تبلیغات
روایت عاشورا - مطالب فرازهایی از عاشورا
 
روایت عاشورا
عاشورا پیام زندگی

سوال: آیا این مطلب صحّت دارد كه امام سجاد(ع) در عزای پدرش امام حسین(ع) خون گریه میكرد؟ امیرعلی حسنلو

پاسخ: منظور از «خون گریه كردن» این است كه عمق مصیبت و عزاداری امام سجاد(ع) بیان شود و در هر صورت، به چنین لفظی در منابع برخورد نكردیم. اگر چه یكی از القاب آن حضرت «بكّاء» بود؛ البته خون دل خوردن حضرت از فراق پدرش امام حسین میتواند توجیهگر این اصطلاح باشد.

در زیارت ناحیهی مقدسهی منسوب به امام عصر(ع) نیز نزدیك به این معنا دیده میشود كه حضرت فرموده باشد: «به قدری بر تو گریه میكنم كه اگر اشكم تمام شد، به جای اشك از چشمانم خون جاری شود.»

امام سجاد(ع)  ـ فرزند امام حسین(ع) ـ یكی از حاضران و ناظران صحنهی خونین كربلا در سال 61 هجری بودند. از نزدیك شهادت پدر بزرگوارش، عموی عزیزش حضرت عباس و برادرانش علیاكبر و علیاصغر(ع) و شهادت تمام یاران امام و برخی از صحابه‌ی رسول خدا  و بنیهاشم را در كربلا  مشاهده نمود

و عمق فاجعهی دردناك این حادثه و هتك حرمت اهل البیت)ع)  و اسارت آنها را به خوبی درك كرد، و هر انسانی به جای او بود از شدت غم و اندوه، قالب تهی میكرد. امام سجاد(ع) ندای «هل من ناصر ینصرنی» پدرش را میشنید و با آنكه از شدّت بیماری، در بستر افتاده بود، میخواست به سوی میدان برود كه امام حسین(ع) به خواهرش ام‎ّكلثوم فرمود: «او را نگاه دار، كه از نسل پیامبر در زمین باقی بماند.» (1)

امام زین العابدین(ع) به همراه عمّههای خود و خواهران و سایر اسیران بنیهاشم و غیر آنها، به اسارت برده شد و فشارهای روحی و روانی سختی را متحمّل گردید و در عین حال برای ابلاغ پیام سیدالشهدا(ع) خطبهها ایراد فرمود و در این كار، با موفقیت كامل و پیروزمندانه بر دشمنان و بنیامیه فائق آمد و همراه عمهاش زینب، انقلاب دیگری در اجتماع آن روز و جامعه غفلت زده اسلامی به پا كردند.

http://ashooraeyan.mihanblog.com

 امام(ع) با به یاد آوردن حادثهی عاشورا و خاطرات پدر و یاران و برادرانش گریه میكرد و اساساً، چنان كه اخبار صحیح گزارش میدهند، آسمانها (2) و زمین(3) و حیوانات وحشی و جمادات و نباتات و مجردات، اعم از جنیان (4) و پریان (5) (ملائكه)، در عزای سالار شهیدان(ع) گریستند و مدتها ماتم آنها ادامه داشت. این اخبار از طریق علمای عامه نیز نقل شده است و از لحاظ تكوینی صحیح میباشد و هیچ خدشهای بر آنها وارد نیست؛ چرا كه بر اساس احادیث فراوانی، امام حجّت خدا است و تمام موجودات، در تكوین وجودشان به وجود او وابسته است و در حقیقت برقراری آسمانها و زمین و حیات موجودات و استمرار آن، از وجود امام و حجت الهی سرچشمه میگیرد و سلسله حیات در هستی، متعلق و مشروط به وجود آنها است.(6) پس در این اندیشه اصیل، جای هیچ تردید نیست كه مخلوقات هستی در فقدان حجت الهی یك صدا ناله سر دهند. چه رسد به این كه  حجت خدا به دست جمعی ظالم و سفّاك با آن وضع فجیع و درد آور به شهادت رسد و فرزندانش و اهل حرمش اسیر و غارتزده شوند؛ اما فقدان ولایت اگر برای انسان قابل تحمل باشد ـ كه برای انسان واقعی نیست ـ برای موجودات دیگر تحملناپذیر است و آنها بر اساس آن ودیعه الهی بهترین اظهار تأسف را برای این مصیبت ابراز و اظهار میكنند كه خون گریستن یكی از  مصادیق آن است.

