تبلیغات
روایت عاشورا - مطالب اسرار عاشورا
 
روایت عاشورا
عاشورا پیام زندگی
درباره وبلاگ


مطالب جامعی درباره ی واقعه ی عاشورا از جمله پیام عاشورا ، احادیث عاشورا ، معرفی كتب عاشورایی ، نمای عاشورایی ، موبایل عاشورایی و ...

مدیر وبلاگ :
خرید بک لینک
نظرسنجی
چقدر درباره عاشورا می دانید؟





چهارشنبه 21 فروردین 1398

امام صادق علیه السلام فرمود: روزى پیامبر اكرم حسین ابن على را كه طفلى بود در دامن خود گرفت ، و با وى بازى مى نمود و او را مى خنداند، عائشه گفت : چقدر شما به این طفل دلبسته اید و به او توجه مى كنید؟!
حضرت فرمود: واى بر تو، چگونه او را دوست نداشته باشم و به او دل نبندم ، در حالى كه او میوه دل من و روشنى چشم من است ، بدان كه امت من او را خواهند كشت

 http://ashooraeyan.mihanblog.com

هر كه او را پس از وفات زیارت كند، خداوند یك حج از حجهاى من برایش خواهد نوشت ، عایشه با تعجب گفت : یك حج از حج هاى شما؟ حضرت فرمود: دو حج از حج هاى من ، عایشه گفت : دو حج از حج هاى شما؟! پیامبر فرمود: بله و چهار حج و عایشه ادامه مى داد و پیامبر زیاد مى نمود تا اینكه به نود حج و نود عمره رسانید (1)

پی نوشتها:

1- كامل الزیارات ص 68

منبع: كتاب اسرار عاشورا



نوع مطلب : اسرار عاشورا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 6 فروردین 1398

آیت الله حاج شیخ عبدالكریم یزدى حائرى اعلى الله مقامه مؤسس حوزه علمیه قم مى فرمود:در اوقاتى كه در سامراء مشغول تحصیل علوم دینى بودم ، در سامراء بیمارى وبا و طاعونى شایع شد، و همه روزه عده اى مى مردند، روزى در منزل استادم مرحوم سید محمد فشاركى اعلى الله مقامه بودم ، جمعى از اهل علم نیز حضور داشتند، ناگاه مرحوم آقا میرزا محمد تقى شیرازى رحمة الله علیه كه در مقام علمى مانند مرحوم فشاركى بود، تشریف آوردند و صحبت از بیمارى وبا و شیوع آن شد.
مرحوم میرزا فرمود: اگر من حكمى بكنم آیا لازم است انجام شود؟ همه اهل مجلس تصدیق كردند كه آرى

وبلاگ روایت عاشورا - Www.Ashooraeyan.MihanBlog.Com


ایشان فرمود: من حكم مى كنم كه شیعیان ساكن سامراء از امروز تا ده روز مشغول زیارت عاشورا شوند و ثواب آن را هدیه روح شریف نرجس خاتون والده ماجده حضرت حجة ابن الحسن صلوات الله علیه و على آبائه نمایند، تا این بلا از آنان دور شود.
اهل مجلس این حكم را به تمام شیعیان سامراء رساندند و همه مشغول زیارت عاشورا شدند، از فراد تلف شدن شیعیان متوقف شد و از میان شیعیان كسى نمى مرد، ولى همه روز عده اى از اهل سنت مى مردند، و این مطلب بر همه آشكار شد، برخى از اهل سنت از شیعیانى كه با آنها آشنا بودند مى پرسیدند، چرا از شما شیعیان كسى تلف نمى شود؟ آنها مى گفتند: ما زیارت عاشورا مى خوانیم ، آنها هم مشغول خواندن زیارت عاشورا شدند و بلا از آنها هم برطرف گردید،
این جریان را شهید بزرگوار آیت الله دستغیب از علامه بزرگوار حضرت آقاى شیخ حسن فرید گلپایگانى از علماى طراز اول تهران نقل نموده اند.

منبع: كتاب اسرار عاشورا جلد دوم



نوع مطلب : اسرار عاشورا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

 امام حسین علیه السلام از مدینه رهسپار مكه مى شد براى برادرش محمد بن حنفیه كه در مدینه باقى ماند، وصیت نامه اى نوشت . مادر محمد بن حنفیه فرزند امیر المومنین على بن ابیطالب علیه السلام ، زنى از قبیله بنى حنفیه بود و بدین جهت او را محمد بن حنفیه مى گفتند. ولى مردى بزرگوار و شجاع و با تقوى بود و هر چند كیسانیه كه طایفه اى از شیعه بوده اند او را امام دانسته اند، اما او خود بعد از پدر بزرگوارش امیر المومنین علیه السلام به امامت برادرش امام حسن علیه السلام و سپس به امامت برادر دیگرش امام حسین (ع )، و سپس به امامت برادر زاده اش على بن الحسین سجاد (ع ) معتقد بود و از رجال بزرگوار اهل بیت (ع ) مى باشد، و در جنگ هاى امیر المومنین مردانگى ها نشان داده است (1) سید ابن طاووس این وصیت نامه را نقل مى كند، در این وصیت نامه امام حسین علیه السلام انگیزه قیام خود را بیان كرده است و راهى را كه با هر پیش آمدى در پیش ‍ خواهد گرفت روشن ساخته است . و نیز به انگیزه هاى باطل كه آدمى را تحریك مى كند و در راه تامین شهوات و تمایلات نفسانى به مبارزه وادار مى سازد و ساحت مردان حق از چنان انگیزه هایى پاك و منزه است ، اشاره كرده است :
بسم الله الرحمن الرحیم هذا ما اوصى به الحسین بن على بن ابى طالب الى اخیه محمد المعروف بابن الحنفیه : ان الحسین یشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریك له و ان محمدا عبده و رسوله ، جاء بالحق من عند الحق و ان الجنته حق و النار حق و ان الساعه آتیه لا ریب فى ، و ان الله یبعث من فى القبور، و انى لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امه جدى صلى الله علیه و آله . ارید ان امر بالمعروف و انهى المنكر و اسیر بسیره جدى و ابى على بن ابى طالب ، فمن قبلنى یقبول الحق فالله اولى بالحق و من رد على هذا اصبر حتى یقضى الله بینى و بین القوم بالحق و هو خیرالحاكمین ، و هذه وصیتى یا اخى الیك و ما توفیقى الا بالله علیه توكلت و الیه انیب (2)
به نام خداى بخشاینده مهربان ، این است وصیت حسین بن على بن ابى طالب به برادرش محمد بن حنفیه ، راستى كه حسین به یگانگى پروردگار و اینكه موجودى قابل پرستش جز او نیست و شریك ندارد گواهى مى دهد. و نیز شهادت مى دهد كه محمد بنده و فرستاده او است كه حق را از نزد حق آورده است و بهشت و دوزخ حق است ، و روز حساب مى رسد و شكى در آن نیست ، و خداوند مردگان در گورها خفته را زنده مى كند.
اینهایى كه امام بیان كرد همان عقایدى است كه براى هر مسلمانى ضرورى است و با نداشتن این عقاید نمى توان مسلمان بود، و ظاهرا مراد امام آن باشد كه همین اصول امروز در خطر است و اگر كار بدین منوال بگذرد بسا دستگاه خلافت از تعرض به اصول دین هم صرف نظر نكند و در حقیقت انگیزه ى واقعى قیام امام علیه السلام حفظ همین اصول و مبانى و اساس ‍ است كه دیگر شئون مذهبى و اجتماعى مسلمانان بر آنها بار و استوار است .
سپس نوشت : كه این نهضت من نه براى سركشى و طغیان و نه از روى هواى نفس ، و انگیزه شیطانى است ، و نه منظور آن است كه كارى تباه انجام داده باشم ، و یا بر كسى ستمى روا دارم ، تنها آنچه مرا به این جنبش عظیم دعوت مى كند، آن است كه وضعیت امت جد خود را به صلاح آورم و از فساد كارى جلوگیرى كنم . و راه امر به معروف و نهى از منكر را در پیش گیرم . و روش جد خود رسول خدا صلى الله علیه و آله و پدر خود على علیه السلام را دنبال كنم

در این وصیت نامه امام انگیزه ى قیام خود را بیان مى كند و مردم را در جریان قیام خویش مى گذارد تا بدانند كه این قیام یك قیام عادى و یك قیام نفسانى و نهضتى بر مبناى هواى نفس و تمایلات بشرى نیست ، از اینرو مى گوید من براى خوشى و سرگرمى و براى لذت بردن و براى گردآورى ثروت بیرون نرفتم ، براى تبهكارى هم بیرون نمى روم . راه و رسم ستم را هم در پیش نگرفته ام و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امه جدى صلى الله علیه و آله با این جمله امام علیه السلام نشان مى دهد كه براى امت اسلامى در سال شصتم هجرت یك فساد اجتماعى و دینى خطرناكى پیش ‍ آمده ، فسادى كه جز با قیامى شدید و خونین اصلاح پذیر نیست ، فسادى كه اصلاح آن جز از دست رهبرى مانند حسین بن على علیه السلام كه آیه تطهیر در قرآن سوره احزاب شهادت به عصمت او داده ساخته نیست ، فسادى كه اصلاح آن با خواندن خطبه و انتشار مقالات مذهبى امكان پذیر نیست .
سپس گفت : هر كس در مقابل دعوت من قیافه تسلیم و پذیرش به خود گرفت و حق را از من پذیرفت چه بهتر، و هر كس هم نپذیرد و عكس العمل نشان دهد باز شكیبایم و در راه تعقیب هدف خویش از پیشامدهاى ناگوار و مصیبتها و ناملایمات باكى ندارم (شكیبایم نه به آن معنى غلطى كه گاهى تصور مى شود، یعنى دست روى دست مى گذارم تا یزید هر چه مى خواهد انجام دهد، بلكه به آن معنى صحیحى كه شایسته مقام امام است ، و به همان معنى صبر اساس ایمان و خداپرستى است یعنى این راه را اگر چه یكتنه باشد به پایان خواهم برد، تا خدا میان من و میان این مردم به حق داورى كند، و خدا از همه داوران در داورى داناتر و تواناتر است (
سپس نوشت : اى برادر من این وصیت من است براى تو و توفیق را جز از خداى نخواهم و تنها بر وى توكل مى كنم و به سوى او باز مى گردم .

پی نوشتها:

1- نوشته اند كه پادشاه روم دو مرد پهلوان یكى تنومند و دیگرى نیرومند و قوى پنجه براى مسابقه نزد معاویه فرستاد تا با پهلوانان اسلامى مشت و پنجه نرم كنند، معاویه به عمرو بن عاص گفت حریف این مرد یك قامت را داریم و او قیس بن سعد بن عباده است ، اما براى آن دیگرى به فكر تو احتیاج داریم چه كسى مى تواند با وى زورآزمایى كند و بر او پیروز آید؟ عمرو گفت دو نفر در نظر دارم كه هر دو را دشمن مى دارى یكى محمد بن حنفیه و دیگرى عبدالله بن زبیر. معاویه گفت هر كدام اكنون به ما نزدیك تر است وى را فرا خوان . عمرو از محمد بن حنفیه خواست كه این مهم را كفایت كند، معاویه در مجلس عمومى نشست و بزرگان دولت و ملت نیز حاضر شدند و مرد زورمند اولى به میدان زورآزمایى درآمد و با محمد روبرو شد محمد گفت : با بنشین و دست خود را به من ده تا تو را از جاى بكنم با من مى نشینم و تو دست مرا بگیر و از جاى بلند كن تا زورمند از ما دو نفر تشخیص ‍ داده شود اكنون چه مى خواهى مى نشینى یا بنشینم ؟ رومى گفت بنشین محمد نشست و دست خود را به مرد رومى داد ولى پهلوان رومى آنچه كرد نتوانست محمد را جنبش دهد و به ناتوانى خود اعتراف كرد، محمد ایستاد و رومى نشست و دست خود را به پهلوان اسلام داد محمد با یك حركت بى درنگ او را از جاى كند و در هوا نگهداشت و آنگاه بر زمین انداخت حاضرین بر قدرت او آفرین گفتند و معاویه نیز خوشحال گردید. بار دیگر پهلوان بلند قامت رومى در صحنه مسابقه سربلند كرد قیس بن سعد كه حاضر بود به گوشه اى رفت و زیر جامه از پا در آورد و به رومى داد تا بپوشد زیر جامه قیس تا بالاى سینه پهلوان رومى رسید و زیر پاى او نیز كشیده مى شد، رومى شرمنده و جاى خود را گرفت و نشست بزرگان انصار از اینكه قیس در چنان مجلس رسمى زیر جامه را از پا درآورد ناراحت شدند و قیس را ملامت كردند و او در جواب با گفتن اشعارى عذرخواهى كرد.
2- بحار الانوار 44: 338/37

منبع: كتاب بررسى تاریخ عاشورا



نوع مطلب : اسرار عاشورا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
صاحب دارالسلام مرحوم محدث نورى مى فرماید كه حج مولى حسن یزدى ، كه مرد عابد و با تقوا و پاكیزه اى و از جمله كسانى است كه در كنار قبر حضرت امیر علیه السلام مجاورت داشته ، و حق همسایگى حضرت را بجا مى آورد و در انجام عبادت بسیار پشتكار دارد، او از حاج محمد على یزدى كه مردى ثقه و امین بود نقل كرد كه در یزد مرد صالح و فاضلى بود كه به فكر آخرت خویش بود، شبها در مقبره اى خارج شهر یزد كه مزار گویند مى خوابید.
این مرد همسایه اى داشت كه از كودكى در مكتب و غیره با هم بودند، تا اینكه بعدها شغل عشارى (باج خواهى و پول زورگرفتن) را انتخاب كرد و تا آخر عمر هم چنین مى بود. تا اینكه مرد و در همان مقبره مذكور نزدیك محلى كه حاج محمد على یزدى مى خوابید او را دفن كردند، هنوز یك ماه نگذشته بود كه حاج محمد على او را در خواب دید، با حالت زیبا و سر حال از نعمت ، او گوید: نزدش رفتم و به او گفتم : من اول و آخر و باطن و ظاهر كار تو را مى دانم ، تو از كسانى نبودى كه در باطن نیكو باشى ولى ظاهرت بخاطر برخى جهات چون تقیه یا ضرورت و یا كمك به مظلوم ، توجیه شود؟

وبلاگ روایت عاشورا - www.ashooraeyan.mihanblog.com


و كار تو جز عذاب نتیجه اى نداشت ، چگونه به این مقام رسیدى ؟! آن مرد گفت : آرى مساله همانطور است كه تو گفتى ، من تا دیروز در سخت ترین عذاب بودم ، تا اینكه همسر استاد اشرف آهنگر از دنیا رفت و او را در اینجا دفن كردند و اشاره كرد به مكانى كه صد ذراع فاصله داشت و در همان شبى كه او را به خاك سپردند، حضرت امام حسین علیه السلام سه بار به دیدن او آمدند، و در مرتبه سوم دستور فرمود: تا عذاب را از اهل این قبرستان بردارند، به این جهت حال من نیكو شد و در نعمت و وسعت قرار گرفتم ،
حاج محمد على گوید: با تعجب از خواب بیدار شدم ، استاد اشرف آهنگر را نمى شناختم و جاى او را نمى دانستم ،
در میان بازار آهنگرها جستجو نمود تا استاد اشرف را پیدا كرد، از او پرسید، آیا شما همسر دارى ؟ گفت : داشتم ، ولى دیشب فوت نمود و او را در فلان جا دفن كردیم ، و همان جائى را گفت كه در خواب آن مرد به من نشان داد، از او پرسید: آیا همسر شما به زیارت امام حسین علیه السلام رفته بود؟ گفت : خیر، پرسید: آیا مصیبت حضرت را مى نمود؟ گفت : خیر، پرسید: آیا او براى امام حسین مجلس مصیبت برپا مى كرد؟ جواب داد: خیر، منظورت از این سوالها چیست ؟ آن مرد داستان خواب خود را بیان كرد و گفت مى خواهم رمز آن ارتباط میان او و امام حسین را دریابم ،
استاد اشرف گفت : آن زن همواره به خواندن زیارت عاشورا مداومت داشت  (1)

پی نوشتها:

1- دارالسلام ج 2 ص 279

منبع: کتاب اسرار عاشورا جلد اول و دوم



نوع مطلب : اسرار عاشورا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

از دیدگاه شهید مطهرى «كسانى كه به خاطر یك سلسله اصول و مبادى قیام مى‏كنند ونهضت مى‏نمایند در حقیقت به همه جهانیان بعد از خودشان پیامى دارند و به اصطلاح معروف وصیتى دارند. آیندگان باید با پیام آنها آشنا باشند و نداى آنها را بشناسند».(1) قیام امام‏حسین(ع) نیز از آن دست قیامهایى است كه بر اساس اصول بنیادین اسلام، با روش شناخته شده اسلام و برگرفته از سیره نبوى و علوى سامان یافته و داراى پیام و وصیت شفّاف براى آیندگان است. اگر چه این نهضت صرفاً براى شبیه‏سازى و كپى‏گیرى معمارى نشده است اما به گونه‏اى طراحى شده است كه استعداد شبیه‏سازى در آن وجود دارد. شهید مطهرى معتقد است: «انسان وقتى تاریخ حادثه عاشورا را مى‏خواند، استعدادى براى شبیه‏سازى در آن مى‏بیند. همان طور كه قرآن براى آهنگ‏ پذیرى ساخته نشده ولى این طور هست و حادثه كربلا هم براى شبیه ‏سازى ساخته نشده ولى این طور هست. من نمى‏دانم و شاید شخص اباعبدالله در این مورد نظر داشته است...متن تاریخ این حادثه، گویى اساساً براى یك ‏نمایشنامه نوشته شده است. شبیه‏ پذیر است، گویى دستور داده‏اند كه آن را براى صحنه بودن بسازند.»(2)

http://ashooraeyan.mihanblog.com

این خاصیت در حادثه كربلا نه صرفاً یك نمایش توخالى و صورت‏سازى عارى از حقیقت باشد بلكه به خاطر رازى است كه در آن نهفته است: «آن راز این است كه اساساً خود این حادثه، تمام این حادثه تجسم اسلام است در همه‏ابعاد و جنبه‏ها؛ یعنى راز اینكه این حادثه نمایش‏پذیر و شبیه‏پذیر است، این است‏كه‏تجسم فكر و ایده چندجانبه و چند وجه و چند بعد اسلامى است؛ همه اصول وجنبه‏هاى اسلامى عملاً در این حادثه تجسم پیدا كرده است؛ اسلام است در جریان و در عمل و در مرحله تحقق.»(3) «وقتى بخواهیم به جامعیت اسلام نظر بیفكنیم باید نگاهى هم به نهضت حسینى بكنیم. مى‏بینیم امام‏حسین(ع) كلیات اسلام را در كربلا به مرحله عمل آورده، مجسم كرده است ولى تجسم زنده و جاندار حقیقى و واقعى، نه تجسم بى‏روح. انسان وقتى در حادثه كربلا تأمل مى‏كند، امورى را مى‏بیند كه دچار حیرت مى‏شود و مى‏گوید اینها نمى‏تواند تصادفى باشد. وسرّ اینكه ائمه اطهار این همه به زنده نگه داشتن و احیاى این خاطره توصیه و تأكید كرده ونگذاشته‏اند حادثه كربلا فراموش شود، این است كه این حادثه یك اسلام مجسم است.»(4) بدین ترتیب ائمه اطهار خواسته‏اند كه داستان كربلا به صورت یك مكتب تعلیمى و تربیتى همیشه زنده بماند.

پی نوشتها:

1- شهید مطهرى، مرتضى، حماسه حسینى، مجموعه آثار، ج‏17، ص‏668.
2- همان، ص‏368.
3- همان، ص‏379.
4- همان، ص‏382.

منبع: کتاب شهید مطهرى، پیامهاى عاشورا و خطر تحریف، مرورى دوباره



نوع مطلب : اسرار عاشورا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی