سال 1350.

- روضة الشهداء، حسین واعظ كاشفی سبزواری، بمبئی، تاجران كتب و مالكان مطیع محمدی، بمبئی، بیتا.

4- پترچلكووسكی، همان، ص 163 – 164، همچنین در پایان نامه مؤلف و كتاب دیگرش به نام اخلاص كامل به امام حسین(ع) به طور كامل به این موضوع پرداخته شده است.

5- پترچلكووسكی، ص 164؛ اخلاص كامل به امام حسین(ع)، ژانكالمار،  پاریس، بیتا، 1354 ش، 1975 م.

6- پترچلكووسكی، ص 165، اخلاص كامل به امام حسین(ع)، ژانكالمار.

7- پترچلكووسكی، همان، ص 165، 166.

8- همان، ص 165، اخلاص كامل به امام حسین(ع)، ص 366.

منبع: كتاب تحقیقاتی در نهضت عاشورا، اثر محققین گروه تاریخ مركزمطالعات حوزه

]]>
عاشورا و انتظار 2012-01-24T10:45:23+01:00 2012-01-24T10:45:23+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/250 در واقع عاشورا، مقدمه ی انتظار می باشد. کاری را که حسین (ع) در محدوده ی محدودی انجام داد مهدی (عج) آن را در وسعت جهانی به پایان می رساند. عاشورا و انتظار دارای پیوندهای ناگسستنی می باشند که برای هر یک کتاب مفصلی می توان نوشت، اما ما در اینجا به ذکر خلاصه ای از آنها اشاره می کنیم و تحقیق و تفسیر آنها را به عهده شما کاربران فهیم قرار می دهیم. یکی از این پیوندها، آن است که امام زمان (عج) انتقام گیرنده خون به ناحق ریخته شده جد بزرگوارش حسین بن علی (ع) می باشد؛ شعار یاران ایشان نیز یا لثارات ال

در واقع عاشورا، مقدمه ی انتظار می باشد. کاری را که حسین (ع) در محدوده ی محدودی انجام داد مهدی (عج) آن را در وسعت جهانی به پایان می رساند.

عاشورا و انتظار دارای پیوندهای ناگسستنی می باشند که برای هر یک کتاب مفصلی می توان نوشت، اما ما در اینجا به ذکر خلاصه ای از آنها اشاره می کنیم و تحقیق و تفسیر آنها را به عهده شما کاربران فهیم قرار می دهیم.

یکی از این پیوندها، آن است که امام زمان (عج) انتقام گیرنده خون به ناحق ریخته شده جد بزرگوارش حسین بن علی (ع) می باشد؛ شعار یاران ایشان نیز یا لثارات الحسین (ع) ( ای خونخواه حسین ) می باشد.

وبلاگ روایت عاشورا - Www.Ashooraeyan.MihanBlog.Com

عیدهای بزرگ اسلامی و از جمله نیمه شعبان زیارت سالار شهیدان ابا عبد الله الحسین (ع) مورد تاکید فراوان می باشد، از آن سو امام (ع) می فرماید: در روز عاشورا زمانی که به برادر و خواهر دینی خود رسیدید پس از تسلیت این روز جانگداز از خدا ظهور خونخواه ایشان را مسالت فرمایید.

شب قدر نیز که دارای فضیلت های فراوانی می باشد و سرنوشت یک سال انسان در آن رقم می خورد متعلق به امام هر عصر می باشد، امام عصر ما نیز گل خوشبوی نرگس می باشد و در این شب زیارت حسین (ع) مورد تاکید است و در واقع جز اعمال این شب محسوب می شود.

آری، انتظار متولد شدن دوباره عاشورا در وسعت جهانی می باشد.

عاشورا گذشته پرصلابت شیعه است و انتظار آینده ی نورانی آن.

]]>
پیوند عاشورا و انتظار 2012-01-24T10:29:16+01:00 2012-01-24T10:29:16+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/248 &nbsp;&lt;&lt; عاشورا یک حادثه نیست، یک درس است. &gt;&gt; مقام معظم رهبری ( دامت برکاته ) تنها خواندن مداوم یک درس نمی تواند ما را در آن درس متبحر سازد، تنها زمانی در یک درس موفق می شویم که آن را از ابعاد مختلف نگریسته و مطالعه کنیم؛ بر همین اساس قصد داریم این درس بزرگ را از زاویه ای متفاوت بنگریم. قیام حسین بن علی (ع)، قیامی است بر اساس تفکر الهی و در واقع کاری را که امام حسین (ع) نیمه تمام گذاشت و نتوانست خود را به کوفه برساند توسط امام زمان (عج) تکمیل می شود و ایشان کوفه را مرکز حکومت خود  << عاشورا یک حادثه نیست، یک درس است. >> مقام معظم رهبری ( دامت برکاته )

تنها خواندن مداوم یک درس نمی تواند ما را در آن درس متبحر سازد، تنها زمانی در یک درس موفق می شویم که آن را از ابعاد مختلف نگریسته و مطالعه کنیم؛ بر همین اساس قصد داریم این درس بزرگ را از زاویه ای متفاوت بنگریم.

قیام حسین بن علی (ع)، قیامی است بر اساس تفکر الهی و در واقع کاری را که امام حسین (ع) نیمه تمام گذاشت و نتوانست خود را به کوفه برساند توسط امام زمان (عج) تکمیل می شود و ایشان کوفه را مرکز حکومت خود قرار می دهند.

وبلاگ روایت عاشورا - Www.Ashooraeyan.MihanBlog.Com

همچنین قیام امام حسین (ع) در آن زمان عراق و مناطق اطراف آن را تحت تاثیر قرار داد و قیام امام زمان (عج) ابعادی جهانی دارد.

در روز عاشورا، هزاران فرشته برای کمک به سالار شهیدان، حسین بن علی (ع) منتظر رخصت ایشان بودند اما امام به آنها اجازه همیاری نداد، همان فرشته ها در روزی که ندای انا بقیة الله در جهان شوری بر پا می کند به یاری مهدی موعود (عج) می شتابند و ایشان را یاری می کنند.

در یک کلام می توان گفت که حضرت مهدی (عج) ادامه امام حسین (ع) و انتظار ادامه عاشورا می باشد.

]]>
آیا امام حسین(ع) می‎ دانست شهید می ‎شود؟ 2012-01-13T14:16:43+01:00 2012-01-13T14:16:43+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/245 سوال: آیا امام حسین(ع) می‎ دانست شهید می ‎شود؟ اگر چنین است، چرا با پای خویش به سوی قتلگاه رفت؟ ( سید محمّدصادق موحّد ابطحی ) پاسخ: بر اساس احادیث و روایات شیعی علم امام(ع) موهبتی الهی است و نه اكتسابی؛ بدین صورت كه هرگاه هر چه را بخواهد بداند، می‎داند. خداوند متعال می‎فرماید: عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احداً الّا من ارتضی من رسولٍ (1) این آیه نشان می‎دهد كه اختصاص علم غیب به خداوند به این معنی است كه غیب را مستقلاً و از پیش خود ـ با لذات ـ&nbsp; كسی جز خدا نمی‎داند، ولی ممكن است پیامبر با سوال: آیا امام حسین(ع) می دانست شهید می شود؟ اگر چنین است، چرا با پای خویش به سوی قتلگاه رفت؟ ( سید محمّدصادق موحّد ابطحی )

پاسخ: بر اساس احادیث و روایات شیعی علم امام(ع) موهبتی الهی است و نه اكتسابی؛ بدین صورت كه هرگاه هر چه را بخواهد بداند، میداند. خداوند متعال میفرماید:

عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احداً الّا من ارتضی من رسولٍ (1)

این آیه نشان میدهد كه اختصاص علم غیب به خداوند به این معنی است كه غیب را مستقلاً و از پیش خود ـ با لذات ـ  كسی جز خدا نمیداند، ولی ممكن است پیامبر با رضایت پروردگار متعال، بداند و نیز ممكن است دیگر انسانها به تعلیم پیامبران از آن آگاهی یابند.

نكتهی قابل توجه، این است كه علم موهبتی یاد شده تخلف ناپذیر میباشد، زیرا علم ثبت شده در لوح محفوظ آگاهی به چیزی است كه قضای حتمی خداوند بدان تعلق گرفته است.

مرحوم علامه طباطبایی (ره) ـ صاحب تفسیر المیزان در ـ این باره میگوید: سیدالشهدا(ع) به عقیده شیعهی امامیه سومین جانشین از جانشینان پیامبر اكرم(ص) و صاحب ولایت كلیّه میباشد. علم امام(ع) به اعیان خارجیه و حوادث و وقایع ـ طبق آن چه از ادلّه نقلیه و براهین عقلیه بر میآید ـ  دو قسم است؛ قسم اول: امام(ع) در هر شرایطی ـ به اذن خداوندی ـ  به حقایق جهان هستی آگاه است، اعمّ از آنها كه تحت حس قرار دارند یا آنها كه از دایرهی حس بیرون میباشند؛ مانند موجودات آسمانی و حوادث گذشته و وقایع آینده؛ قسم دوم: علم عادی است. پیامبر(ص)، به نصّ قرآن كریم و همچنین امام(ع) بشری است مانند سایر افراد و اعمالی كه در  مسیر زندگی انجام میدهد، مانند اعمال سایر افراد، در مجرای اختیار و براساس علم عادی است و آنچه را شایسته میبیند انجام میدهد (2)

لازمهی قسم اول این است كه هیچ گونه تكلیفی بر متعلق این گونه علم از آن جهت كه حتمیالوقوع است، تعلق نمیگیرد و نیز قصد و طلبی از انسان با آن ارتباط پیدا نمیكند؛ زیرا تكلیف همواره از راه امكان، به فعل تعلق میگیرد و لازمهی امكان هم اختیاری بودن فعل و ترك است و متعلق علم امام از جهت  ضروری الوقوع و متعلق قضای حتمی بودن آن،  محال است مورد تكلیف قرار گیرد؛ پس علم به قضای حتمی در زندگی عملی انسان تأثیر ندارد و تكلیفآور نیست. این شخص با علم به خطر، زندگی عادی خود را ادامه میدهد اگر چه به خطر منتهی خواهد شد و مشمول آیهی:

و لا تلقوا بایدیكم الی التهلكة. (3)

نیست؛ زیرا در تهلكه واقع شده است نه این كه خود را به هلاكت انداخته باشد. شایان ذكر است كه این آیه از آیات مربوط به جهاد است؛ زیرا از پیش از آن كه میفرماید:

وأنقفوافی سبیل الله و لا تلقوا بایدیكم الی التهلكة.

این گونه فهمیده میشود كه اگر اموالتان را در راه  جهاد، انفاق نكنید پس همانا دشمن بر شما مستولی میگردد و شما را به هلاكت میرساند. روایتی در این زمینه از براء بن عازب نقل شده است كه در یكی از جنگها مردی از مهاجرین بر صف دشمن حمله كرد، مردم فریاد زدند كه خودش را به هلاكت انداخت و به كشتن داد و آیهی مذكور را قرائت كردند سپس ابوایوب انصاری گفت: من از شما  به این آیه عالمتر هستم، همانا این آیه در شأن ما انصار نازل شده است كه پیامبر(ص) را همراهی، و وقتی اسلام قوّت گرفت و اهلش زیاد شد، به سوی اهل و اموال خودمان برگشتیم و خودمان را به هلاكت افكندیم و منظور از هلاكت، ترك جهاد است(4)

آری متعلق قضای حتمی و مشیّت قاطعهی حق تعالی، مورد رضا به قضاست؛ چنان كه سیدالشهدا(ع) در آخرین ساعات زندگی خود، در میان خاك و خون میفرمود: «ای خدا بر قضا و حكم تو صبر پیشه میكنم، ای فریادرس كسی كه جز تو فریادرسی ندارد.» (5) همچنین در خطبهای كه به هنگام بیرون آمدن از مكه ایراد فرمود، آمده است:

رضی الله رضانا اهل البیت.

آنچه باید بدان توجه داشت این است كه علم قطعی امام به حوادث تغییرناپذیر، مستلزم جبر نیست؛ چرا كه در جهان هستی كه مخلوق الهی است، چیزی جز با مشیّت الهی و اذن خداوندی به وجود نمیآید و مشیّت خداوندی به افعال اختیاری انسانی، از راه اراده و اختیار تعلق گرفته؛ مثلاً خداوند خواسته است كه انسان فعلی، را با اختیار و اراده انجام دهد. بدیهی است كه تحقق این فعل با این اوصاف، لازم و قطعی خواهد بود و با این همه، اختیاری هم هست؛ زیرا اگر اختیاری نباشد ارادهی خداوند از مرادش تخلف میكند

وبلاگ روایت عاشورا - Www.Ashooraeyan.MihanBlog.Com

و ما تشاؤون الّا ان یشاء الله رب العالمین(6)

بنابراین میتوان گفت: امام(ع) میدانست كه تلاش در برابر قضای حتمی سودی ندارد؛ چنان كه خداوند در كلام خود در سورهی آل عمران در برابر آنها كه در جنگ احد گفته بودند: اگر یاران كشته شده پیش ما بودند، نمیمردند. میفرماید: «بگو اگر در خانههایتان نیز بودید كسانی كه برایشان قتل نوشته شده بود به سوی آرامگاههای خود بیرون میآمدند.»(7)

 اما دربارهی قسم دوم از علم امام: این نوع علم امام تكلیف آور است، بر خلاف قسم اول از علم امام(ع) كه علم غیبی است و تكلیف آور نیست. امام حسین(ع) از جهت عادی خود نیز به شهادت خود و یارانش آگاهی داشت؛ بنابر ادلهای كه در پی خواهد آمد، ولی از این جهت كه اسلام در خطر بود، ملاحظه و ترسی از كشته شدن نداشت و اهداف بلند و عالی آن حضرت بود كه در این راه او را از انجام هر كاری برای اسلام باز نمیداشت.

مدارك و مصادر معتبر تاریخی دلالت دارند كه امام از شهادت خود و به دست نیامدن پیروزی نظامی، علم و آگاهی داشت و میدانست كه شرایط تأسیس حكومت اسلامی فراهم نیست؛ پس هدف آن حضرت از قیام، اساساً اعلان بطلان حكومت یزید، احیاء دین، رفع شبهات و انحرافات فكری و نجات نظام حكومت اسلامی و دفع ضربات كشندهی حكومت یزید، از دین بود. اینك برخی از فقرات كلام سیدالشهدا(ع) را كه بر علم ایشان دلالت دارد، بیان میكنیم:

1. به عبدالله بن زبیر در مكه میفرمود: به خدا سوگند اگر من در هر پناهگاهی باشم، مرا بیرون میآورند، تا مقصود خود را انجام دهند. به خدا سوگند! در تعدّی و ستم بر من از حد بگذرند؛ چنانكه یهود در مورد شنبه از حد گذشتند (8) (و احترام روز شنبه را از بین بردند.)

2. امام حسین(ع) میفرمود:

والله لا یدعونی حتی یستخرجوا هذه العلقة من جوفی فاذا فعلوا سلط الله علیهم من یذلهم حتی یكونوا اذلّ من فرام الامة (والفرام خرقة تجعلها المرأة فی قلبها اذا حاضت) (9)

به خدا سوگند! مرا رها نمیكنند تا خون قلبم را بیرون آورند؛ پس وقتی چنین كردند، خداوند كسی را از آنان بر آنها مسلط سازد كه آنها را ذلیل كند آن قدر كه از خرقهی زنان هم خوارتر گردند. و مانند این، شواهد بسیار است كه برای جلوگیری از اطالهی كلام به همین مختصر اكتفا میكنیم.

اما هدف امام حسین(ع) را با توجه به سخنان آن حضرت میتوان چنین بیان كرد: امر به معروف و نهی از منكر، امام حسین(ع) برای ارائه دادن الگویی برتر و واحد، با توجه به آیهی شریفهی 104 از سورهی آل عمران كه میفرماید:

و لتكن منكم امة یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون

به این حركت نمادین اقدام نمود و این مطلب از كلام خود آن حضرت، در وصیتی كه به محمدبنحنفیه نگاشته است، به دست میآید؛ چرا كه فرمود:

انی لم اخرج اشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً … انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی محمد(ص) ارید أن آمر بالمعروف و أنهی عن المنكر و اسیر بسیرة جدی و ابی علی بن ابی طالب… (10)

من از روی خودخواهی و سرمستی و گردنكشی و فساد و ظلم خارج نشدهام و جز این نیست كه خارج شدم برای اصلاح در امت جدّم رسول خدا(ص) و اراده دارم كه امر به معروف و نهی از منكر كنم و مطابق سیرهی جدم(ص) و پدرم، علی بن ابی طالب(ع)، رفتار نمایم.

آری به راستی حضرت حسین بن علی(ع) از خطری كه متوجه دین شده بود، آگاه بود؛ از این رو در همان آغاز كار كه مروان در مدینه به آن حضرت توصیه كرد كه با یزید بیعت كند و به اصطلاح او، محترمانه و با آسایش خاطر زندگی نماید، فرمود:

انا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید؛ (11)

همانا ما از خداییم و به سوی او باز میگردیم؛ باید با اسلام وداع كرد؛ زیرا امت به شبانی مثل یزید مبتلا شده است. دلایل فراوان دیگری نیز وجود دارد كه حضرت سیدالشهدا(ع) اهدافی الهی و دور ازهوای نفس را جستجو میكرد و در راه رسیدن به این اهداف، جان گرانقدر خویش و یارانش را فدا كرد.

در پایان توضیح این نكته را لازم میدانیم كه قیام امام حسین(ع) صرفاً یك قیام نظامی نبود، بلكه یك قیام سیاسی بود كه تبعات نظامی نیز در برداشت؛ چرا كه امام حسین(ع)  بنابر شواهد تاریخی؛ به تجهیز و تهیه سپاه جنگی، ادوات و نفرات اقدام نكرد.

پی نوشتها:

1- دانای نهان است. و كسی را بر غیب خود آگاه نمیكند جز پیامبری كه از او خشنود باشد»، سورة جن، آیة 26.

2- چهره‌ی درخشان حسین بن علی(ع)، علی ربانی خلخالی، ص 134 ـ 140، انتشارات مكتب الحسین(ع)، چاپ 6، سال 1379 ش، قم.

3- بقره، 195.

4- تفسیر كبیر، فخر رازی، ج 5، ص 150، مكتبة الاعلام الاسلامی، قم، و مقدمه لهوف سید ابن طاووس.

5- «صبراً علی قضائك یا رب لا اله سواك یا غیاث المستغیثین مالی رب سواك و لا معبود غیرك، صبراً علی حلمك یا غیاث من لا غیاث له» مقتل الحسین(ع)، ص 283، سید عبد الرزاق مقرم، دارالكتاب بیروت.

6- تكویر، 29.

7- آل عمران، 145، «قل لو كنتم فی بیوتكم لبرز الذین كتب علیهم  القتال الی مضاجعهم».

8- «وایم الله لو كنت فی جحر هامّة من هذه الهوام لاستخرجونی حتی یقضوا بی حاجتهم و الله لیعتدن علیّ كما اعتدت الیهود فی السبت»، الكامل فی التاریخ،  ج 4، ص 39، ابن اثیر، نشر دار صادر، دار بیروت،  سال 1385 هـ ق.

9- الارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 78 ، انتشارات علمیه اسلامیه، مترجم، سید هاشم رسولی محلاتی.

10- بحارالانوار، تهران، ج 44، ص 329.

11- مثیرالاحزان، ابن نما، تحقیق و نشر مدرسه الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم، سال 1406 هـ ق، محقق سید محمد باقر موحد ابطحی.

منبع: كتاب تحقیقی در نهضت عاشورا

]]>
زیارت عاشورا بلا را دفع مى كند 2012-01-08T11:04:29+01:00 2012-01-08T11:04:29+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/244 آیت الله حاج شیخ عبدالكریم یزدى حائرى اعلى الله مقامه مؤسس حوزه علمیه قم مى فرمود:در اوقاتى كه در سامراء مشغول تحصیل علوم دینى بودم ، در سامراء بیمارى وبا و طاعونى شایع شد، و همه روزه عده اى مى مردند، روزى در منزل استادم مرحوم سید محمد فشاركى اعلى الله مقامه بودم ، جمعى از اهل علم نیز حضور داشتند، ناگاه مرحوم آقا میرزا محمد تقى شیرازى رحمة الله علیه كه در مقام علمى مانند مرحوم فشاركى بود، تشریف آوردند و صحبت از بیمارى وبا و شیوع آن شد.مرحوم میرزا فرمود: اگر من حكمى بكنم آیا لازم است انجام شود؟

آیت الله حاج شیخ عبدالكریم یزدى حائرى اعلى الله مقامه مؤسس حوزه علمیه قم مى فرمود:در اوقاتى كه در سامراء مشغول تحصیل علوم دینى بودم ، در سامراء بیمارى وبا و طاعونى شایع شد، و همه روزه عده اى مى مردند، روزى در منزل استادم مرحوم سید محمد فشاركى اعلى الله مقامه بودم ، جمعى از اهل علم نیز حضور داشتند، ناگاه مرحوم آقا میرزا محمد تقى شیرازى رحمة الله علیه كه در مقام علمى مانند مرحوم فشاركى بود، تشریف آوردند و صحبت از بیمارى وبا و شیوع آن شد.
مرحوم میرزا فرمود: اگر من حكمى بكنم آیا لازم است انجام شود؟ همه اهل مجلس تصدیق كردند كه آرى

وبلاگ روایت عاشورا - Www.Ashooraeyan.MihanBlog.Com


ایشان فرمود: من حكم مى كنم كه شیعیان ساكن سامراء از امروز تا ده روز مشغول زیارت عاشورا شوند و ثواب آن را هدیه روح شریف نرجس خاتون والده ماجده حضرت حجة ابن الحسن صلوات الله علیه و على آبائه نمایند، تا این بلا از آنان دور شود.
اهل مجلس این حكم را به تمام شیعیان سامراء رساندند و همه مشغول زیارت عاشورا شدند، از فراد تلف شدن شیعیان متوقف شد و از میان شیعیان كسى نمى مرد، ولى همه روز عده اى از اهل سنت مى مردند، و این مطلب بر همه آشكار شد، برخى از اهل سنت از شیعیانى كه با آنها آشنا بودند مى پرسیدند، چرا از شما شیعیان كسى تلف نمى شود؟ آنها مى گفتند: ما زیارت عاشورا مى خوانیم ، آنها هم مشغول خواندن زیارت عاشورا شدند و بلا از آنها هم برطرف گردید،
این جریان را شهید بزرگوار آیت الله دستغیب از علامه بزرگوار حضرت آقاى شیخ حسن فرید گلپایگانى از علماى طراز اول تهران نقل نموده اند.

منبع: كتاب اسرار عاشورا جلد دوم

]]>
تعریف عزادارى 2011-11-29T17:45:58+01:00 2011-11-29T17:45:58+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/243 واژه عزادارى و سوگوارى مانند واژه&nbsp;هاى صلات، حج و زكات اصطلاحى شرعى نیست كه شناخت آن نیاز به تعریف شارع مقدس داشته باشد بلكه واژه&nbsp;اى است آیینى كه نشان&nbsp;دهنده رفتار و مراسم خاصى است كه در مواقعى بخصوص توسط اقوام و ملل گوناگون انجام مى&nbsp;شود. البته در روایات و دیگر منابع تاریخى الفاظى وجود دارد كه مى&nbsp;توان آنها را با معناى عزادارى برابر دانست ـ مانند عزا، ماتم، نوحه یا نائحه، تسلى، رثا و مرثیه ـ و ما در ابتدا سعى خواهیم كرد آنها را با استفاده از عرف و لغت بررسى كنیم. 1. عزا; ا واژه عزادارى و سوگوارى مانند واژه هاى صلات، حج و زكات اصطلاحى شرعى نیست كه شناخت آن نیاز به تعریف شارع مقدس داشته باشد بلكه واژه اى است آیینى كه نشان دهنده رفتار و مراسم خاصى است كه در مواقعى بخصوص توسط اقوام و ملل گوناگون انجام مى شود. البته در روایات و دیگر منابع تاریخى الفاظى وجود دارد كه مى توان آنها را با معناى عزادارى برابر دانست ـ مانند عزا، ماتم، نوحه یا نائحه، تسلى، رثا و مرثیه ـ و ما در ابتدا سعى خواهیم كرد آنها را با استفاده از عرف و لغت بررسى كنیم.

1. عزا; این واژه به معناى صبر و شكیبایى در ماتم و به معناى سوگ و مصیبت آمده است.(1) 

2. عَزّى; «تعزیة الرجل» از باب تفعیل به معناى تسلى و توصیه به صبر; «عزى بعضهم بعضاً» یعنى توصیه به صبر مى كنند و مى گویند: «أحسن الله عزاءك»; خداوند به تو صبر و نیكى روزى فرماید.(2)

3. تسلى; خرسندى یافتن، آرام گرفتن و شخص عزادار و مصیبت زده را تسلى دادن.(3)

4. ناحت یا نوحه; گریه و زارى و شیون بر مردن; «ناحت المرأة على المیت نوحاً من باب قال، ربما قیل النیاح فهى نائحة»(4)، النیاحة «بكت علیه بصیاح و عویل و جزع»;(5) نیاحه، یعنى گریه با آواز، ناله و زارى و بیتابى. در لغت نامه دهخدا ذیل لغت نوحه آمده است «بیان مصیبت، گریه كردن با آواز، آواز ماتم، شیون و زارى، مویه گرى، زارى بر مرده، شعرى كه در ماتم و سوگوارى با صوت حزین و ناله و زارى خوانند، اعم از سوگوارى براى كسى كه تازه مرده یا براى امامان شیعه.(6) خود امامان بر سیدالشهدا مى گریستند و دستور به نوحه خوانى مى دادند. بر حمزه سیدالشهدا و بسیارى دیگرنوحه خوانى شد و مرثیه سرایى كردند و آنچه از كراهت نوحه و ناپسند بودن شغل نوحه گرى در روایت یاد شده، ناظر به نوحه گریهاى جاهلى است كه آمیخته به باطل و گاهى حرام بوده كه تفصیل آن در مباحث آینده بیان خواهد شد.

5. ماتم; جمع: مَآتم، اسم مصدر یا اسم زمان و مكان، به معناى اجتماع گروهى از مردان یا زنان براى اندوه و عزا و یا سرور و شادى. این لغت در عرف عامه براى اجتماع بانوان به هنگام عزا به كار رفته است، چنان كه ابن منظور مى نویسد: «الَمأتَم فى الاصل: مجتمع الرجال و النساء فى الغم و الفرح ثم خص به اجتماع النّساء للموت... و هو عندالعامه المصیبة یقولون: كنا فى مَأتَم فلان. والصواب أن یقال كُنّا فى مناحة فلان»(7); ماتم عبارت است از اجتماع مردان و زنان در غم و شادى. این واژه به مرور زمان در اجتماع زنان در مرگ و اندوه به كار برده شده است. وى سپس مى نویسد: «قال ابن برى: لا یمنع أن یقع المأتم بمعنى المناحه والحزن والنوح والبكاء لان النساء لذلك اجتمعن و الحزن هو السبب الجامع. و على ذلك قول التیمى فى منصوربن زیاد: و الناس مأتمهم علیه واحدٌ فى كل دار رنة و زفیرٌ. و قال آخر: أضحى بنات النبى، اذقتلوا   فى ماتم والسباع فى عُرس».(8)

ابن برى گفته است: اشكالى ندارد كه ماتم به معناى نوحه سرایى، اندوه و گریه باشد زیرا اجتماع زنان بدین جهات است; و اندوه، انگیزه جامع و فراگیرى است. از این رو تیمى در مرگ منصوربن زیاد گفت: مردم در یك مكان اجتماع كرده بودند و از هر خانه اى فریاد و صدایى بلند بود و نیز شاعرى سروده است: پیامبر عزیزانشان در ماتم نشستند در حالى كه درندگان در سرور و شادمانى بودند.

وبلاگ روایت عاشورا - Www.Ashooraeyan.MihanBlog.Com

فیومى گفته است: «المأتم: مجتمع الناس عموماً و قد غلب على مجتمعهم فى حزن»;(9) یعنى هر نوع اجتماع مردم را ماتم مى گویند ولى به مرور زمان بر اجتماعى به كار برده شده كه داراى حزن و اندوه مى باشد. بنابراین مأتم به معناى عزادارى و مصیبت و عزاست و برگزار كردن آیین سوگوارى، ماتم گرفتن و به ماتم نشستن مى گویند در آداب اسلامى، اقامه عزا براى متوفى و رسیدگى به بازماندگان و تغذیه داغدیدگان آمده است.(10)

باز این چه شورش است كه در خلق عالم است *** باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است(11)

سیدرضى در اشعارش از سوگواریهاى سرزمین عراق یاد مى كند كه شامیان،

همانها را روز عید و جشن مى دانستند:

كانت مآتم بالعراق تعدّها *** أمویّة بالشام من أعیادها(12)

6. رثا; به معناى گریستن بر مرده و بر شمردن نیكوییهاى او و شعر گفتن درباره مرگ كسى با اظهار دلسوزى چنان كه لغویون به آن اشاره كرده اند:

«رثیت: المیت أرثیه، از باب رمى، مرثیه، ورثیت له: ترحمت و رققت له» رثا: رَثواً المیّت: بكاه و عدّد محاسنه. نظم فیه شعراً. الرثایة: النواحة: المرثیة: ما یرثى به المیت من یشعر و سواه;(13) یعنى مرثیه به معناى مهربانى و دلسوختن، گریستن بر مرده و برشمردن نیكوییهاى او همراه با شعر و غیر آن است.

مرثیه: مرده ستایى، عزادارى، شرح محامد و اوصاف مرده، چكامه اى كه در عزاى از دست رفته اى سرایند، در عزاى كسى شعر سرودن، گریستن بر مرده و برشمردن ذكر محاسن وى، سوگوارى، روضه، مراسم عزایى كه به یاد شهیدان راه دین و بخصوص در ایام محرم و یاد واقعه كربلا بر پا كنند، اشعارى كه در ذكر مصایب و شرح شهادت پیشوایان دین و بخصوص شهیدان كربلا سرایند و خوانند.(14)

از جمله برنامه هایى كه از سوى ائمه دین مورد تشویق قرار گرفته تا از این طریق خاطره رشادتها و مظلومیتهاى شهداى كربلا و فرهنگ عاشورا زنده بماند، سرودن مدح و مرثیه است. قالب شعر، به لحاظ برخوردارى از وزن و آهنگ و بعد عاطفى، مؤثرتر و ماندگارتر است از این رو به عنوان سلاحى مؤثر در دفاع از حق و اسلام به كار گرفته شده است. نمونه هایى از آن را در مباحث آینده نقل خواهیم نمود.

از واژه هاى مذكور دو واژه با عزادارى و برپایى مجالس عزا هم معناتر است;  

یكى ماتم و دیگرى رثا و مرثیه. واژه هاى تسلى، تعزى، و نیاحه نیز هر كدام در بر گیرنده آثار و لوازم برگزارى مجالس عزاست زیرا عزادارى عبارت است از اجتماع گروهى از مردم كه در آن سعى مى شود با قرائت قرآن، خواندن مرثیه و سرودن شعر، بازماندگان را تسلى دهند و به صبر توصیه نمایند.

از روزى كه بشر به دنیا آمد و سپس با پدیده مرگ و حوادث تلخ روبرو شد بااین واژه ها آشنا گردید. انسان موجودى است كه آنچه را با وجود و هستى خویش ناسازگار ببیند، ناپسند داشته و با آن مبارزه مى كند و اگر نتوانست در مقابل آن دست به دفاع بزند با ابراز اندوه، گریه و ... به مقابله با آن و آرام سازى دل خود مى پردازد.

گاهى نیز این مراسم براى احیاى شعایر الهى و خاطره زندگى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)و سایر امامان(علیهم السلام) برگزار مى شود كه آثار فراوان و ثمرات بسیارى به همراه دارد.

پی نوشتها:

1ـ فرهنگ عمید، عمید، واژه عزا.

2ـ مصباح المنیر، فیومى، ص 504.

3ـ فرهنگ عمید، واژه تسلى.

4ـ مصباح المنیر، ص 629.

5ـ المنجد، ماده «نیح».

6ـ لغت نامه، دهخدا، لغت نیاحه، نائحه.

7ـ لسان العرب، ج 1، ص 62 و مجمع البحرین، ماده ماتم.

8ـ همان.

9ـ مصباح المنیر، ص 3.

10ـ فرهنگ عاشورا، جواد محدثى، ص 395.

11ـ دیوان اشعار، محتشم كاشانى.

12ـ فرهنگ عاشورا، 396.

213ـ همان، ص 218.

14ـ لغت نامه دهخدا.

منبع: كتاب عزاداری

]]>
قاسم بن حسن بن على بن ابیطالب 2011-11-27T16:41:19+01:00 2011-11-27T16:41:19+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/242 قاسم بن حسن برادر پدر و مادرى همان ابوبكر بن حسن است كه بیش از او كشته شد. ابومخنف به سندش از حمید بن مسلم (كه خبرنگار لشكر عمر بن سعد است (روایت كرده كه گفت : از میان همراهان حسین علیه السلام پسرى كه گویا پاره ما بود به سوى ما بیرون آمد، و شمشیرى در دست و پیراهن و جامه اى بر تن داشت و نعلینى بر پا كرده بود؟ بند یك از آن دو بریده شده بود، و فراموش نمى كنم كه آن نعل چپش بود.عمرو بن سعید بن نفیل (1) ازدى كه او را دید گفت : به خدا سوگند هم اكنون بر او حمله آرم . بدو گفتم : سبحان الله تو از این كا

قاسم بن حسن برادر پدر و مادرى همان ابوبكر بن حسن است كه بیش از او كشته شد. ابومخنف به سندش از حمید بن مسلم (كه خبرنگار لشكر عمر بن سعد است (روایت كرده كه گفت : از میان همراهان حسین علیه السلام پسرى كه گویا پاره ما بود به سوى ما بیرون آمد، و شمشیرى در دست و پیراهن و جامه اى بر تن داشت و نعلینى بر پا كرده بود؟ بند یك از آن دو بریده شده بود، و فراموش نمى كنم كه آن نعل چپش بود.
عمرو بن سعید بن نفیل (1) ازدى كه او را دید گفت : به خدا سوگند هم اكنون بر او حمله آرم . بدو گفتم : سبحان الله تو از این كار چه مى خواهى ؟ همانهایى كه مى نگرى از هر سو اطرافشان را گرفته اند، تو را از كشتن او كفایت كنند، گفت : به خدا سوگند من شخصا باید به او حمله كنم ، این را گفت و بى درنگ بدان پسر حمله برد و شمشیر را بر سرش فرود آورد، قاسم به رو درافتاد و فریاد زد: عمو جان ! و عموى خود را به یارى طلبید.
حمید گوید: به خدا سوگند حسین (كه صداى او را شنید) چون باز شكارى رسید و لشكر دشمن را شكافت و به شتاب خود را به معركه رسانید و چون شیر خشمناكى حمله افكند و شمشیرش را حواله عمرو بن سعید كرد، عمرو دست خود را سپر كرد، ابوعبدالله دستش را مرفق بیفكند و به یك سو رفت ، لشكر عمر بن سعد (براى رهایى آن پست خبیث ) هجوم آورده و او را از جلوى شمشیر حسین علیه السلام به یك سو برده نجاتش دادند، ولى همان هجوم سواران سبب شد كه آن نتوانست خود را از زمین حركت دهد و زیر دست و پاى اسبان لگد كوب گردید و از این جهان رخت بیرون كشید - خدایش لعنت كند و دچار رسوایى محشرش گرداند (2)
 

وبلاگ روایت عاشورا - Www.Ashooraeyan.MihanBlog.Com


گرد و غبار فرو نشست ، حسین علیه السلام را دیدم كه بالاى سر قاسم بود و او پاشنه پا بر زمین مى سود، در آن حال آن جناب مى فرمود: از رحمت حق به دور باشند گروهى كه تو را كشتند، و رسول خدا صلى الله علیه و آله در روز قیامت درباره تو خصم ورزد و طرف آنها باشد. سپس فرمود: به خدا سوگند ناگوار و گران است بر عموى تو كه او را بخوانى و پاسخت را ندهد، یا پاسخت بدهد ولى سودى به تو نبخشد، روزى است كه دشمنش بسیار و یاورش اندك است ، سپس قاسم را بر سینه گرفت و از زمین بلند كرد و گویا هم اكنون مى نگرم به پاهاى آن جوان كه بر زمین كشیده مى شد، و همچنان او را بیاورند تا در كنار جسد فرزند على بن الحسین افكند. من پرسیدم : این پسر كه بود؟ گفتند: قاسم ابن حسن بن على بن ابیطالب بود. صلوات الله علیهم اجمعین .
پی نوشتها:
1- در تاریخ طبرى عمرو بن سعد بن نفیل ضبط شده است .
2- در بین روضه خوان ها مشهور است كه قاسم علیه السلام لگد كوب اسبان لشكرگردید و حال آنكه قاتلش عمرو بن سعید یا سعد لگد كوب شد، و از غایت بى اطلاعى مرجع ضمیر را نشناخته اند و با اینكه هم در تاریخ طبرى و هم در این كتاب لعنة الله و اخزاه و یا خفضه الله دارد. و بعضى براى اثبات گفتار خویش تمسك جسته اند به كلامى از امام علیه السلام روایت شد، كه شب عاشورا هنگامى كه قاسم عرض ‍ كرد: انا فیمان قتل حضرت فرمود: انك لاحد من یقتل من الرجال معى بعد ان تبلو ببلاء عظیم . و گویند مراد از تبلو ببلاء عظیم این حادثه است . و این كلام هم اجتهاد در مقابل نص را ماند.
منبع: كتاب ترجمه مقاتل الطالبین

]]>
حسین، سالار عشق 2011-11-27T09:48:19+01:00 2011-11-27T09:48:19+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/247 بسم رب الحسین آقای من، مولای من، تویی سالار عشق، عشق یعنی تو كه با تمام وجود در راه احیای دین خدا ایستادی تا به ما یاد بدی عشق به خالق یعنی چه. این والپیپر تقدیم به شما از طرف من كمترین به شما ارباب خوبی ها بسم رب الحسین

آقای من، مولای من، تویی سالار عشق، عشق یعنی تو كه با تمام وجود در راه احیای دین خدا ایستادی تا به ما یاد بدی عشق به خالق یعنی چه.

این والپیپر تقدیم به شما از طرف من كمترین به شما ارباب خوبی ها

برای دریافت والپیپر در ابعاد واقعی كلیك نمایید.

]]>
ابو ثمامه صائدى 2011-01-25T19:46:24+01:00 2011-01-25T19:46:24+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/241 از یاران سید الشهدا و شهید نماز،كه روز عاشورا به فیض شهادت رسید.وى ازچهره‏هاىسرشناس شیعه در كوفه و مردى آگاه و شجاع و اسلحه شناس بود.مسلم بن‏عقیل در ایامبیعت گرفتن از مردم براى نهضت‏حسینى،او را مسؤول دریافت اموال وخرید اسلحه قرار دادهبود.نامش عمر بن عبد الله بود. (1) پیش از شروع درگیریهاى كربلاخود را از كوفه به كربلارساند و به امام پیوست. روز عاشورا،كه یاران حسین بن على‏«ع‏»بتدریج‏شهید مى‏شدند و از تعدادشان كاسته‏مى‏شد واین كاهش محسوس بود،ابو ثمامه هنگام ظهر خدمت امام آمد و گفت:جانم‏فداى تو!چن از یاران سید الشهدا و شهید نماز،كه روز عاشورا به فیض شهادت رسید.وى ازچهره‏هاىسرشناس شیعه در كوفه و مردى آگاه و شجاع و اسلحه شناس بود.مسلم بن‏عقیل در ایامبیعت گرفتن از مردم براى نهضت‏حسینى،او را مسؤول دریافت اموال وخرید اسلحه قرار دادهبود.نامش عمر بن عبد الله بود. (1) پیش از شروع درگیریهاى كربلاخود را از كوفه به كربلارساند و به امام پیوست.

روز عاشورا،كه یاران حسین بن على‏«ع‏»بتدریج‏شهید مى‏شدند و از تعدادشان كاسته‏مى‏شد واین كاهش محسوس بود،ابو ثمامه هنگام ظهر خدمت امام آمد و گفت:جانم‏فداى تو!چنینمى‏بینم كه دشمنان به تو نزدیك شده‏اند.به خدا قسم تو كشته نخواهى شدمگر آنكه منپیش از تو كشته شوم.

وبلاگ روایت عاشورا - Www.Ashooraeyan.MihanBlog.Com

دوست دارم خداى خویش را در حالى دیدار كنم كه‏این نماز را كهوقتش نزدیك شده بخوانم.امام،نگاهى به بالا افكند،فرمود:نماز را به یادآوردى،خدا تو را ازنماز گزاران ذاكر قرار دهد.آرى،اینك اول وقت نماز است.مهلتى ازسپاه دشمن خواستند.آنگاهابو ثمامه و جمعى دیگر،با امام حسین‏«ع‏»نماز جماعت‏خواندند. (2) وى جزء آخرین سه نفرىبود كه از یاران امام تا عصر عاشورا زنده مانده‏بودند.برخى گفته‏اند كه در اثر جراحتهاى بسیاربر زمین افتاد،خویشانش او را به دوش‏كشیده و از میدان به در بردند و مدتها بعد از دنیا رفت. (3)

پی نوشتها:

1- مقتل الحسین،مقرم،ص 177.برخى هم‏«عمرو بن عبد الله‏»نوشته‏اند.مثل تنقیح المقال،مامقانى،ج 2،ص 333.

2- سفینة البحار،ج 1،ص 136،بحار الانوار،ج 45،ص 21.

3- عنصر شجاعت،ج 2،ص 151.

منبع: كتاب فرهنگ عاشورا

]]>
ابراهیم بن حصین ازدى 2011-01-25T19:45:39+01:00 2011-01-25T19:45:39+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/240 از شهداى كربلا و اصحاب دلاور امام حسین‏«ع‏»بود،از جمله كسانى كه‏سید الشهدا«ع‏»درلحظات تنهایى،نام برخى از یاران را مى‏برده و صدا مى‏زده است:«و یاابراهیم بن الحصین...». رجز او در میدان نبرد چنین بود: اضرب منكم مفصلا و ساقالیهرق الیوم دمی اهراقاو یرزق الموت ابو اسحاقااعنى بنى الفاجرة الفساقا وى بعد از ظهر عاشورا در كنار امام حسین‏«ع‏» به شهادت رسید. (1) پی نوشتها: 1- دایرة المعارف تشیع،ج 1،ص 271 منبع: کتاب فرهنگ عاشورا از شهداى كربلا و اصحاب دلاور امام حسین‏«ع‏»بود،از جمله كسانى كه‏سید الشهدا«ع‏»درلحظات تنهایى،نام برخى از یاران را مى‏برده و صدا مى‏زده است:«و یاابراهیم بن الحصین...».

رجز او در میدان نبرد چنین بود:

http://ashooraeyan.mihanblog.com

اضرب منكم مفصلا و ساقالیهرق الیوم دمی اهراقاو یرزق الموت ابو اسحاقااعنى بنى الفاجرة الفساقا

وى بعد از ظهر عاشورا در كنار امام حسین‏«ع‏» به شهادت رسید. (1)

پی نوشتها:

1- دایرة المعارف تشیع،ج 1،ص 271

منبع: کتاب فرهنگ عاشورا

]]>
سبك عزاداری در ایران 2011-01-25T19:39:54+01:00 2011-01-25T19:39:54+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/239 سوال: آیا سبك عزاداری موجود، از دوره‎ی صفویه وارد فرهنگ شیعه شدهاست؟&nbsp;&nbsp;&nbsp; علی جدیدی از بناب&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; جواب: سوگواری و مرثیه‎سرایی برای سالار شهیدان(ع) در زمان ائمه معصومین‎)ع) رایج بوده و همچنین بر تداوم آن توصیه شده است. بزرگان دین نیز همواره شیعیان را بر ادامه‎ی این امر مقدّس توصیه می‎فرمودند؛ اما این كه آیا عزاداری مرسوم زمان ما از سوال: آیا سبك عزاداری موجود، از دورهی صفویه وارد فرهنگ شیعه شدهاست؟   

علی جدیدی از بناب                           

جواب: سوگواری و مرثیهسرایی برای سالار شهیدان(ع) در زمان ائمه معصومین)ع) رایج بوده و همچنین بر تداوم آن توصیه شده است. بزرگان دین نیز همواره شیعیان را بر ادامهی این امر مقدّس توصیه میفرمودند؛ اما این كه آیا عزاداری مرسوم زمان ما از همان ابتدا و از عصر امامان معصوم(ع) بوده یا پس از آنها رایج شده است، به نظر میرسد كه بعضی از شیوههای عزاداری، به ویژه تعزیه خوانی‎‎ها، بعد از ائمه(ع) به وجود آمده است، چنانكه پترچلكووسكی در این زمینه میگوید: «مراسم محرّم، حمایت و تشویق دربار صفوی را جلب كرد. یاد كرد شهادت امام حسین(ع) به صورت عملی میهن پرستانه درآمد. گزارشات متعدّدی از اجتماعات مزبور، كه اكثراً توسط فرستادگان سیاسی اروپا، مبلّغان، بازرگانان و سیاحان به ثبت رسیده، از اشخاصی سخن میگویند كه ملبّس به جامههای رنگارنگ (بوده)، به طور منظم پیادهروی میكردند، یا سوار بر اسبها و شترها، آفرینندهی وقایعی بودند كه به واقعهی حزنانگیز كربلا ختم میشد. نبردهای ساختگی توسط صدها تن از عزاداران ملبّس به جامههای همگون و مسلح به تیر و كمان و شمشیر و سلاحهای دیگر، به طور آهسته بازی میشد. سراسر نمایش با سوگنوا همراهی میشد و تماشاگران كه در امتداد گذرگاهها صف میكشیدند، بر سینه میزدند و در حالی كه دسته عزا از كنارشان رد میشد، فریاد میزدند: حسین، حسین، یا شاه شهیدان حسین.» (1)

برای مطالعه ادامه این سوال زیبا به ادامه مطلب رجوع كنید.

هر چند برخی، تاریخ شروع عزاداری به این سبك را به دورهی حكومت آلبویه نسبت دادهاند، ولی روضهخوانی یا قرائت كتاب «روضة الشهداء» و كتابهای مشابه بر روی منبر، از دورهی صفویه شروع شد.(2) در همان زمان كه مراسم محرم در دورهی صفویه رشد و توسعه مییافت، و شكل مهم و معروف دیگری از نمایش مذهبی پدید آمد كه نقل نمایشی زندگی و اعمال، رنج و مرگ شهیدان شیعه بود. موضوع این نمایش در اساس ـ هر چند هم اندك ـ،  همیشه در ارتباط با واقعهی كربلا بود، این داستانها از كتابی فارسی به نام «روضة الشهداء»(3)یا بهشت شهیدان، گرفته میشد و از اوایل سدهی شانزدهم در میان شیعیان به گونهای گسترده، انتشار یافت. دربارهی مراسم تعزیهخوانی و عزاداری در دورهی صفویه، ژان كالمارنین مینویسد: «تجدید خاطرهی فاجعه كربلا به صورتی كه در زمان صفویه جانی تازه گرفت، دنبالهی سنتی قدیمی از آداب مذهبی است؛ مانند زیارت بُقاع شهیدان كربلا، سینه زنی و روضهخوانی در روز عاشورا و در دهه اول محرم، كه به وسیلهی مسلمانانی كه گرایشهای عقیدتی گوناگون دارند اجرا میشده است،… موضوع گرفتن انتقام خون امام حسین(ع) كه از دیر باز بخش اعظم تجدید خاطرهی فاجعهی كربلا حكمفرما بوده و شاه اسماعیل ـ بنیانگذار سلسلهی پادشاهی صفوی ـ از آن برای تبلیغ و پیشبرد كارهای خود استفاده كرد.»(4)

ژان كالمار، قسمت بیشتری از تحولات عزاداری را به سنتهای دیرینهی ایران مربوط میداند و چنین میگوید: «به عقیده من قسمت اعظم این تحول، صرف نظر از جنبهی ایمانی و عقیدتی آن، تحت تأثیر سنتهایی به وجود آمده است كه ریشههای ژرف نزد ایرانیان دارد و حتّی صورت منقّحتر نمایشی مصائب روحانی را موجب گردیده است.(5) مطلبی كه قابل توجه است این كه چون قبل از صفویه عزاداری به این سبك رایج نبوده و با جلوس شاه اسماعیل بر تخت سلطنت و چند ماه بعد از آن، تألیف كتاب «روضة الشهداء» در تبریز به پایان رسید ـ كه مجموعهی روایات رثایی و حماسی و دینی تركی و فارسی را دربارهی فاجعهی كربلا و یادآوری آن و انتقام گیری،  به زبان فارسی درآورد؛ پس در این جا هم، مانند برخی جاهای دیگر، خود را در برابر موقعیتی تناقض آمیز میبینیم كه در آن ایران شیعی، مصیبت نامهی كربلا را به صوفیای از سلسلهی «نقشبندی» مدیون است كه مسلماً به تقیّه متصفش كردهاند و احتمالاً مردی از اهل تسنن بوده كه در محافل صوفیگری و فتوت، هر چه بیشتر، اهلبیت و شهیدان كربلا را محترم میشمرده است.(6)

وبلاگ روایت عاشورا - Www.Ashooraeyan.MihanBlog.Com

از این جا روشن میشود كه با توجه به خلأ فرهنگی دوران صفویّه، سرودن شعر در مدح و رثای ائمه و شهدای كربلا؛ برای شاعران افتخاری بس بزرگ محسوب میشد. حتی میتوان گفت كه احتمالا‎ً اگر محركی مانند هفت بند محتشم كاشانی ـ كه در گسترش بعدی ذكر مصائب تأثیر به سزایی داشته نمیبود، تعزیهخوانی به جای مهمی نمیرسید.

در دهههای آخر قرن دهم، شاهد رواج مراسم عزاداری ماه محرم، بیشتر در مراكز شهری شیعی هستیم، در كنار عزایی عمومی كه میرود تا بیستم و حتی بیست و هشتم صفر نیز به طول انجامد، به موازات این امر روضهخوانی گسترش مییابد و از قرن یازدهم موجب افزایش خیرات برای جمع بسیاری كه به این مجالس روی میآورند، موجب افزایش خیر است میگردد؛ علاوه بر این، با این كه هیچ اطلاعی متكی بر ارقام در دست نیست؛ پس از آن كه در نیمهی دوم قرن یازدهم تدارك چشمگیری برای برگزاری عزای حسینی و تعزیههای سیّار آغاز میشود، حمایت رسمی از این مراسم باید كسب اهمیتی كرده باشد.(7)

با روی كار آمدن دولت صفویّه و در آوردن مملكت به صورت كشوری شیعه و مقتدر تأثیری فراوان بر آیندهی آیین سوگواری محرم گذارد، به گونهای كه تظاهرات شكوهمند شیعیان در محرم هر سال، در نشر و اشاعهی مذهب تشیّع در فلات قارّه ایران، مساعدت فراوانی كرد. در این زمان كتاب «روضة الشهداء» به رشتهی تحریر درآمد و قوهی محركهای شد برای پیدایش مراسم محرم كه از بطن آن، سبك تازهای از فعالیّت به نام روضهخوانی یا قرائت «روضة الشهداء»، به وجود آمد. دو قرن و نیم بعد، این سبك به منزلهی رشتهای كه به وسیلهی آن، اشعار غنائی و متون و نمایشهای تعزیه به هم بافته شدند.»(8)

از آن‌چه گذشت چنین برمیآید كه عزاداری به سبك موجود، از صدر اسلام نبوده، بلكه بیشتر از دوران صفویه به وجود آمده است، هر چند عدهای بر این باورند كه منشأ آن از زمان آلبویه میباشد؛ رواج سبك عزاداری صفویه میتواند به این دلیل باشد كه اولا:ً دولت روی كار آمده، شیعی بوده، تمام امكانات را در دست داشته است و ثانیاً: بیشتر مردم شیعه بودند و ترویج نهضت حسینی و بیان مظلومیتهای آن حضرت و اهل بیت و یارانش را میخواستند، بنابراین، دو عامل یاد شده در شكل گرفتن سبك موجود، نقش اساسی داشتند.

از سوی دیگر، عزاداری به این سبك، تازه و نو بوده است و كارشناسان فرهیخته و زبردست و آگاه، بر عملكرد آنها نظارت نداشتند؛ از این رو در ضمن كارهای صورت گرفته، مواردی نیز افزوده شد و مورد حمایت دولت صفوی قرار گرفت.

پی نوشتها:

1- تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، پترچلكووسكی، ترجمه، داود حاتمی، ص 10 تا 11، تهران، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، سال 1367.

2- همان منبع، پاورقی، توضیح مترجم، ص 11.

3- فتوت نامه سلطانی، مقدمه ص 95، تهران، چاپ محجوب، سال 1350.

- روضة الشهداء، حسین واعظ كاشفی سبزواری، بمبئی، تاجران كتب و مالكان مطیع محمدی، بمبئی، بیتا.

4- پترچلكووسكی، همان، ص 163 – 164، همچنین در پایان نامه مؤلف و كتاب دیگرش به نام اخلاص كامل به امام حسین(ع) به طور كامل به این موضوع پرداخته شده است.

5- پترچلكووسكی، ص 164؛ اخلاص كامل به امام حسین(ع)، ژانكالمار،  پاریس، بیتا، 1354 ش، 1975 م.

6- پترچلكووسكی، ص 165، اخلاص كامل به امام حسین(ع)، ژانكالمار.

7- پترچلكووسكی، همان، ص 165، 166.

8- همان، ص 165، اخلاص كامل به امام حسین(ع)، ص 366.

منبع: كتاب تحقیقاتی در نهضت عاشورا، اثر محققین گروه تاریخ مركز مطالعات حوزه

]]>
امر به معروف و نهى از منكر، عنصر اصلى قیام امام حسین (ع) 2011-01-25T19:36:36+01:00 2011-01-25T19:36:36+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/238 و اینك پس از نقل پیام حسین بن على علیه السلام در دو بخش از امر به معروف و نهى از منكر، به بخش سوم این موضوع كه در آن پنج پیام نقل گردیده است ، مى پردازیم :11-اللهم انك تعلم انه لم یكن ما كان منا تنافسا فى سلطان ، و لا التماسا من فضول الحطام ولكن لنرى المعالم من دینك ، ونظهر الاصلاح فى بلادك ، و یاءمن المظلومون من عبادك ، و یعمل بفرائضك ، سننك و احكامك . (1)خدایا! بى شك تو مى دانى آن چه از ما سر زده (و مبارزه اى كه بر ضد بنى امیه شروع كرده ایم ) نه رقابت در به دست آوردن قدرت سیاسى است و نه جستج http://ashooraeyan.mihanblog.com

و اینك پس از نقل پیام حسین بن على علیه السلام در دو بخش از امر به معروف و نهى از منكر، به بخش سوم این موضوع كه در آن پنج پیام نقل گردیده است ، مى پردازیم :
11-اللهم انك تعلم انه لم یكن ما كان منا تنافسا فى سلطان ، و لا التماسا من فضول الحطام ولكن لنرى المعالم من دینك ، ونظهر الاصلاح فى بلادك ، و یاءمن المظلومون من عبادك ، و یعمل بفرائضك ، سننك و احكامك . (1)
خدایا! بى شك تو مى دانى آن چه از ما سر زده (و مبارزه اى كه بر ضد بنى امیه شروع كرده ایم ) نه رقابت در به دست آوردن قدرت سیاسى است و نه جستجوى ثروت و نعمتهاى بیشتر، بلكه براى این است كه ارزشهاى درخشان آیینت را ارائه دهیم و در بلاد و شهرها اصلاحات پدید آوریم و بندگان ستمدیده ات را از حقوقشان برخوردار و ایمن سازیم و براى این است كه به قوانین و احكام تو عمل شود.
12 -اللهم انى احب المعروف و انكر المنكر، و انى اسئلك یا ذاالجلال و الاكرام بحق هذا القبر و من فیه الا اخترت لى من امرى ما هو لك رضى و لرسولك رضى . (2)
خدایا من دوستدار معروف و از منكر بیزارم . اى خداى بزرگ و كرامت بخش ! تو را به حق این قبر و به حق كسى كه در میان آن است ، سوگندت مى دهم كه در این تصمیم و اراده اى كه دارم ، راهى را براى منم بنمایى كه موجب رضا و خشنودى تو و پیامبرت باشد.
امام علیه السلام این جمله را در یك برهه حساس و در یك شرایط تاریخى در كنار قبر رسول خدا صل الله علیه وآله وسلم ایراد فرمود، آنگاه كه تصمیم گرفت مدینه را به سوى مكه ترك گوید و براى آخرین بار به زیارت قبر رسول خدا (ص ) شتافت و با جد بزرگوارش وداع نمود.
13-و انى لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، و انما خرجت لطلب الاطلاح فى امة جدى (ع ) ارید ان امر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسیر بسیرة جدى وابى على بن ابى طالب . (3)
و من نه از روى خود خواهى و یا براى خوشگذرانى و نه براى افساد و ستمگرى ، از مدینه خارج شدم بلكه هدف من از این سفر، امر به معروف و نهى از منكر و خواسته ام از این حركت ، اصلاح مفاسد امور است و احیا و زنده كردن سنت و قانون جدم رسول خدا (ص ) و راه و رسم پدرم على ابن ابیطالب است.
این جمله ها بخشى از متن وصیتنامه حسین بن على علیه السلام است كه هنگام حركت از مدینه خطاب به برادرش محمد بن حنیفه  نوشته است .
14-و انا ادعوكم الى كتاب و سنة نبیه ، فان السنة قد امیتت و البدعة قد احییت تسمعوا قولى اهدكم الى سبیل الرشاد . (4)
من شما را به كتاب و سنت پیامبرش دعوت مى كنم ، زیرا سنت فراموش شده و بدعت ، جاى آن را گرفته است ، اگر سخن مرا بشنوید، به راه سعادت و خوشبختى رهنمونتان خواهم بود
این جمله نیز كه بیانگر انگیزه قیام و حركت حسین بن على علیه السلام است ، از فرازهاى نامه اى است كه آن حضرت پس از ورود به مكه ، به سران شهر بصره مانند مالك بن مسمع بكرى ، مسعود بن عمرو، منذر بن جارود و... نگاشته است .
15-الا و ان هولاء قد لزموا طاعة الشیطان ، و تركوا طاعة الرحمان ، و اظهروا الفساد، و عطلوا الحدود، و استاثروا بالفى ء، واحلوا حرام الله ، و حرموا حلاله ، و انا احق ممن غیر . (5)
مردم آگاه باشید! اینان (بنى امیه ) به پیروى از شیطان گردن نهاده و اطاعت خدا را ترك نموده اند، فساد را ترویج و حدود خدا را تعطیل نموده اند و بیت المال را به خود اختصاص داده ، حرام خدا را حلال و حلال خدا را تحریم كرده اند و اینك من سزاوار و شایسته ام بر حكومت مسلمانان نه اینان كه اسلام را تغییر داده اند.
این جمله بخشى از سخنرانى مشروح حسین بن على علیه السلام است كه در منزل بیضه  در نزدیكى كربلا خطاب به سپاهیان حر ایراد فرمود.

پی نوشتها:

1- خطبه حسین بن على علیه السلام در منى / 71.
2- مقتل خوارزمى 1 / 186 و عوالم / 177.
3- مقتل مقرم / 139.
4- مقتل مقرم / 141 - 142 و طبرى 6 / 200.

5- مقتل مقرم / 185. طبرى 6 / 229. كامل ابن اثیر 3 / 280 و خوارزمى 1 / 234.

منبع: کتاب پیام عاشورا

]]>
راهکارهای عملی زدودن خرافات و بدعت‌ها از چهره مقدس فرهنگ عاشورا 2011-01-25T19:29:37+01:00 2011-01-25T19:29:37+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/237 1. تحلیل تکوین و ساختاری و کاربردی و آینده نگر فلسفه قیام عاشورا در ابعاد فرهنگی، تاریخی، اجتماعی و سیاسی تعمیق، بسط و گسترش آن.2. استفاده متناسب از تکنولوژی آموزشی در مراکز آموزشی اعم از متوسطه و عالی و رسانه های جمعی خصوصاً صدا و سیما و مطبوعات به گونه ای که هم متضمن ارتقای سطح معلومات مخاطبین و هم حداکثر بهره گیری از منابع غنی و مستند باشد.3. اتخاذ سیاست‌های تشویقی و انگیزش در چارچوب هدف‌های برنامه توسعه چهارم اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در زمینه «توسعه مشارکت‌های مردمی در

1. تحلیل تکوین و ساختاری و کاربردی و آینده نگر فلسفه قیام عاشورا در ابعاد فرهنگی، تاریخی، اجتماعی و سیاسی تعمیق، بسط و گسترش آن.
2. استفاده متناسب از تکنولوژی آموزشی در مراکز آموزشی اعم از متوسطه و عالی و رسانه های جمعی خصوصاً صدا و سیما و مطبوعات به گونه ای که هم متضمن ارتقای سطح معلومات مخاطبین و هم حداکثر بهره گیری از منابع غنی و مستند باشد.
3. اتخاذ سیاست‌های تشویقی و انگیزش در چارچوب هدف‌های برنامه توسعه چهارم اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در زمینه «توسعه مشارکت‌های مردمی در عرصه فرهنگ دینی»، برنامه ریزی و اقدام‌های لازم برای حمایت از هیئت‌های مذهبی و تشکل‌های دینی با رویکرد بهبود کیفیت فعالیت ها و پرهیز از خرافات و انحرافات » باشد.
4. ایجاد زنجیره ای همگون از گروه های مرجع تأثیرگذار و تأثیرپذیر که در تعامل با یکدیگر بدون بوجود آوردن بحران ناشی از حساسیت در جهت گسترش فرهنگ اصیل عاشورا و «پرهیز از خرافات و بدعت ها» رهنمون شوند.
5. توسعه و حمایت آموزشی و پژوهشی از زیر ساخت های فکری و مولد فرهنگ اصیل عاشورایی .

http://ashooraeyan.mihanblog.com


6. رویکرد آموزشی و فرهنگی به مقوله خرافات و بدعت‌ها و شناخت ماهیت آسیب ها و مصادیق آن و تبیین روش های مناسب جهت کاهش خرافات و بدعت‌ها و ترمیم آسیب ها با استفاده از منابع معتبر و غنی.
7. توجه به ارتباط سیستمی سیر مقتل نگاری، با توجه به اینکه «مقتل نویسی، شعبه ای از دانش تاریخ اسلام است که ابتدای عصر نوین علوم مورد عنایت جامعه تاریخدانان مسلمان بوده است».
8. منابع شناسی در حوزه های مقتل شناسی و ادبیات آئینی.
9. تحلیل نگرش های فکری، فلسفی و کلامی درخصوص واقعه عاشورا.
10. تبیین نقش عوامل فرهنگی، تاریخی، کلامی و سیاسی در زمینه پیدایش تحریفات و بدعت‌ها.
11. بازشناسی نشانه های بدعت ها و تحریفات در حوزه اشکال و نمادهای فرهنگ عاشورا.
12. ریشه یابی و بررسی پیامدهای تحریفات و بدعت‌ها در فرهنگ دینی جامعه.
13. تعامل با مخاطبین در زمینه شناخت آسیب ها.
14. تعمیق و عمق بخشیدن سطح معلومات و اطلاعات مخاطبین در حوزه فرهنگ عاشورا.
15. تعریف روش‌های فرهنگی مقابله با تحریفات و بدعت‌ها.

منبع: مقاله مهندسی فرهنگ عاشورا، نوشته علیرضا مزروعی

]]>
سیره ‎ی ائمه معصومین(ع) در نحوه سوگواری 2011-01-25T19:24:59+01:00 2011-01-25T19:24:59+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/236 &nbsp; 1. عزاداری امام سجاد(ع): از آن‎جایی كه حضرت امام زین ‎العابدین(ع) هنگام شهادت پدر بزرگوارش، در كربلا حضور داشت و از عمق فاجعه آگاه و چگونگی شهادت آن عزیزان را مشاهده كرده بود؛ بنابراین، بر اساس روایات معتبر، آن حضرت تمام عمر باقی مانده‎ی خویش را عزادار بود و بر شهدای كربلا گریه می‎‎كرد، چنان‎كه اگرغذایی را خدمت حضرت سجاد(ع) قرار می‎دادند، اشك از چشمان مبارك‎شان جاری می‎شد، تا جایی كه گاه غلامی از او می‎پرسد: آیا حزن و اندوه شما تمام نمی‎شود؟ حضرت می‎فرماید: وای بر تو! همانا یعقوب(ع) دو

 

1. عزاداری امام سجاد(ع): از آنجایی كه حضرت امام زین العابدین(ع) هنگام شهادت پدر بزرگوارش، در كربلا حضور داشت و از عمق فاجعه آگاه و چگونگی شهادت آن عزیزان را مشاهده كرده بود؛ بنابراین، بر اساس روایات معتبر، آن حضرت تمام عمر باقی ماندهی خویش را عزادار بود و بر شهدای كربلا گریه می‎‎كرد، چنانكه اگرغذایی را خدمت حضرت سجاد(ع) قرار میدادند، اشك از چشمان مباركشان جاری میشد، تا جایی كه گاه غلامی از او میپرسد: آیا حزن و اندوه شما تمام نمیشود؟ حضرت میفرماید: وای بر تو! همانا یعقوب(ع) دوازده فرزند داشت، یكی از آنها ناپدید شد و یعقوب از شدّت اندوه چشمانش سفید (ونابینا) گردید، در حالی كه فرزندش یوسف زنده بود! ولی من پدر و برادر و عمو و هفده نفر از اهل بیتم و تعدادی از یاران پدرم را دیدم كه ذبح شده و به خون آغشته بودند؛ پس چگونه حزن و اندوهم تمام شود؟ (1)

در «المجالسالسنیّة» آمده است كه امام صادق(ع) دربارهی جدش ـ امام سجاد(ع) ـ فرمود: او چهل سال بر پدرش گریه كرد، در حالیكه روزها روزه میگرفت و شبها شبزندهداری میكرد و هنگامی كه زمان افطار فرا میرسید و یكی از غلامانش برای او غذا میآورد و عرض میكرد: ای مولای من! میل كنید؛ حضرت میفرمود: فرزند رسول خدا گرسنه شهید شد، فرزند رسول خدا تشنه شهید شد، و همینطور این كلام را تكرار و گریه میكرد تا این كه غذا و آب با اشك چشمش مخلوط میشد و این وضعیت همچنان ادامه داشت تا اینكه خدای خویش را ملاقات كرد و به دیدار حق شتافت. (2)

2. عزاداری امام باقر(ع): در كتاب «نهضة الحسین» (ص 152 ) آمده است: با آمدن ماه محرم، حزن و اندوه در اهلبیت نبوی(ع) ظاهر میگشت و آنان از شعرا میخواستند تا برای جدشان ـ امام حسین(ع) ـ مرثیهسرایی كنند. (3) همچنین در كاملالزیارات ابن قولویه آمده است كه امام باقر(ع) در روز عاشورا به سوگواری برای امام حسین(ع) امر فرموده، و در خانهی خویش مجلس عزا اقامه میكرد و…(4)

3. عزاداری امام صادق(ع): دربارهی عزاداری امام صادق)ع)  نیز روایات زیادی وارد شده است كه از شاعران درخواست مینمود برای جدّش مرثیهسرایی كنند و آنان را بر این امر مقدّس تشویق میكرد و اهلبیت او از پس پرده به مرثیهسرایی شاعران گوش میدادند و گریه و ناله میكردند. (5)

4.عزاداری امام موسی كاظم(ع): در این باره، امام رضا(ع) میفرماید: هنگامی كه محرم فرا میرسید، پدرم هرگز با حالت خنده و تبسم دیده نمیشد و ده روز اول محرم به همین شكل بود تا این كه روز دهم و روز عاشورا فرا میرسید و این روز، روز مصیبت و حزن و گریه او بود و میفرمود: عاشورا روزی است كه جدّم حسین(ع) را شهید كردند. (6)

5. عزاداری امام رضا(ع): دعبل خزاعی میگوید: در ایام دههی محرم به محضر آقا و مولای خود، علی بن موسی(ع)، در مرو شرفیاب شدم و آن حضرت را در حالی كه اصحابش دور او نشسته بودند، محزون یافتم. وقتی حضرت مرا دید فرمود: مرحبا بر تو دعبل! مرحبا بر كسی كه با دست و زبانش ما را یاری میكند؛ سپس حضرت مرا در كنار خودش جای داد و فرمود: ای دعبل! دوست داری شعر بخوانی؛ زیرا  این روزها ایام غم و اندوه بر ما اهل بیت و روز شادی دشمنان ما، به ویژه بنیامیه، است؛ سپس برخاست و پردهای بین ما و اهلبیتش زد و آنان را پشت پرده نشاند تا بر مصیبت جدّش حسین(ع) گریه كنند؛ آنگاه رو به من كرد و فرمود: ای دعبل! مرثیه بخوان! تو یاور ما و مرثیهسرای ما هستی، تا زمانی كه زندهای.(7) در این هنگام دعبل مرثیهسرایی را آغاز كرد. (8)

6. عزاداری در زمان چهار امام دیگر: در آن زمانها، عزاداری گاه سیر صعودی و گاه نزولی داشته است؛ مثلاً در زمان امام جواد(ع)، تا حدی امكان عزاداری برای شیعیان فراهم بود و این حالت تا زمان معتصم ادامه داشت؛ اما پس از آن، سیر نزولی یافت و شیعه برای عزاداری و احیای شعائر حسینی در فشار بود. (9) در این دوران نیز عزاداری در ایام محرم نسبت به ماهها و ایام دیگر بیشتر بود.

با توجه به بررسی سیره امامان معصوم(ع)، عزاداری سیدالشهدا در طول سال در مناسبتهای ویژه برپا بود، ولی در ایام محرم، مجالس سوگواری هر روز بر پا میشد و برخی از آنها، مانند امام سجاد(ع)، در ایام محرم سیاهپوش نیز بودند.(10)

پی نوشتها:

1- تاریخ النیاحة علی الامام الشهید الحسین بن علی(ع)، السید صالح الشهرستانی، تحقیق و اعداد، الشیخ نبیل رضا علوان، ص 118بیروت، دارالزهراء، چاپ اول، 1419ق ، و مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 166.

2- المجالس السنیّة، سید محسن امین، بیروت، دارالتعارف، چاپ ششم 1398 ق، ج 1، ص 155.

3- كامل الزیارات، ابن قولویه قمی، ص 111 تا 114، تهران، چاپ صدوق، چاپ اول، سال1375.

4- ر.ك: تاریخ النیاحة علی  الامام الشهید الحسین بن علی(ع)، ص120، المجالس السنیة، ج 5، ص 123. 

5- تاریخ سیدالشهدا، عباس صفائی حائری، ص 566، قم، انتشارات مسجد مقدس جمكران، چاپ اول، سال 1379،  امالی صدوق، مجلسی، ج 6، ص 205.

6- تاریخ النیاحة…، همان، ص 132، امالی صدوق، ج 2، ص 111.

7- بحارالانوار، ج40، ص 257.

8- همان، ص 157.

9- همان، ص 136 و 137.

10- سیاهپوش در سوگ ائمه نور، علی ابوالحسنی، منذر، ص 127 و 128، قم، مؤلف، چاپ اول، سال 1375. برای آگاهی بیشتر ر. ك: مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 166، امالی صدوق، مجلسی 29، ج 6، ص 205.

منبع: كتاب تحقیقاتی در نهضت عاشورا، اثر محققین گروه تاریخ مركز مطالعات حوزه

]]>
نافع بن هلال 2011-01-03T10:31:20+01:00 2011-01-03T10:31:20+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/235 نافع ابن هلال جملى یكى از یاران امام دشمن را تیرباران مى كرد و مى گفت : انا هلال الجملى انا على دین على یعنى در همان حال (در گیر و دار جنگ ) براى امیر المومنین علیه السلام تبلیغ مى كرد و نام او را مى برد و دین او را مى ستود تا دوازده نفر از اصحاب عمر بن سعد را به هلاكت رساند و كسانى را هم زخمى كرد در آخر كار بازوهاى او درهم شكست و از كار افتاد و او را دستگیر كردند و نزد ابن سعد بردند، ابن سعد از او پرسید نافع چرا ابن بلا را سر خود آوردى ؟ و شاید تصور مى كرد كه او مثل

نافع ابن هلال جملى یكى از یاران امام دشمن را تیرباران مى كرد و مى گفت :

انا هلال الجملى

انا على دین على

یعنى در همان حال (در گیر و دار جنگ ) براى امیر المومنین علیه السلام تبلیغ مى كرد و نام او را مى برد و دین او را مى ستود تا دوازده نفر از اصحاب عمر بن سعد را به هلاكت رساند و كسانى را هم زخمى كرد در آخر كار بازوهاى او درهم شكست و از كار افتاد و او را دستگیر كردند و نزد ابن سعد بردند، ابن سعد از او پرسید نافع چرا ابن بلا را سر خود آوردى ؟

و شاید تصور مى كرد كه او مثل بسیارى از مردم اظهار پشیمانى مى كند و معذرت مى خواهد، نافع گفت خدا از نیت من در این كارى كه كرده ام آگاه است و در حالى كه خون از ریش او مى ریخت گفت : به خدا قسم دوازده نفر از شما را كشتم و كسانى را هم زخمى كردم و از این كار خود هیچ پشیمان نیستم و اگر شانه ها و بازوهاى من از كار نیفتاده بود نمى توانستند مرا دستگیر كنید نافع اول كسى از یاران امام بود كه او را دستگیر كردند و سپس به شهادت رساندند.

وبلاگ روایت عاشورا - Www.Ashooraeyan.MihanBlog.Com


و در همان دم مرگ هم سند زنده اى از ایمان و یقین و تشخیص صحیح خود به دست تاریخ سپرد، و تاریخ هم آن را با كمال امانت ضبط كرد، هنگامى كه شمشیر بر سر او بلند كردند گفت : الحمدالله الذى جعل منایانا على یدى شرار خلقه شكر خدا را كه اگر كشته مى شویم بدترین مردم ما را مى كشند.
این بود وضع روحى كسانى كه ما با كمال جرات پس از درود فرستادن بر آنها مى گوییم یالیتنا كنا معكم فنفوز معكم كاش ما هم با شما بودیم تا چون شما رستگار و سرفراز و سعادتمند مى گشتیم ما چرا هرگز نمى گوییم : شكر خدا را كه ما در آن روز نبودیم و به چنان امتحان گرفتار نشدیم و در ریختن خون مثل شما مردانى پاك و با فضیلت شركت نداشتیم ، آیا آن روز به حقیقت و راستى نزدیكتر است یا این شكرگزارى و شادمانى .

منبع: كتاب بررسى تاریخ عاشورا

]]>
معرفی کتاب بررسی اثرات قیام امام حسین (ع) در فقه سیاسی شیعه 2010-12-13T19:17:36+01:00 2010-12-13T19:17:36+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/234 شیرکش، هیثم، پایان‏نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، 1379، 178ص .هدف نویسنده بررسی برخی از ابعاد نهضت امام حسین (ع) در فقه سیاسی شیعه و گشودن راهی برای علاقمندان به مباحث اجتماعی فقهی بوده است . وی با بهره‏گیری از منابع فقهی، تاریخی و تفسیری و با استناد به نظر فقها، به دست آوردهای این نهضت عظیم در فقه سیاسی پرداخته و مسئله قیام امام حسین (ع) را در فقه مورد بررسی قرارداده است . برخی از عناوین مورد بحث چنین است: تعریف فقه سیاسی و برخی از مصادیق آن، اوضاع معاصر شیرکش، هیثم، پایان‏نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، 1379، 178ص .
هدف نویسنده بررسی برخی از ابعاد نهضت امام حسین (ع) در فقه سیاسی شیعه و گشودن راهی برای علاقمندان به مباحث اجتماعی فقهی بوده است .

وبلاگ روایت عاشورا - www.ashooraeyan.mihanblog.com

وی با بهره‏گیری از منابع فقهی، تاریخی و تفسیری و با استناد به نظر فقها، به دست آوردهای این نهضت عظیم در فقه سیاسی پرداخته و مسئله قیام امام حسین (ع) را در فقه مورد بررسی قرارداده است .

برخی از عناوین مورد بحث چنین است: تعریف فقه سیاسی و برخی از مصادیق آن، اوضاع معاصر قیام امام حسین (ع)، علل قیام امام حسین (ع) از دیدگاه امام خمینی، فقه عاشورایی امام خمینی، ادله مشروعیت قیام علیه حکام جور، چرا امام حسین (ع) راه تقیه را در پیش نگرفت؟ ، تقیه در احکام، مهادنه (متارکه جنگ)، هدنه در متون فقهی .

منبع: فصلنامه حکومت اسلامی ، شماره 27

]]>
جعفر بن ابیطالب ( قسمت دوم ) 2010-12-12T16:56:45+01:00 2010-12-12T16:56:45+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/233 همان طور که در قسمت قبل قول داده بودیم در این قسمت قصد داریم درباره نحوه شهادت جعفر بن ابیطالب صحبت نماییم. جریان مراجعت جعفر بن ابیطالب را از حبشه از كتاب مغازى محمد بن جریر طبرى براى خود او، در ضمن احادیثى كه در برخى از موارد شبیه به یكدیگرند و همچنین نام اشخاصى از مهاجرین كه همراه او بودند، خواندم و وى تصدیق كرد. من احادیث مزبور را هر كدام با شرح و تفصیل آن در جاى خود نقل كرده ام .محمد بن ابراهیم )به سند خود) از شعبى نقل كرده كه او گفت : هنگامى كه رسول خدا صلى الله علیه و آله خبیر را فتح كرد همان طور که در قسمت قبل قول داده بودیم در این قسمت قصد داریم درباره نحوه شهادت جعفر بن ابیطالب صحبت نماییم.

جریان مراجعت جعفر بن ابیطالب را از حبشه از كتاب مغازى محمد بن جریر طبرى براى خود او، در ضمن احادیثى كه در برخى از موارد شبیه به یكدیگرند و همچنین نام اشخاصى از مهاجرین كه همراه او بودند، خواندم و وى تصدیق كرد. من احادیث مزبور را هر كدام با شرح و تفصیل آن در جاى خود نقل كرده ام .
محمد بن ابراهیم )به سند خود) از شعبى نقل كرده كه او گفت : هنگامى كه رسول خدا صلى الله علیه و آله خبیر را فتح كرد جعفر بن ابیطالب از حبشه بازگشت ، رسول خدا صلى الله علیه و آله او را در بر كشید و میان دیدگانش را مى بوسید و مى فرمود : نمى دانم به كدامیك بیشتر شادمان باشم : به آمدن جعفر یا به فتح خبیر؟
ابن اسحاق و زهرى گفته اند : چون از حبشه مراجعت كرد، رسول خدا صلى الله علیه و آله او را به موته(1) فرستاد.
ابن اسحاق از عروة بن زبیر حدیث كند كه گفت : لشكر مزبور را پیغمبر صلى الله علیه و آله در ماه جمادى سال هشتم هجرى به موته فرستاد، و زید بن حارثه را بر ایشان امیر و فرمانروا كرد، و فرمود : اگر براى زید پیش آمد ناگوارى اتفاق (و شهید شد) جعفر بن ابیطالب امیر سپاه باشد، و اگر براى جعفر پیشامدى رخ داد عبدالله بن رواحه امیر لشكر باشد (2)
محمد بن جریر طبرى به سند از زید بن ارقم نقل كند كه گفت : لشكر مذبور از مدینه حركت كرده به راه افتاد و همین كه به سر حد بلقاء )از نواحى شام ) رسیدند لشكر بزرگى كه از مردم روم و اعراب (سرحدى كه تحت حكومت روم بودند) تشكیل شده بود، سر راه به آنان قرار گرفت ، مسلمانان به دهى كه نامش موته بود پناهنده شدند، و در آنجا دو سپاه براى جنگ آماده شده و مسلمانان لشكر را بدین ترتیب آراستند كه میمنه و سمت راست آن را به مردى از قبیله عذرة كه قطبة بن قتاده نام داشت ، سپردند و میسره و سمت چپ لشكر را به مردى از انصار كه عبادة بن مالك نام داشت ، سپرده و جنگ را شروع كردند. زید بن حارثه با پرچم خود (كه رسول خدا صلى الله علیه و آله به دستش داده و او را بدان مفتخر ساخته بود) جنگید تا از پا در آمده و به شهادت رسید. پس ‍ از او جعفر بن ابیطالب پرچم را به دست گرفته ، شروع به جنگ كرد و چون دید دشمن دورش را احاطه كرده و راه از هر سو بسته است ، خود را از اسب سرخ رنگى كه داشت به زمین افكنده و آن را پى كرد و همچنان پیاده جنگید تا به درجه شهادت رسد و او نخستین كسى بود كه در اسلام اسب خود را پى كرد.
عباد بن عبدالله از پدر رضاعى خود - كه یكى از بنى مره است و در جنگ موته حاضر بوده - روایت كند كه گفت : گویا هم اكنون مى نگرم (و این منظره از نظرم محو نمى شود) كه جعفر خود را از اسب سرخ مویش به زمین انداخت و آن را پى كرد.
عبدالرحمن بن سمره گوید: خالد بن ولید - كه مسلمانان آخر كار او را به فرمانروایى انتخاب كردند - مرا براى رساندن خبر جنگ موته به نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله فرستاد، همین كه من به مدینه رسیده و وارد مسجد شدم ، رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: اى عبدالرحمن به جاى خود باش (تا من خود جریان جنگ را بگویم ) آن گاه فرمود: زید بن حارثه پرچم را گرفت و جنگید تا كشته شد، خدایش رحمت كند! سپس جعفر بن ابیطالب پرچم را به دست گرفت و جنگید تا كشته شد، خداوند جعفر را رحمت كند، سپس عبدالله بن رواحه پرچم را به دست گرفت و جنگ كرد تا كشته شد، خدایش ‍ رحمت كند!
اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله كه اطرافش بودند ( و این سخنان را از آن حضرت شنیدند) گریستند، و پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله بدانها فرمود: چرا گریه كنند؟ گفتند: چگونه نگرییم با اینكه (در این جنگ ) بزرگان و مردان با فضیلت و شریف ما از دستمان رفت ؟ حضرت فرمود: گریه نكنید، زیرا حكایت امت من حكایت آن باغى است كه صاحبش براى آبادى آن اقدام كند، چاههاى آب آن را اصلاح كرده و جویهاى آن را آماده مى سازد و شاخه هاى (زاید) آن را بتراشد، و در سر سال گروهى از میوه هاى آن را بخوراند، سپس در سال دیگر گروه دیگرى را میوه دهد، و همچنین در سال بعد نیز گروهى دیگر را میوه دهد، و شاید میوه اى كه در آخر دهد بهتر و نیكوتر باشد. سوگند بدان خدایى كه مرا به راستى و حقیقت برانگیخته است كه عیسى ابن مریم در میان امت من مانند حواریین خود را خواهد یافت (3)
كعب بن مالك در رثاء جعفر بن ابیطالب اشعار ذیل را سروده است :

هدالعیون و دمع عینك یهمل

سحا كما و كف الضباب امحضل

و كانما بین الجوانح والحشا

مما تاوبنى شهاب مدخل

وجدا على النفر الذین تتابعوا

یوما بموتة اسندوا لم ینقلوا

صلى الاله علیهم من فتیة

و سقى عظامهم الغمام المسبل

صبروا بمومة للاله نفوسهم

عندالحمام حفیظة ان ینكلوا

اذا یهتدون بجعفر و لوائه

قدام اولهم و نعم الاول

حتى تفرقت الصفوف و جعفر

حیث التقى و عث الصفوف مجدل

فتغیر القمر المنیر لفقده

والشمس قد كسفت و كادت تافل

قوم بهم نصر الاله عباده

و علیهم نزل الكتاب المنزل

و بهدیهم رضى الاله لخلقه

و بجدهم (4) نصر النبى المرسل

بیض الوجوه ترى بطون اكفهم

تندى اذا اعتذر الزمان الممحل

وبلاگ روایت عاشورا - Www.Ashooraeyan.MihanBlog.Com

1- چشمها به خواب رفتند ولى اشك چشم من مانند باران ریزان است .
2- گویا میان سینه من از این غم و اندوه شراره آتش زبانه مى كشد.
3- اندوه بر آن مردانى كه در جنگ موته (برابر دشمن ) پایدارى و كوشش كرده و از جاى خود عقب نشینى نكردند.
4- درود خدا بر آن جوانمردانى باد كه ابرهاى ریزان بر استخوانها ببارید.
5- هنگامى كه مرگ فرا رسید اینان در راه خدا بردبارى كردند، و براى ترساندن دشمن واپس نرفتند.
6- راهنماى ایشان و جلودارشان جعفر و پرچمش بود و راستى چه بسیار جلودار و پیشرو خوبى بود.
7- در نتیجه جنگى كه شد) صفهاى لشكر پراكنده شد، و جعفر كه سخت او را از هر جانب احاطه كرده بودند، به زمین افتاد.)
8- از فقدان آن رادمرد گویى ماه درخشنده تاریك شد و خورشید گرفت و نزدیك بود یكسره از دیده ها پنهان شود.
9- او از فامیلى بود كه به وسیله آنان خداوند بندگان خود را یارى كرد، و كتاب آسمانى بر آنان فرود آمد.
10- خداى تعالى راهنمایى ایشان را براى خلق خود پذیرفت و به وسیله جد ایشان (عبدالمطلب ) یا به تیزى شمشیر ایشان پیمبر مرسل خود را یارى كرد.
11- سفیدرویانى كه در روزگار قحطى سخت مردم از خوان جود و كرمشان بهره مند مى گشتند.
ابوهریرة به عقیده خود گوید: كسى پس از رسول خدا صلى الله علیه و آله بر پشت اسبها و كوهان شتران سوار نشده و كفش نپوشیده است كه فضیلتش بیش از جعفر بن ابیطالب بوده باشد.
ابوسعید خدرى گوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: بهترین مردمان حمزه و جعفر و على علیه السلام هستند.
ابوهریره گوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: جعفر را دیدم كه در بهشت به وسیله دو بال ( كه خداوند به او عنایت كرده ) با فرشتگان پرواز مى كرد.
امام صادق علیه السلام از پدرش حضرت باقرالعلوم علیه السلام نقل كرده كه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: مردمان از ریشه هاى مختلف و گوناگونى آفریده شده اند ولى من و جعفر از یك ریشه و تیره خلق شده ایم .
و نیز از آن جناب روایت شده است كه رسول خدا صلى الله علیه و آله به جعفر فرمود: تو در خوى و آفرینش شبیه من هستى .
امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله علیه و آله بیرون آمد و در حالى كه مى فرمود مردم از ریشه هاى مختلف اند و من و جعفر از یك ریشه ایم .

پی نوشتها:

1- موته - یا موته - نام جایى است در حدود شام و در آنجا میان مسلمانان كه سه هزار نفر بودند با لشكر روم كه متجاوز از صد هزار تن بودند كارزار سختى شد، و در این جنگ مسلمانان شكست خوردند و چنان كه پس از این بیاید در این جنگ جعفر بن ابیطالب و زیدبن حارثه و عبدالله بن رواحه و جمعى دیگر شهید شدند و خالد بن ولید باقیمانده لشكر را برداشته به مدینه بازگشت ، و چون به مدینه آمدند كودكان مدینه خاك به رویشان مى ریختند و بدانها مى گفتند : اى گریختگان و فرار كنندگان از راه خدا! رسول خدا صلى الله علیه و آله مى فرمود : اینان گریختگان و فرار كنندگان از راه خدا! رسول خدا صلى الله علیه و آله مى فرمود : اینان گریختگان نیستند، و ان شاء الله مجددا باز خواهند گشت  
2- بر طبق روایات شیعه ، رسول خدا(ص ) جعفر را امیر اول جنگ قرار داد و سپس به ترتیب زید بن حارثه و عبدالله رواحة را، و محدثین شیعه این را هم یكى از موارد ستمى مى دانند كه بر امیر المومنین علیه السلام روا داشته اند به شرحى كه در جاى خود گفته اند. براى اطلاع بیشتر به جلد 21 بحار الانوار، ص 50 به بعد مراجعه شود.
3- على بن عبدالله بن جعفر - كه از نواده هاى جعفر است - گوید: روزى كه جعفر ابن ابیطالب كشته شد سى و سه سال و یا سى و چهار سال از عمرش گذشته بود، ولى این سخن من (صحیح نیست و) موهوم آید زیرا جعفر در سال هشتم هجرى كشته شد، و از روز بعثت رسول خدا صلى الله علیه و آله تا آن روز بیست و یك سال گذشته بود، و با توجه به اینكه جعفر از برادرش امیرالمؤ منین على علیه السلام ده سال بزرگتر بوده ، وعلى علیه السلام هنگامى كه ایمان آورد، بنابر اختلاف روایات پانزده ساله - چنان كه بیشتر مورخین گفته اند - و با هفت ساله - چنان كه دسته اى گویند - بوده است ، و به طور مسلم و بدون هیچ اختلافى على علیه السلام در همان سال بعثت ایمان آورد، و به هر ترتیبى كه حساب كنیم عمر جعفر هنگام شهادتین چند سال زیادتر از این مقدارى است كه او گفته است .
زیرا بنا بر اینكه سن على علیه السلام را هنگام بعثت پانزده سال حساب كنیم ، سن جعفر در روز شهادت چهل و شش سال مى شود، و اگر هفت سال حساب كنیم سى و هشت سال مى شود،. و به هیچ كدام از حسابها سى و سه و یا سى و چهار سال صحیح نیست

4- در بعض نسخه ها بحدهم با حاء مهمله است .

منبع: کتاب ترجمه مقاتل الطالبین

]]>
سیدالشهداء سه بار به دیدن این بانو آمدند  2010-11-15T16:32:39+01:00 2010-11-15T16:32:39+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/232 صاحب دارالسلام مرحوم محدث نورى مى فرماید كه حج مولى حسن یزدى ، كه مرد عابد و با تقوا و پاكیزه اى و از جمله كسانى است كه در كنار قبر حضرت امیر علیه السلام مجاورت داشته ، و حق همسایگى حضرت را بجا مى آورد و در انجام عبادت بسیار پشتكار دارد، او از حاج محمد على یزدى كه مردى ثقه و امین بود نقل كرد كه در یزد مرد صالح و فاضلى بود كه به فكر آخرت خویش بود، شبها در مقبره اى خارج شهر یزد كه مزار گویند مى خوابید.این مرد همسایه اى داشت كه از كودكى در مكتب و غیره با هم بودند، تا اینكه بعدها شغل عشارى )باج خواه صاحب دارالسلام مرحوم محدث نورى مى فرماید كه حج مولى حسن یزدى ، كه مرد عابد و با تقوا و پاكیزه اى و از جمله كسانى است كه در كنار قبر حضرت امیر علیه السلام مجاورت داشته ، و حق همسایگى حضرت را بجا مى آورد و در انجام عبادت بسیار پشتكار دارد، او از حاج محمد على یزدى كه مردى ثقه و امین بود نقل كرد كه در یزد مرد صالح و فاضلى بود كه به فكر آخرت خویش بود، شبها در مقبره اى خارج شهر یزد كه مزار گویند مى خوابید.
این مرد همسایه اى داشت كه از كودكى در مكتب و غیره با هم بودند، تا اینكه بعدها شغل عشارى )باج خواهى و پول زورگرفتن ) را انتخاب كرد و تا آخر عمر هم چنین مى بود. تا اینكه مرد و در همان مقبره مذكور نزدیك محلى كه حاج محمد على یزدى مى خوابید او را دفن كردند، هنوز یك ماه نگذشته بود كه حاج محمد على او را در خواب دید، با حالت زیبا و سر حال از نعمت ، او گوید: نزدش رفتم و به او گفتم : من اول و آخر و باطن و ظاهر كار تو را مى دانم ، تو از كسانى نبودى كه در باطن نیكو باشى ولى ظاهرت بخاطر برخى جهات چون تقیه یا ضرورت و یا كمك به مظلوم ، توجیه شود؟

وبلاگ روایت عاشورا - www.ashooraeyan.mihanblog.com


و كار تو جز عذاب نتیجه اى نداشت ، چگونه به این مقام رسیدى ؟! آن مرد گفت : آرى مساءله همانطور است كه تو گفتى ، من تا دیروز در سخت ترین عذاب بودم ، تا اینكه همسر استاد اشرف آهنگر از دنیا رفت و او را در اینجا دفن كردند و اشاره كرد به مكانى كه صد ذراع فاصله داشت و در همان شبى كه او را به خاك سپردند، حضرت امام حسین علیه السلام سه بار به دیدن او آمدند، و در مرتبه سوم دستور فرمود: تا عذاب را از اهل این قبرستان بردارند، به این جهت حال من نیكو شد و در نعمت و وسعت قرار گرفتم ،
حاج محمد على گوید: با تعجب از خواب بیدار شدم ، استاد اشرف آهنگر را نمى شناختم و جاى او را نمى دانستم ،
در میان بازار آهنگرها جستجو نمود تا استاد اشرف را پیدا كرد، از او پرسید، آیا شما همسر دارى ؟ گفت : داشتم ، ولى دیشب فوت نمود و او را در فلان جا دفن كردیم ، و همان جائى را گفت كه در خواب آن مرد به من نشان داد، از او پرسید: آیا همسر شما به زیارت امام حسین علیه السلام رفته بود؟ گفت : خیر، پرسید: آیا مصیبت حضرت را مى نمود؟ گفت : خیر، پرسید: آیا او براى امام حسین مجلس مصیبت برپا مى كرد؟ جواب داد: خیر، منظورت از این سؤ الها چیست ؟ آن مرد داستان خواب خود را بیان كرد و گفت مى خواهم رمز آن ارتباط میان او و امام حسین را دریابم ،
استاد اشرف گفت : آن زن همواره به خواندن زیارت عاشورا مداومت داشت  (1)

پی نوشتها:

1- دارالسلام ج 2 ص 279

منبع: کتاب اسرار عاشورا جلد اول و دوم

]]>
چرا امام حسین (ع) خانواده خود را به جنگ برد؟ 2010-10-11T17:09:29+01:00 2010-10-11T17:09:29+01:00 tag:http://ashooraeyan.mihanblog.com/post/231 سوال: چرا امام حسین(ع) با این كه می‎دانست به شهادت می‎رسد، خانواده خود را به همراه برد؟ ( سید سعید حسینی ) پاسخ: تكلیف اجتماعی در آیین اسلام، ویژه‎ی مردان نیست، بلكه زنان متعهد و مسلمان نیز در برابر جریان حق و باطل و مسأله ولایت و رهبری، وظیفه دارتد و باید از رهبری حق، دفاع و پیروی كنند و از حكومت و فسادهای مسؤولان نالایق انتقاد نمایند و در صحنه‎های گوناگون اجتماعی حضوری مؤثر داشته باشند. در تداوم مسیری كه حضرت زهرا (س) در حمایت از امام معصوم(ع) و افشاگری علیه رویه‎های ناسالم زمام‎داران داشت، سوال: چرا امام حسین(ع) با این كه میدانست به شهادت میرسد، خانواده خود را به همراه برد؟ ( سید سعید حسینی )

پاسخ: تكلیف اجتماعی در آیین اسلام، ویژهی مردان نیست، بلكه زنان متعهد و مسلمان نیز در برابر جریان حق و باطل و مسأله ولایت و رهبری، وظیفه دارتد و باید از رهبری حق، دفاع و پیروی كنند و از حكومت و فسادهای مسؤولان نالایق انتقاد نمایند و در صحنههای گوناگون اجتماعی حضوری مؤثر داشته باشند.

در تداوم مسیری كه حضرت زهرا (س) در حمایت از امام معصوم(ع) و افشاگری علیه رویههای ناسالم زمامداران داشت، زنان ـ به خصوص حضرت زینب(س) ـ نیز در نهضت كربلا دوشادوش امام حسین(ع) مشاركت داشتند.

هر قیام و نهضتی عمدتاً از دو بخش خون و پیام تشكیل میگردد. مقصود از بخش خون، مبارزات خونین و قیام مسلحانه میباشد كه مستلزم كشتن و كشته شدن و جانبازی در راه‌ آرمان مقدس است و مقصود از بخش پیام نیز، رساندن و ابلاغ پیام انقلاب و بیان آرمانها و اهداف آن است.

با بررسی قیام مقدس امام حسین(ع) این دو بخش كاملاً در آن به چشم میخورد؛ زیرا انقلاب امام حسین(ع) تا عصر عاشورا مظهر بخش اول، یعنی بخش خون و شهادت، بود و رهبری و پرچم‌داری نیز بر عهدهی خود ایشان قرار داشت، و پس از آن، بخش دوم به پرچمداری امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) آغازید با سخنان آتشین خود، كه پیام انقلاب و شهادت سرخ آن حضرت و یارانش را به آگاهی افكار عمومی رسانیدند و طبل رسوایی حكومت پلید اموی را به صدا درآوردند.

با توجه به تبلیغات بسیار گسترده و دامنهداری كه حكومت اموی از زمان معاویه ضد اهلبیت(ع) ـ به ویژه در منطقهی شام ـ به راه انداخته بود، بیشك اگر بازماندگان امام حسین(ع)، یعنی زن و بچههای ایشان، به افشاگری و بیدارسازی نمیپرداختند، دشمنان اسلام و مزدوران قدرتهای وقت، نهضت بزرگ و جاویدان آن حضرت را در طول تاریخ كم ارزش و چهرهی آن را وارونه نشان میدادند؛ هم چنان كه برخی در تهمتی دربارهی امام حسن(ع) گفتند: «بر اثر ذاتالریه و سل از دنیا رفت»؛ اما تبلیغات گستردهی بازماندگان حضرت سیدالشهدا(ع) در دوران اسارت كه كینه توزی سفیهانهی یزید چنین فرصتی را برای آنان پیش آورده بود، اجازه چنین تحریف و جنایتی را به دشمنان نداد. ضرورت حضور و نقش بازماندگان عاشورا، با بررسی و مطالعه در حكومت امویان بر شام، بیش از پیش روشن میشود.

دوران سلطهی معاویه در شام

شام از آن روز كه به تصرف مسلمانان درآمد، تحت سیطرهی فرمانروایانی چون خالد پسر ولید و معاویه پسر ابوسفیان قرار گرفت. مردم این سرزمین نه سخن پیامبر(ص) را دریافته بودند و نه روش اصحاب او را میدانستند و نه اسلام را ـ دستكم آنگونه كه در مدینه رواج داشت ـ میشناختند؛ البته یكصد و سیزده تن از صحابهی پیامبر اكرم(ص) یا در فتح این سرزمین شركت داشته، یا به تدریج در آنجا سكونت گزیده بودند، ولی بررسی زندگینامه این افراد نیز روشن میكند كه جز چند تن، باقی آنها برای مدت كمی محضر پیامبر گرامی اسلام(ص) را درك كرده، و جز یك یا چند حدیث، روایت نكردهاند؛ گذشته از آن، بیشتر این افراد در طول خلافت عمر و عثمان تا آغاز حكومت معاویه، وفات كردند و در زمان قیام امام حسین(ع) تنها یازده تن از آنها زنده و در شام به سر میبردند.

وبلاگ روایت عاشورا - www.ashooraeyan.mihanblog.com

مردمانی در سنین هفتاد تا هشتاد سال كه گوشهنشینی را بر آمیختن با توده ترجیح داده، در عامه مردم نیز نفوذی نداشتند و در نتیجه نسل جوان  آن روز، از اسلام حقیقی چیزی نمیدانستند و شاید در نظر آنان، اسلام هم حكومتی بود مانند حكومت كسانی كه پیش از ورود اسلام بر آن سرزمین فرمان میراندند، و تجمّل دربار معاویه، حیف و میل اموال عمومی، ساختن كاخهای بزرگ و تبعید و زندانی كردن و كشتن مخالفان برای آنان امری طبیعی بود؛ زیرا چنین نظامی نیم قرن پیش از آن سابقه داشت، و به یقین كسانی بودند كه میپنداشتند آنچه در مدینهی عصر پیامبر گذشته نیز این چنین بوده است. (1) معاویه حدود 42 سال در شام حكومت كرد و در این مدت نسبتاً طولانی، مردم شام را به گونهای پرورش داد كه فاقد بصیرت و آگاهی دینی باشند و در برابر اراده و خواست معاویه بیچون و چرا تسلیم شوند (2) معاویه در طی این مدت، نه تنها از نظر نظامی و سیاسی مردم شام را تحت سلطهی خود قرار داد كه از نظر فكری و مذهبی نیز مردم آن منطقه را كور و ‏كر و گمراه بار آورد تا آنچه او به اسم تعلیمات اسلام به آنان عرضه میكند، بیهیچ اعتراضی بپذیرند.

حكومت پلید بنیامیه با تبلیغات زهرآگین و كینه توزانهاش، خاندان پاك پیامبر را در نظر مردم شام منفور جلوه داد و در مقابل، بنیامیه را خویشان رسول خدا و نزدیكترین افراد به او معرفی كرده بود، به طوری كه پس از پیروزی قیام عباسیان و استقرار حكومت ابوالعباس سفّاح، ده تن از امرای شام نزد وی رفتند و همه سوگند خوردند كه ما تا زمان قتل مروان ـ آخرین خلیفه اموی ـ نمیدانستیم كه رسول خدا(ص) جز بنیامیه خویشاوندی داشته باشد كه از او ارث ببرند، تا آن كه شما امیر شدید (3)

بنابراین، جای شگفتی نیست اگر در مقاتل میخوانیم، به هنگام آمدن اسیران كربلا به دمشق، مردی در برابر امام زینالعابدین(ع) ایستاد و گفت: سپاس خدایی را كه شما را كشت و نابود ساخت و مردمان را از شرّتان آسوده كرد! حضرت كمی صبر كرد تا شامی هر چه در دل داشت بیرون ریخت؛ سپس با تلاوت آیاتی مانند:

انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهلالبیت و یطهركم تطهیرا (4)

فرمود: این آیات در حق ما نازل شده است. پس از آن بود كه مرد فهمید آن‌چه دربارهی این اسیران شنیده، درست نیست، آنان خارجی نیستند، بلكه فرزندان پیامبر هستند؛ بنابراین از آن‌چه گفته بود پشیمان شد و توبه كرد (5)

پی نوشتها:

1- قیام امام حسین(ع)، دكتر سید جعفر شهیدی، ص 185، تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامی، سال 1359 ش.

2- بررسی تاریخ عاشورا، دكتر محمد ابراهیم آیتی، ص 47، چاپ دوم، تهران كتابخانه صدوق، سال 1347 ش.

3- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 7، ص 159، مصر، داراحیاء الكتب العربیه، 1961 م.

4- احزاب، 33، ترجمه:  «بیشك خداوند میخواهد هرگونه پلیدی را از شما اهل بیت ببرد و شما را پاك سازد، پاك ساختنی.»

5- مقتل الحسین(ع)، اخطب خوارزمی، ج 2، ص 61، قم منشورات المفید، اللهوف فی قتلی الطفوف، سید بن طاووس، ص 74، قم منشورات مكتبة الداوری.

منبع: کتاب تحقیقی در نهضت عاشورا

]]>