در زیارت ناحیهی مقدسه میخوانیم: «برای گریه در عزای تو اگر اشك تمام شود خون گریه میكنم»؛ (7)

لئن اخرتنی الدهور و عاقنی عن نصرك المقدور لابكینّك صباحاً و مساءً فلا ندبنّك صباحاً و مساءً و لابكینّ علیك بدل الدموع دما.ً(8)

بنابراین، (خون گریستن) ممكن است كنایه از شدّت حزن و اندوه و عظمت مصیبت باشد كه به امام سجاد(ع) نسبت میدهند، همانگونه كه در این زیارت ـ كه به امام زمان(ع) منتسب است ـ حضرت چنین فرموده است.

طبق نقل منابع معتبر امام زینالعابدین بسیار میگریست: «و لقد كان بكی علی ابیه الحسین عشرین سنة…»؛(9) یعنی برای پدرش حسین(ع) بیست سال گریه كرد. یك روز غلامش عرض كرد: ای پسر رسول خدا، حزن و اندوه شما كی تمام میشود؟ امام فرمود: وای بر تو! یعقوب نبی با اینكه دوازده پسر داشت، در فراق یوسف به قدری گریست كه چشمانش نابینا شد، و اینك من كه شاهد شهادت پدرم و عمویم و هفده نفر از اهل بیتم بودم، چگونه حزن من تمام شدنی است؟(10)

امام سجّاد(ع) با این حالت گریهها و عزاداری خویش، از ارزشها دفاع میكرد و میراث عاشورا را زنده نگاه میداشت و درس توحید، اخلاق و آداب اجتماعی میداد و میفرمود: «قتل ابن رسول الله جائعاً، قتل ابن رسول الله عطشاناً»؛ پس گریههای  امام زین العابدین(ع)، خون دل بود كه جاری میشد.

سوال: آیا در دورهی معصومین(ع) عزاداری امام حسین(ع) در ایام محرم برگزار میشده و اگر چنین است، به چه صورت بوده است؟ علی جدیدی بناب

پاسخ: اقامهی عزا و گریه بر عزیزان از دست رفته، از جانب معصومین(ع) رایج بوده است؛ چنانكه حضرت فاطمه زهرا (س) به خاطر گریه شبانه روزی برای پدر بزرگوارش، مورد اعتراض قرار گرفت و به ناچار بیت الاحزان را به وجود آورده، دست حسن و حسین(ع) را میگرفت، و برای عزاداری و گریه به آنجا میرفت. ائمهی اطهار(ع) نیز برای امام حسین(ع) سوگواری میكردند.

 

پی نوشتها:

1- بحارالانوار، مرحوم مجلسی، ج 45، ص 46. الدمعة الساكبة، ج 4، ص 334.

2- بحارالانوار، ج 45، ص 206، 207.

3- همان، ج 45، ص 218.

4- همان، ج 45، ص 233.

5- همان، ج 45، ص 220، 229.

6- در جلد 45 بحارالانوار روایات زیادی درباره خون گریستن آسمان و زمین وارد شده است ر.ك: ص 211، حدیث 25 و 26 . 19 و حدیث 40 و 41، ص 217.

7- متن كامل زیارت ناحیهی مقدسه در بحارالانوار، ج 45، ص 65 الی 72 آمده است كه نام شهیدان را یكایك میشمارد و سلام میدهد. شایان ذكر است كه مرحوم فیض الاسلام در كتاب ترجمه خاتون دوسرا، زندگی حضرت زینب (س) در ص 217 آورده است كه زیارت ناحیه مقدسه از امام حسن عسكری و تاریخ صدور آن سال 252 هجری قمری است و ولادت حضرت امام زمان در سال 255 یا 256 است، والله العالم.

8- سوگ نامه آل محمد، محمد اشتهاردی، ص 154 و 156، انتشارات ناصر، سال 71، چاپ سوم.

9- بحارالانوار، ج 46، ص 63.

10- ر. ك: همان ص 63.

منبع: كتاب تحقیقاتی در نهضت عاشورا، اثر محققین گروه تاریخ مركز مطالعات حوزه



نوع مطلب : فرازهایی از عاشورا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 14 خرداد 1388

شهادت مظلومانه سید الشهدا و یارانش در كربلا،تاثیر بیدارگر و حركت آفرین داشت‏و خونى تازه در رگهاى جامعه اسلامى دواند و جو نامطلوب را شكست و امتدادهاى آن‏حماسه،در طول تاریخ،جاودانه ماند.حتى در همان سفر اسارت اهل بیت نیز تاثیرات‏سیاسى این حادثه در اندیشه‏هاى مردم آشكار شد.گروهى از اسرا را كه به شام مى‏بردند،چون به تكریت رسیدند، مسیحیان آنجا در كلیساها جمع شدند و به نشان اندوه بر كشته‏شدن حسین‏«ع‏»،ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند.به شهر«لینا»

نیز رسیدند.مردم آنجا همگى گرد آمدند و بر حسین و دودمانش سلام و درود فرستادند وامویان را لعن كردند و سربازان را از آنجا بیرون كردند.چون خبر یافتند كه مردم‏«جهینه‏» هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند وارد آن نشدند.به قلعه‏«كفر طاب‏»رفتند،به آنجا نیزراهشان ندادند.به حمس كه وارد شدند،مردم تظاهرات كردند و شعار دادند:«اكفرا بعدایمان و ضلالا بعد هدى؟»و با آنان درگیر شدند و تعدادى را كشتند. (1) برخى از تاثیرات‏حماسه عاشورا از این قرار است:
1- قطع نفوذ دینى بنى امیه بر افكار مردم‏

2- احساس گناه و شرمسارى در جامعه،بخاطر یارى نكردن حق و كوتاهى دراداى تكلیف

‏3- فرو ریختن ترسها و رعبها از اقدام و قیام بر ضد ستم

‏4- رسوایى یزیدیان و حزب حاكم اموى

‏5- بیدارى روح مبارزه در مردم

‏6- تقویت و رشد انگیزه‏هاى مبارزاتى انقلابیون

‏7- پدید آمدن مكتب جدید اخلاقى و انسانى(ارزشهاى نوین عاشورایى و حسینى)
8- پدید آمدن انقلابهاى متعدد با الهام از حماسه كربلا

9- الهام بخشى عاشورا به همه نهضتهاى رهایى بخش و حركتهاى انقلابى تاریخ

‏10- تبدیل شدن‏«كربلا»به دانشگاه عشق و ایمان و جهاد و شهادت،براى نسلهاى‏انقلابى شیعه

‏11- به وجود آمدن پایگاه نیرومند و عمیق و گسترده تبلیغى و سازندگى در طول‏تاریخ،بر محور شخصیت و شهادت سید الشهدا«ع‏»

 

http://ashooraeyan.mihanblog.com


از نهضت هاى شیعى پس از عاشورا،مى‏توان‏«انقلاب توابین‏»،«انقلاب مدینه‏»،«قیام‏مختار»،«قیام زید»،و...حركتهاى دیگر را نام برد.براى توضیح بیشتر،به مدخل خاص‏هر یك از این نهضتها در همین مجموعه مراجعه شود.تاثیر حماسه عاشورا را درانقلابهاى بزرگى كه در طول تاریخ، بر ضد ستم انجام گرفته،چه در عراق و ایران و چه دركشورهاى دیگر،نباید از یاد برد.«فرهنگ شهادت‏»و انگیزه جهاد و جانبازى كه درانقلاب اسلامى ایران و هشت‏سال دفاع مقدس در جبهه‏ها جلوه‏گر بود،گوشه‏اى از این‏تاثیر پذیرى است.شعار«نهضت ما حسینیه،رهبر ما خمینیه‏»كه در مبارزات ملت مسلمان‏ایران بر ضد طاغوت طنین افكن بود و نیز شور حسینى جبهه‏ هاى رزم ایران،گواه روشن‏تاثیر گذارى كربلا در قرنها پس از آن حماسه مقدس است.

یكى از نویسندگان محقق،نتایج نهضت كربلا را عبارت مى‏داند از:
1- پیروزى مساله اسلام و حفظ آن از نابودى

‏2- هزیمت امویان از عرصه فكرى مسلمین

‏3- شناخت اهل بیت بعنوان نمونه‏هاى پیشوایى امت

‏4- تمركز شیعه از بعد اعتقادى بر محور امامت

‏5- وحدت صفوف شیعه در جبهه مبارزه

‏6- ایجاد حس اجتماعى در مردم

‏7- شكوفایى موهبتهاى ادبى و پدید آمدن ادبیات عاشورایى

 8- منابر وعظ و ارشاد،به عنوان وسیله آگاهانیدن مردم

‏9- تداوم انقلاب بصورت زمینه سازى نهضتهاى پس از عاشورا (2) حادثه كربلا،گشاینده جبهه اعتراض علیه حكومت امویان و سپس عباسیان شد،چه به ‏صورت فردى كه روحهاى بزرگ را به عصیان و افشاگرى واداشت،و چه به شكل‏مبارزه‏هاى گروهى و قیامهاى عمومى در شهرى خاص یا منطقه‏اى وسیع. (3)
خون او تفسیر این اسرار كرد ملت‏خوابیده را بیدار كرد (4)

پی نوشتها:

1- عاشورا فى الادب العاملى المعاصر،ص 54 به نقل از منتخب طریحى و مقتل ابى مخنف.
2- براى تفصیل آن ر.ك:«حیاة الامام الحسین‏»،باقر شریف القرشى،ج 3،ص 436،(معطیات الثورة).
3- در این زمینه‏ها ر.ك:«الانتفاضات الشیعیه‏»،هاشم معروف الحسنى،«امامان و جنبشهاى مكتبى‏»،محمد تقى‏مدرسى.
4- كلیات اقبال لاهورى،ص 75.

منبع: کانون وبلاگ نویسان مذهبی



نوع مطلب : فرازهایی از عاشورا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 13 خرداد 1388

برخى از كلمات سید الشهدا علیه السلام چه در فاصله مدینه تا كربلا و چه در روز عاشورا، داراى پیامهاى مؤثر و دیدگاه هاى الهام‏ بخش براى جهاد و كرامت است.

این سخنان یا درضمن خطبه ‏ها آمده است، یا رجزها و اشعار آن حضرت، و حالت‏ شعارى به خود گرفته ‏است. مى ‏توان هدف حسینى و اندیشه ‏ها و روحیه ‏هاى عاشورایى را از آنها دریافت و آن‏ فرازهاى فروزان را شعارهاى نهضت عاشورا دانست. برخى از این شعارها چنین است:

1-  "على الاسلام السلام،اذ بلیت الامة براع مثل یزید" (1) (این را در پاسخ مروان درمدینه فرمود، كه از آن حضرت مى‏ خواست تا با یزید بیعت كند).

2- "و الله لو لم یكن ملجا و لا ماوى لما بایعت ‏یزید بن معاویة‏" (2) (در پاسخ برادرش ‏محمد حنفیّه فرمود).

3- "انى لا ارى الموت الا سعادة و الحیاة مع الظالمین الا برما" (3) (خطاب به یارانش در كربلا) .

4- "الناس عبید الدنیا و الدین لعق على السنتهم یحوطونه مادرت معایشهم فاذا محصوابالبلاء قل الدیانون‏" (4) (در مسیر رفتن به كربلا در منزلگاه ذى حسم).

5- "الا ترون ان الحق لا یعمل به و ان الباطل لا یتناهى عنه؟ فلیرغب المؤمن فی لقاء ربه ‏محقا.. ." (5) (در كربلا خطاب به اصحاب خویش فرمود).

6- "خط الموت على ولد آدم مخط القلادة على جید الفتاة‏" (6) (از سخنرانى امام‏ حسین علیه السلام در مكه پیش از خروج به سوى كوفه، در میان جمعى از خانواده، یاران ‏و شیعیان خویش).

7- "من راى سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله، ناكثا عهده مخالفا لسنة رسول الله یعمل‏فى عباد الله بالاثم و العدوان فلم یغیر علیه بفعل و لا قول كان حقا على الله ان یدخله ‏مدخله‏" (7) (در منزلگاه بیضه، در مسیر كوفه، خطاب به سپاه حر).

8- "ما الامام،الا العامل بالكتاب و الآخذ بالقسط و الدائن بالحق و الحابس نفسه على ذات‏الله‏" (8) (امام این صفات امام راستین را در پاسخ به دعوتنامه‏ هاى كوفیان نوشت و توسط مسلم بن عقیل به كوفه فرستاد).

9- "سامضى و ما بالموت عار على الفتى اذا ما نوى حقا و جاهد مسلما" (9) (شعر از دیگرى است، امّا امام حسین ‏علیه السلام آن را در پاسخ به تهدیدهاى حر، در مسیر كوفه خواند).

10- "رضى الله رضانا اهل البیت، نصبر على بلائه و یوفینا اجر الصابرین‏" (10) (در خطبه‏ایی كه هنگام خروج از مكه ایراد نمود، خطاب به اصحاب و یاران فرمود).

(در آستانه ‏خروج (11) از مكه به سوى كوفه فرمود و راه خونین و آمیخته به شهادت را ترسیم فرمود).

11- "لا اعطیكم بیدى اعطاء الذلیل و لا اقر اقرار العبید[لا افر فرار العبید]" (13) (درسخنرانى صبح عاشورا، خطاب به نیروهاى دشمن فرمود، كه خواستار تسلیم شدن آن حضرت بودند).

12- "هیهات منا الذلة، یابى الله ذلك لنا و رسوله و المؤمنون..." (14) (در خطاب به سپاه ‏دشمن فرمود، پس از آنكه خود را سر دو راهى ذلت و شهادت محیر دید).

13- "فهل هو الا الموت؟ فمرحبا به" (15) (در پاسخ عمر سعد، كه نامه ‏اى به آن حضرت ‏فرستاد و خواستار تسلیم شدن بود).

14- "صبرا بنى الكرام، فما الموت الا قنطرة تعبربكم عن البؤس و الضراء الى الجنان‏ الواسعة و النعیم الدائمة‏" (16) (خطاب به یاران فداكار خویش در صبح عاشورا، پس ازآنكه تعدادى از اصحابش شهید شدند).

(كه روز عاشورا هنگام‏ پیكار با (17) سپاه دشمن به عنوان رجز حماسى مى ‏خواند و شهادت را بر ننگ تسلیم، ترجیح مى ‏داد).

15- "موت فى عز خیر من حیاة فی ذل‏" (18) (كه مرگ سرخ، به از زندگى ننگین است).

16- "ان لم یكن لكم دین و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا احرارا فى دنیاكم" (19) (در آخرین‏ لحظات پیش از شهادت، وقتى شنید سپاه كوفه به طرف خیمه‏ هاى حرم او حمله‏ كرده ‏اند،خطاب به پیروان ابو سفیان چنان فرمود).

17- "هل من ناصر ینصر ذریته الاطهار؟ " (20) "هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله؟ " (21) ( وقتى سید الشهدا(ع) این نصرت خواهى و استغاثه را بر زبان آورد كه همه یاران و بستگانش شهید شده بودند).

از مجموعه این جملات نورانى و حماسى كه شعارهاى حسین ‏علیه السلام در نهضتش ‏به شمار مى ‏آید، تاكید آن امام، بر مفاهیم و ارزشهاى زیر به دست مى ‏آید: نابودى اسلام درشرایط سلطه یزیدى، حرمت بیعت با كسى چون یزید، شرافت مرگ سرخ بر زندگى ‏ذلت بار، اندك بودن انسانهاى راستین در صحنه امتحان، لزوم شهادت طلبى در عصرحاكمیت باطل، زینت بودن شهادت براى انسان، تكلیف مبارزه با سلطه جور و طغیان، اوصاف پیشواى حق، تسلیم و رضا در برابر خواسته خداوند، همراهى شهادت طلبان درمبارزات حق جویانه، حرمت ذلت پذیرى براى آزادگان و فرزانگان مؤمن، پل بودن مرگ‏ براى عبور به بهشت برین، آزادگى و جوانمردى، یارى خواهى از همه و همیشه در راه ‏احقاق حق و...

بقا و جاودانگى عاشورا، در سایه همین تعلیمات و آرمانهاست كه در كلام آن حضرت‏ جلوه ‏گر است و نهضت هاى ضد ستم و ضد استبداد، همواره از این پیامها و درونمایه ‏ها الهام ‏گرفته ‏اند.

درس آزادى به دنیا داد رفتار حسین

بذر همت در جهان افشاند، افكار حسین

گر ندارى دین به عالم،لااقل آزاده باش‏

این كلام نغز مى ‏باشد ز گفتار حسین

مرگ با عزت زعیش در مذلت بهتر است‏

نغمه‏ اى مى‏ باشد از لعل دربار حسین(22)

پی نوشتها:

1-موسوعة كلمات الامام الحسین،ص 284.

2-بحار الانوار،ج 44،ص 329،اعیان الشیعه،ج 1،ص 588.

3-بحار الانوار،ج 44،ص 381.

4-تحف العقول(چاپ جامعه مدرسین)،ص 245،بحار الانوار،ج 75،ص 117.

5-مناقب،ابن شهر آشوب،ج 4،ص 68.

6-لهوف،ص 53،بحار الانوار،ج 44،ص 366.

7-وقعة الطف،ص 172،موسوعة كلمات الامام الحسین،ص 361.

8-بحار الانوار،ج 44،ص 334.

9-همان،ص 378.

10-همان،ص 366،اعیان الشیعه،ج 1،ص 539.

11-همان.

12-مناقب،ابن شهر آشوب،ج 4،ص 89.

13-مقتل الحسین،مقرم،ص 280.

14-نفس المهموم،ص 131،مقتل خوارزمى،ج 2،ص 7.

15-موسوعة كلمات الامام الحسین،ص 382.

16-نفس المهموم،ص 135،معانى الاخبار،ص 288.

17-مناقب،ابن شهر آشوب،ج 1،ص 68.

18-بحار الانوار،ج 44،ص 192.

19-همان،ج 45،ص 51.

20-ذریعة النجاة،ص 129.

21-بحار الانوار،ج 45،ص 46.

22-حسین پیشواى انسانها،ص 70(شعر از فضل الله صلواتى).

منبع: سایت امام حسین(ع)



نوع مطلب : فرازهایی از عاشورا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 12 خرداد 1388

تعاریف و معانی رجز

در تعاریفی که فرهنگ نویسان از واژهء "رَجَز" به دست داده اند، تقریباً وجه جامع چنین است:

سخنانی که در ستایش از خوبی و توانایی خویش گفته می شود؛

نام یکی از بحور شعر بر وزن سه و چهار مستفعلن؛

شعری که به هنگام جنگ در مقام مفاخرت و خودستایی می خوانده اند.

در اصطلاح، می توان رجز را بر شعرهای حماسی ای اطلاق کرد که جنگاوران در میدان های نبرد می خوانده اند. معمولاً رجز ابیاتی کوتاه داشته و به صورت ارتجالی و بالبداهه در میدان کارزار سروده می شده است. از این رو، گاه خطاهای ادبی و دستوری هم در آن راه یافته است.(1)

رجز به معنای اضطراب و سرعت نیز آمده است. و روشن است که وجه این نامگذاری آن است که بحر رجز با تندی و هیجان و ضرب آهنگ های پرنوسان تناسب دارد؛ و چه فضا و موقعیّتی مناسب تر از گرماگرم کارزار و نبرد برای عرضهء چنین حالی؟(2)

اهداف و نقش رجزخوانی در تاریخ جنگ های عرب

یکی از اهداف مهمّ رجزخوانی، تقویت روحیهء خود و یاران خویش، و نیز تضعیف توان روحی لشکر مقابل بود.

رجزخوانی معمولاً رجز خویش را به شعر می خواندند و بسیار کم رخ می داد که رجز خود را به نثر بخوانند. عمدهء آنان اشعار شعرای مشهور عرب را که با حال و وضعشان در میدان رزم تناسب داشت، می خواندند و برخی که دارای طبع شعر بودند، به بداهت در وصف خود و وضع رزم خویش شعر می سرودند.

رجز معمولاً با نام رزمنده و پدر و قبیله اش آغاز می شد و مرد جنگاور پیشینهء مبارزه ها و دلیری های خویش را باز می شمرد و اگر خود، پیشینهء دلیری نداشت، گاه سوابق جنگ های قبیله یا طایفهء خویش را باز می سرود. در رجز، وصف الحال از بخش های اصلی بود و نیز رجزخوان باید موضع خویش را به صراحت بیان می کرد و می گفت که چرا پیکار می کند و در کدام افق سیاسی قرار دارد.

کسی مجاز نبود که در میدان کارزار، دو بار رجز بخواند. اگر هم کسی به این کار دست می زد، هم سپاه مقابل او را باز می داشت و هم خود او خوار و خفیف جلوه می داد، چرا که این کار به منزلهء دفع الوقت و فرار از مبارزه تلقّی می شد.

حقّ تقدّم برای رجز خوانی از آنِ کسی بود که نخست پای به میدان مبارزه می نهاد. امّا اگر هر دو رزمنده در یک زمان به میدان رزم وارد شوند، کسی در رجز خوانی پیشقدم می شد که سنّ بیش تری داشت.

پیام های رجزهای امام حسین علیه السلام و یارانش

پیام های اصلی متجلّی در رجزهای امام حسین علیه السلام و یارانش را می توان اجمالاً از این قرار دانست:

ـ دفاع از اسلام

ـ حمایت از آرمان های نبوی و ولایی

ـ آزادسازی جامعه از ظلم و ستم

ـ حفظ کرامت و عزّت

ـ پایداری در اره حفظ آرمان ها. (3)

رجزخوانی در عاشورا به هیچ وجه منحصر به جنبهء خاکی و مادّی مبارزه و صرفاً برای مفاخره و بالیدن نبوده است. از همین روست که امام حسین علیه السلام، خود، رجزهای متعدّدی را به حافظهء تاریخ سپرده است. بی تردید، اگر رجز از ساحت عصمت دور بود، بهره بردن از این سلاح به غیر معصوم منحصر می ماند. لیکن چندین رجز از امام علیه السّلام به یادگار مانده است.

معمولاً رجز خواندن در میدان جنگ، ویژهء خاصّان و بلندرتبگان اجتماع بود و عوام نوعاً از رجزخوانی بی نصیب بودند.(4) از افتخارات سپاه امام حسین(ع) در کربلا همین بود که از خواص و عوام، هر دو، در میدان رزم عاشورا رجزهایی روایت شده استاین از آن رو است که همهء آنچه در خواصِّ یاران حضرت مایهء افتخار شمرده می شد، وابستهء ارزش های معنوی و شرافت روح ایشان بود...

باید دانستکه در تاریخ جنگ های مربوط به مسلمانان، نمونه های فراوانی از رجزخوانی هر دو گروه حق و باطل دردست است> برای نمونه، در جنگ جَمَل و صفین. با این حال، تاریخ عاشورا روایت نکرده است که امویان یزیدی در ذکر اهداف خود به رجزی توسّل جسته باشند.

و این، خود، از نشانه های حیرت و سردرگمی و بی هدفی سپاه اُموی است که تاریخ رجزی از ایشان روایت نکرده است که در آن به خدف ایشان اشاره شده باشد؛ بلکه رجزخوانی از سوی اصحاب امام حسین علیه السلام بوده که اهداف و آرمان های آنان را جلوه گر می کرده است.(5)

http://ashooraeyan.mihanblog.com

رجز خوانی سه برادر حضرت عبّاس علیه السلام

این سه برادر حضرت ابالفضل علیه السلام، یکی عبدالله است، دیگری عثمان و سومی جعفر. این سه، وقت شهادت، به ترتیب بیست و پنج ساله و بیست و سه ساله و بیست و یک ساله اند.

1) رجز خوانی عبدالله بن علی بن ابیطالب

گفته اند؛ ابتداعبدالله وارد میدان می شود، صحنه کارزار را می تکاند و گرد و غبار عرصه را به هوا می فرستد، شمشیر آخته را دور سر می چرخاند و چرخ می زند و می خواند:

 

اَنا ابنُ ذِی النّجدَةِ و الاِفضالِ

ذاکَ علیُّ الخَیرِ ذُوالفَعالِ

سَیفُ رَسول اللهِ ذو النکّالِ

فی کُلِّ یَومٍ ظاهرِ الاَهوالِ

 

منم فرزند علی، آن شکوهمند فضیلت گستر آن خوبی محض، آن کرامت تمام

آنکه در جنگ، شمشیر منتقم رسول الله بود. در هنگامه های خطرناک و هول انگیز

2) رجز خوانی عثمان بن علی بن ابیطالب

پس از عبدالله، عثمان راهی میدان می شود و چنین رجز می خواند:

 

انّی اَنا عُثمانُ ذُو المَفاخِر

شَیخی علیٌ ذو الفَعال الطّاهر

وَ ابنُ عَمّ النبیَّ الطّاهر

اَخو حُسینٍ خَیرةِ الاخایر

وَ سَیّدِ الکِبارَو الاصاغِر

بَعد الرَّسول وَ الولِّی النّاصرِ

 

هان! این منم عثمان با افتخار

و مرشد و آقایم علی است که مظهر پاکی و طهارت بود.

و پسر عموی پیام آور معصوم

این حسین برادر من است و من برگزیدهء نیکان و صالحان

بعد از پیام بر و علی، امام و یاور، اوست

و اوست که بر همه کس از کوچک و بزرگ، سید و آقا و سرور است.

3) رجز خوانی جعفر بن علی بن ابیطالب

گفته اند؛ او نیز پس از اظهار رشادتی بی نظیر، تیر خائنانهء خولی، بر پیشانی اش می نشیند و مردی از تیرهء بنی ابان بن دارم، سر از تنش جدا می کند.

اکنون نوبت جعفر است، جعفر بیست و یک ساله. فریاد رجز او ناگهان فضای میدان را پر می کند:

 

اِنّی اَنا جَعفر ذو المَعالی

اِبنُ علیِّ الخیر ذی النّوال

حَسبی بعَمّی شرفاً وَ خالی

اَحمی حُسینا ذِالنَّدیَ المِفضال

 

هان! این منم جعفر سترگ

فرزند علی مظهر نیکی و بخشش

در شناخت شرفم عمو و دایی ام کافی است.

من کسی هستم که از حسین، حسین مشهور به فضیلت و نیکی، حمایت می کنم.

رجز خوانی عون و محمّد فرزندان حضرت زینب سلام الله علیها

4) رجز خوانی عون

گفته اند ابتدا عون به میدان می رود، با شجاعت و رشادت، گرد میدان می گردد و چنین می خواند:

 

اِن تَنکِرونی فَاَنا ابنُ جَعفر

شَهیدِ صِدقٍ فی الجنان ازهَر

یَطیرُ فیها بِجناح اَخضَر

کَفی بِهذا شَرفاً فی المَحشَر

 

اگر مرا انکار می کنید من فرزند جعفرم

شهید راستینی که در بهشت می درخشد

آنکه با بالهای سبز در بهشت پرواز می کند

و این شرف برای محشر او کافی است

5) رجز خوانی محمد

گفته اند بعد از او برادرش محمّد، راهی میدان می شود و با صلابتی آمیخته با خشم، فریاد می کشد:

 

اَشکُو اِلی اللهِ مِنَ العُدوانِ

فِعالَ قَوم فی الرَّدی عُمیانِ

قَد بَدَّلوا مَعالم القُرانِ

وَ مُحکَمَ التَّنزیل وَ التِّبیانِ

وَ اَظهَروا الکُفرَ مَعَ الطّغیانِ

 

شکایت این قوم ستم پیشه را به خدا می برم

که با کوردلی مقیم وادی هلاکت گشته اند

قومی که نشانه های روشنگر قرآن و محکمات تنزیل و تبیان را تحریف کرده اند

و کفر و ظغیان و عصیان خویش را آشکار ساخته اند

6) رجز خوانی عبدالله و عبد الرحمن غِفاری

این دو جوان فرزند "عروه" اند از قبیلهء بنی غفار، جدّ اینها "حراق" بوده است. از اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام که سه جنگ صفین و جمل و نهروان را در رکاب حضرتش، دلاوری کرده است.

مقاتل با قدری اختلاف، رجز این دو جوان را چنین آورده اند:

 

قَد عَلِمت حَقّاً بَنو غِفار

و خِنذِفَ بَعدَ بَنی نِزار

لَنَصر بَنَّ مَعشر الفُجّار

بکُل عَضبٍ صارم تبّار

یا قَومُ ذودوا عَن بَنی الاَخیار

بالمَشرفّی وَ القَنا الخَطّار

 

بنی غِفار به حق می دانند

مردم خندف و بنی نزار نیز آگاهند

که ما با شمشیرهای برّان جان و امان از فاجران و بدکاران می گیریم

آی مردم! با شمشیرها و نیزه هایتان از نیک زادگان دفاع کنید

 

پی نوشت ها:

1 ـ فرهنگ عاشورا، جواد محدّثی، نشر معروف، قم، سوم، 1376، ص 184

2 ـ غیاث اللَغات، غیاث الدین رامپوری، امیر کبیر، تهران، اوّل، 1363، ص 403

3 ـ حیاة الامام الحسین علیه السلام، ص 145 تا 152

4 ـ امام حسین و ایران، ص 112

5 ـ مقدّمهء سید ابوالقاسم حسینی(ژرفا) ، کتاب مردان و رجزهایشان ، سید مهدی شجاعی

برگرفته از کتاب مردان و رجزهایشان ، نوشته سید مهدی شجاعی

منبع: سایت امام حسین(ع)



نوع مطلب : فرازهایی از عاشورا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

و) ساعات آخر شهادت‏

"عصر عاشورا، امام حسین‏ علیه السلام با آن دقت نظافت مى ‏كند، با آن دقت آرایش مى ‏كند، بهترین لباس‏هایش را مى ‏پوشد و بهترین عطرهایش را مى ‏زند،

برای مطالعه ادامه متن به ادامه مطلب رجوع كنید.



نوع مطلب : فرازهایی از عاشورا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی