تبلیغات
روایت عاشورا - مطالب درس‏ها و عبرت‏هاى عاشورا
 
روایت عاشورا
عاشورا پیام زندگی
پنجشنبه 6 اسفند 1388

در تفاوت درس‏ها و عبرت‏ها اشاره كردیم كه در عبرت‏ها تنها به الگوهاى شایسته و خوبیها نگاه نمى‏كنیم، بلكه بدیها و زشتیها و رذالت‏ها را نیز مى‏بینیم. در این بحث از عوامل زمینه‏ساز این رویداد، علت سكوت و بى‏تفاوتى مردم در برابر قیام امام‏حسین(ع) و یا بالاتر، ضدّیت با آن، و چگونگى بهره‏گیرى از این حادثه بحث مى‏شود. عبرت‏گیرى از حادثه عاشورا را مقام معظم رهبرى چنین ترسیم مى‏كند:
«اوّلین عبرتى كه در قضیّه عاشورا ما را متوجه خود مى‏كند این است كه ببینیم چه شده كه پنجاه سال بعد از درگذشت پیامبر(ص) جامعه اسلامى به آن حدّ رسید كه كسى مثل امام‏حسین(ع) ناچار شد براى نجات جامعه این چنین فداكارى بكند....مگر چه وضعى بود كه حسین بن على(ع) احساس كرد كه اسلام فقط با فداكارى او زنده مى‏ماند و الّا از دست مى‏رود؟ عبرت این‏جاست، ما باید نگاه كنیم و ببینیم كه چه شد كه فردى مثل یزید بر جامعه اسلامى حاكم شد؟...چرا باید وضعى پیش بیاید كه كسى مثل حسین بن على(ع) ببیند چاره‏اى ندارد جز این فداكارى عظیم، كه در تاریخ بى‏نظیر است.

http://ashooraeyan.mihanblog.com

چه شد كه آنها به این‏جا رسیدند؟ این همان عبرت است.... چه شد كه بیست سال بعد از شهادت امیرالمؤمنین(ع) در همان شهرى كه ایشان حكومت مى‏كرد سرهاى پسران امیرالمؤمنین را بر نیزه كردند و در آن شهر گرداندند...و دخترها و حرم امیرالمؤمنین را در بازار كوفه گرداندند...» (1) پاسخ به پرسش‏هاى یاد شده و بررسى و تحلیل عوامل و زمینه‏هاى این حادثه مى‏تواند مایه عبرتى براى جامعه اسلامى و نظام و حكومت دینى ما باشد، چرا كه وقتى انقلاب پیامبر اسلام(ص) را آن عوامل به فاجعه‏اى بزرگ چون شهادت حسین بن على(ع) و یارانش و اسارت اهل بیت آن بزرگوار كشانید، بى‏تردید اگر به جان انقلاب و نظام ما بیفتد همان بر سر انقلاب و نظاممان خواهد آمد كه بر انقلاب بزرگ پیامبر(ص) آمد؛ عبرت عاشورا، این جاست. اگر عوامل زمینه‏ساز این حادثه را به درستى شناختیم و از آن عبرت گرفتیم، یعنى تلاش كردیم كه انقلاب ما دچار آن آفت نشود، شاهد عاشورایى دیگر نخواهیم بود و اگر خداى نخواسته عبرت نگرفته و به وظیفه خود عمل نكردیم همان سرنوشت نیز در انتظار ما خواهد بود.

پی نوشتها:

1- سخنان مقام معظم رهبرى در جمع بسیجیان، 71/4/23

منبع: کتاب درس‏ها و عبرت‏هاى عاشورا در عرصه رفتار سیاسى



نوع مطلب : درس‏ها و عبرت‏هاى عاشورا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

جمع بین حضور در عرصه‏هاى سیاسى و توجّه به معنویات یكى دیگر از درس‏هاى عاشورا است. غفلت از نیازهاى روحى و معنوى به ویژه براى كسانى كه درگیر كارهاى مهم و سنگین‏اند و مسؤولیت‏هاى بالایى دارند خطرساز و خطرآفرین است كه باید در برابر آن هشیار بود. امام‏حسین(ع) در آن هنگام كه رویاروى دشمن ایستاده و حتّى در آن هنگامى كه در محاصره دشمنان است، هرگز از این مسأله غفلت ندارد. از این روى، در تاریخ آمده است كه در شب عاشورا در میان خیمه امام‏حسین(ع) جنب و جوش عجیب و نشاط فوق‏العاده‏اى به چشم مى‏خورد؛ یكى مشغول دعا و مناجات با خداست و آن دیگرى مشغول تلاوت‏قرآن:
«لهم دوِىٌّ كدوىّ النحل بین قائم و راكع و ساجد.»
(1)  
و به هنگام حمله دشمن درعصر تاسوعا امام‏حسین(ع) به قمر بنى‏هاشم مى‏فرماید:

http://ashooraeyan.mihanblog.com


«به سوى آنان برو و اگر توانستى امشب را مهلت بگیر، تا به نماز و استغفار و مناجات با پروردگارمان بپردازیم. خدا مى‏داند كه من به نماز و تلاوت قرآن و استغفار و مناجات با خدا علاقه شدید دارم.» (2) از این درخواست در آن موقعیت به خوبى مى‏توان به اهمیت معنویت و خودسازى پى برد. این كار امام(ع) بیانگر آن است كه هرگز نباید به دلیل كار و گرفتارى زیاد از خودسازى و توجّه به معنویات غفلت كرد. چرا كه موفقیت‏هاى انسان در همه عرصه‏ها در گرو همین توفیق است. ممكن است گفته شود كسى كه به خاطر خدا كار و یا مسؤولیتى را پذیرفته است و با منطق انجام وظیفه مشغول كار است، كار او بلكه همه حركت‏هاى او عبادت است، ولى باید توجه داشت كه براى عباداتى كه بین انسان و خداست اثر و نقشى است كه هیچ چیز دیگر نمى‏تواند جایگزین آن شود.

پی نوشتها:

1- سخنان حسین بن على(ع)، نجمى، ص‏209
2- الارشاد، ص‏240

منبع: كتاب درس‏ها و عبرت‏هاى عاشورا در عرصه رفتار سیاسى



نوع مطلب : درس‏ها و عبرت‏هاى عاشورا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 31 خرداد 1388

درس‏های عاشورا همواره بحثی زنده، حیات‏بخش و حرکت‏آفرین است. هر چند این رویداد در مکان و زمان محدودی به وقوع پیوست، امّا درس‏های آن ویژه زمان و مکان مشخصی نیست. اگر تا دیروز عده‏ای می‏پنداشتند که عاشورا حادثه‏ای مقطعی است، امروز با توجه به تعالیم عاشورایی امام خمینی و در نتیجه استقرار حکومت اسلامی، باید به عنوان رویدادی تلقّی شود که در طول تاریخ می‏تواند درس‏آموز بوده و پایه‏های ستم و استبداد را از بیخ و بن براندازد:

«واقعه عظیم عاشورا از سال 61 هجری تا خرداد 42 و از آن زمان تا قیام حضرت بقیةالله ارواحنا لمقدمه الفداه، در هر مقطعی انقلاب‏ساز است.» " 1 " پس از سال 61 هجری، این رویداد در عرصه رفتار سیاسی الگوی بسیاری از حرکت‏ها شده است: حرکت توّابین، مردم مدینه، قیام مختار، نهضت زیدبن علی، قیام محمد نفس زکیّه و ابراهیم فرزندان عبداللّه...تا قیام و نهضت مقدس ملت ایران به رهبری امام خمینی همه و همه با الهام از عاشورا سازماندهی شده‏اند. اقبال لاهوری، استقلال و نجات پاکستان را مرهون قیام عاشورا دانسته است. " 2 " گاندی، نیز، نهضت عاشورا را الهام‏بخش خود در رهایی هندوستان می‏داند. " 3 " ما در این مقال، در صدد تجزیه و تحلیل قیام و انقلاب‏هایی که در پی رویداد عاشورا صورت گرفته‏اند نیستیم و همچنین در پی صداقت و یا درستی و نادرستی این نهضت‏ها نیز نیستیم؛ ما بر آنیم که اشاره کنیم که رویداد عاشورا در گذشته در عرصه رفتار سیاسی منشأ حرکت‏هایی علیه حاکمان ستم در دوره‏های گوناگون بوده و هست. و در یک کلمه اگر نهضت بزرگ عاشورا را الگو و اسوه همه حرکت‏های حق‏طلبانه و عدالت‏خواهانه بنامیم و بدانیم سخنی به گزاف نگفته‏ایم. مصعب ابن زبیر با این‏که خود را رقیب امام‏حسین(ع) برای حکومت می‏دانست می‏گوید: «و ان الاولی بالطف من آل هاشم تاسوا فسنوا الکرام التاسیا " 4 ".
مردان بزرگواری از آل هاشم در برابر ستم مقاومت نشان دادند که برای بزرگان تاریخ نمونه و الگو است.» بسیاری از نویسندگان، شاعران و تاریخ نگاران مسلمان و غیر مسلمان از درس‏آموزی این رویداد برای همه جهانیان سخن گفته‏اند. از باب نمونه یکی از نویسندگان مصری به نام عباس محمود عقاد، با قلم توانایش در کتاب: «ابوالشهداء حسین بن علی(ع)» چنین‏می‏نویسد:
«نه تنها مسلمانان بلکه غیر مسلمانان از این حادثه درس جوانمردی، ایثار و مقاومت در برابر ستمگران گرفتند. از سفیر مسیحی که در همان مجلس یزید به او اعتراض کرد بگیریم تا برسیم به قرون میانه، تا روزگار خودمان.» " 5 " آری عاشورا از چنان عمق و غنایی برخوردار است که تا پایان تاریخ، پیام آور ارزش‏های والای انسانی و الهام‏بخش انسان‏های آزاده و خداجو خواهد بود. عاشورا دانشگاهی است که همه طبقات از زن و مرد، کوچک و بزرگ، باسواد و بی‏سواد، سیاه و سفید، مسلمان و غیر مسلمان از آن درس می‏آموزند و در این دانشگاه همواره استادان بنامی چون: حسین بن علی(ع)، قمر بنی‏هاشم، زینب کبری و دیگر عاشورائیان تدریس می‏کنند. ولی متأسفانه ما تاکنون نتوانسته‏ایم ارزش‏های عاشورا را آن چنان که شاید و باید به جوامع جهانی بشناسانیم. در یکی از فیلم‏هایی که بر ضد اسلام به وسیله
B.B.C با نام شمشیر اسلام، تهیه شده، بخش مهمّی از آن را عزاداری و سوگواری‏های دوستداران امام‏حسین(ع) تشکیل می‏دهد. مفسّر این فیلم می‏گوید:

http://ashooraeyan.mihanblog.com
«باید مراقب بود که اگر این عزاداری‏ها و این همه عشق هدف‏دار شود و به سوی قلب غرب نشانه رود، دیگر هیچ سلاحی نمی‏تواند در برابر آن مقابله کند.» " 6 " با توجه به سخنان فوق، مهم جهت‏دار شدن مراسم عاشورا و شناخت درس‏های آن در ابعاد گوناگون است. فداکاری و ایثار، صبر و استقامت، شهادت و شجاعت، تعهد و مسؤولیت، صداقت و وفاداری، قاطعیت در راه هدف، دفاع از امامت و ولایت، دفاع و پاسداری از دین و ارزش‏ها، تولی و تبری، ستیز با ستم و ستمگران، با فساد و مفسدان، دستور به نیکیها، پرهیز از بدیها و زشتیها، انس با قرآن، ترویج فرهنگ نماز، نهراسیدن از نیروی دشمن، پرهیز از سستی و تنبلی در برابر تجاوز به ارزش‏ها، افشای چهره دشمنان اسلام، توجّه به معنویات حتّی در جبهه جنگ، نفی نژادپرستی، توبه، دعا، استغفار، تسلیم در برابر خدا، قیام برای خدا و...بخشی از درس‏های عاشورا است. البته همین درس‏ها کافی است که یک ملّت را از ذلت به عزت برساند و همین درسها می‏تواند جبهه کفر و استکبار را شکست بدهد. همان‏گونه ملت ایران با الهام از همین درس‏های عزّت‏بخش استبداد و استعمار را به زانو درآورد و باز همین درس‏ها بود که نقش خود را در جنگ تحمیلی به نمایش گذاشت. آن چه آوردیم فهرست بخشی از درس‏ها و آموزه‏های عاشورا بود. صدها بلکه هزارها هزار درس از رویداد عاشورا می‏توان آموخت. شرح و تفصیل درس‏های یاد شده در این مقال نمی‏گنجد. از این روی، به شرح نمونه‏هایی از درس‏ها در عرصه رفتار سیاسی بسنده ‏می‏کنیم:

یکی دیگر از درس های عاشورا در عرصه رفتار سیاسی، درس عزت می باشد.
امام‏حسین(ع) و دیگر عاشورائیان با گفتار و عمل خود به ما آموختند که برخورد مسلمانان با یکدیگر چه در داخل کشور و چه با خارج کشور باید از موضع عزّت باشد. چرا که در فرهنگ اسلامی، مسلمان عزیز است و هرگز نباید تن به ذلت و خواری بدهد. ذلت و خواری با مسلمانی قابل جمع نیست. بنابراین، مسلمانی که ذلّت را پذیرفته مسلمانی‏اش کامل نیست. بر این اساس دو نوع زندگی خواهیم داشت:

زندگی ذلیلانه و زندگی عزتمندانه. زندگی عزتمندانه در پرتو پذیرش ولایت خدا و اولیاء خدا، و زندگی ذلیلانه در پرتو پذیرش ولایت کفر و شرک و دشمنان خداست. همراهی و دوستی با دشمنان خدا نیز ذلت و خواری است. بر همین اساس قرآن کریم می‏فرماید:
«یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا عدوی و عدوکم اولیاء؛ " 7 ".
ای مؤمنان، دشمن من و دشمن خود را به ولایت بر نگیرید.» عزّت در سخن و عمل همه عاشورائیان تجلی دارد، ولی در سخن و عمل امام‏حسین(ع) از همه بیش‏تر. همه این بزرگواران مرگ با عزّت را زندگی و زندگی با ذلّت را عین مرگ می‏دانستند. یکی از شعارهای امام‏حسین(ع) در روز عاشورا این بود: الموت خیرٌ من رکوب العار و العار خیر من دخول النّار. " 8 ".
مرگ از پذیرش ننگ بهتر، و ننگ از ورود در آتش سزاوارتر است.» و نیز آن بزرگوار در روز عاشورا می‏فرمود:
«این ناکس پسر ناکس مرا به پذیرش یکی از دوکار ناچار کرده است.

یا شمشیر کشیدن و کشته شدن و یا پذیرش ذلّت. ذلت از خاندان ما به دور است. هیهات که ذلت و زبونی را اختیار کنم. نه خدا به ذلت من راضی است، نه رسول خدا و نه مؤمنان و نه دامن‏های پاکی که مرا تربیت کرده‏اند. همچنین مردان غیرتمند و آزاده، کشته شدن را بر پیروی از انسان‏های پست ترجیح می‏دهند.» " 9" آری، امام‏حسین(ع) در دامن پدر و مادری تربیت شده است که مرگ با عزّت را زندگی، و زندگی با ذلّت را عین مرگ می‏دانست:
«فالموت فی حیاتکم مقهورین و الحیاة فی موتکم قاهرین.» " 10 " آن بزرگوار در جای دیگری می‏فرماید:
«و الله لا اعطیکم بیدی اعطاء الذلیل و لا افرّ فرار العبید؛ " 11 ".
به خدا سوگند همانند افراد فرومایه تسلیم شما نمی‏شوم و مانند بردگان نیز فرار نمی‏کنم.» عزّت حسینی به او اجازه نمی‏دهد که برای این‏که چند روز بیش‏تر زنده بماند با فردی همانند یزید بیعت کند. چرا که بیعت با یزید به معنای تأیید حکومت و کارهای ناپسند او است. چنین کاری نه تنها شایسته آن امام همام که حتی یاران او نیز نیست. در سخنان یاد شده، امام(ع) به ما می‏آموزد که در برابر غیر خدا عزیز و سربلند باشید و تنها در پیشگاه خدا متواضع باشید. آن بزرگوار در جای دیگر می‏فرماید:
«فانی لا اری الموت الّا سعادة و الحیاة مع الظالمین الّا برما؛ " 12 ".

من در چنین محیط ذلت‏باری مرگ را جز سعادت و زندگی با این ستمگران را جز رنج و نکبت ‏نمی‏دانم.» سخنان و رفتار امام‏حسین(ع) و دیگر عاشورائیان درس است به همه شیعیان به ویژه کارگزاران نظام اسلامی و هشداری است به کسانی که خود را شیعه می‏دانند ولی در این حال خود را در اختیار غیر خدا قرار داده و مرعوب و تسلیم قدرت‏های بزرگ شده‏اند و دیگران را نیز به این ذلّت فرا می‏خوانند.

پاسداری از اسلام و ارزش‏های اسلامی یکی دیگر از درس‏های عاشورا در عرصه رفتار سیاسی است. پیش از یادآوری این درس از سوی امام‏حسین(ع) و دیگر عاشورائیان یادآوری این نکته مفید می‏نماید که: در فلسفه سیاسی، امروزه در باره نقش حکومت در تأمین سعادت، اخلاق و معنویت گفت و گو بسیار است. برخی (حکومت‏های لیبرال) بر این باورند که این‏گونه امور در قلمرو مسائل خصوصی افراد جای دارد. از این روی، حکومت در این باره هیچ مسؤولیتی ندارد. امّا در اندیشه سیاسی اسلام، با دلیل‏های بسیار این‏گونه امور جزو قلمرو حکومت است.

نه تنها حاکم و همه کارگزاران حکومتی باید به اسلام و ارزش‏های اسلامی باور داشته باشند که همگان موظف به تبلیغ و پاسداری از آن می‏باشند. بر همین اساس هنگامی که اسلام و ارزش‏های آن از سوی امویان مورد تهاجم قرار گرفته بود و یزید و کارگزارانش به روشنی بر خلاف احکام اسلام و دستورهای آن عمل می‏کردند ولی در عین حال رفتار خودرا در برابر اسلام می‏نمایاندند، امام‏حسین(ع) برای پاسداری از اسلام قیام کرد چرا که اگر امام‏حسین(ع) قیام نمی‏کرد دیری نمی‏پایید که از اسلام جز نامی باقی نمی‏ماند. حکومت یزید درصدد نابودی اصل اسلام بود. از این روی وقتی که امام‏حسین(ع) دعوت به سازش و بیعت با یزید شد فرمود:
«انّا لله و انّا الیه راجعون، و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید؛ " 13 ".
در این صورت باید از اسلام برای همیشه چشم پوشید، هنگامی که امت به زمامداری فردی چون یزید گرفتار آید.» امام(ع) در بسیاری از موارد از جمله در نامه‏ای که از مکّه به مردم بصره می‏نویسد همچنین به هنگام رویارویی سپاه امام(ع) با سپاه حرّ نیز پاسداری از اسلام را وظیفه همه مسلمانان دانسته و از آنان می‏خواهد که او را در این راه یاری دهند. در نامه آن بزرگوار به سران قبائل بصره چنین آمده است:
«شما را به کتاب خدا و سنّت پیامبر(ص) فرا می‏خوانم. زیرا در شرایط و وضعیتی قرار گرفته‏ایم که سنّت پیامبر(ص) از میان رفته و جای آن را بدعت گرفته است. اگر دعوت مرا بپذیرید شما را به راه سعادت راهنمایی می‏کنم.» " 14" آن بزرگوار در جای دیگر می‏فرماید:
«لو لم یستقم دین جدّی الّا بقتلی فیا سیوف خذینی، " 15 ".
اگر دین جدّم جز به کشته شدن من استوار نمی‏ماند پس ای شمشیرها مرا فرا گیرید.» با سخنان یاد شده امام(ع) به ما می‏آموزد که اگر برای پاسداری از اسلام راهی به جز فداکاری و ایثار و کشته شدن نباشد باید جان خود را فدای اسلام کرد. نه تنها امام ‏حسین(ع) که همه یاران او هدفی جز پاسداری از اسلام نداشتند. از باب نمونه، در آن هنگام که دست راست قمر بنی‏هاشم قطع می‏شود می‏فرماید:
«به خدا سوگند اگر چه دست راست مرا قطع کردید ولی من تا زنده هستم از دین خودم حمایت خواهم کرد.»

پی نوشتها:

1- صحیفه نور، ج‏16، ص‏179
2- این شاعر مسلمان و انقلابی در این باره چنین می‏سراید: رمز قرآن از حسین آموختیم زآتش او شعله‏ها افروختیم تا قیامت قطع استبداد کرد موج خون او چمن ایجاد کرد خون او تفسیر این اسرار کرد ملت خوابیده را بیدار کرد
3- درسی که حسین(ع) به انسانها آموخت، شهید هاشمی نژاد، ص‏447، انتشارات فراهانی
4- شرح نهج البلاغه، ابن ابی‏الحدید، ج‏3، ص‏249، دار احیاء التراث العربی
5- مجموعه مقالات کنگره بین المللی امام خمینی و فرهنگ عاشورا، ج‏2، ص‏610، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، درسی که حسین(ع) به انسان‏ها آموخت، ص‏450 - 447
6- همان

7- ممتحنه، آیه‏1
8- مناقب ابن شهرآشوب، ج‏4، ص‏68؛ بحارالانوار، ج‏44، ص‏192، ج‏45، ص‏50
9- تحف العقول، 249
10- نهج البلاغه، ص‏51
11- بحارالانوار، ج‏44، ص‏191
12- تحف العقول، ص‏249، تاریخ طبری، ج‏4، ص‏305

13- اللهوف، سید بن طاووس، ص‏20
14- تاریخ طبری، ج‏4، ص‏404
15- اللهوف، ص‏20

منبع: کتابخانه سایت راسخون



نوع مطلب : درس‏ها و عبرت‏هاى عاشورا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

سیاست‏مداران حرفه‏اى در مبارزه دو گروه با یكدیگر بر توازن قوا تأكید مى‏كنند و از درگیرى مبارزان با دشمنى كه از جهت عِدّه و عُدّه برتر است، بر حذر مى‏دارند و آنان را به سكوت و گوشه‏گیرى فرا مى‏خوانند. روشن‏فكران آن زمان نیز امام‏حسین(ع) را از درگیرى با یزید كه تا بن دندان مسلح بود بر حذر مى‏داشتند، امّا منطق آن بزرگوار چیز دیگرى بود. او و دیگر عاشورائیان از ایستادگى در برابر یزید و حكومت اموى هرگز تردیدى به خود راه ندادند و با ایثار جان خود درخت اسلام را آبیارى كردند. كشته شدن در راه خدا هر چند از سوى انسان‏هاى ظاهر بین جدا شدن از دنیا و لذایذ آن است، ولى از نگاه انسان‏هاى وارسته، شهادت پایان رنج‏ها و سختى‏ها و رسیدن به لقاء الله است. آخرین آرزوى این‏گونه انسان‏ها شهادت است. اسلام با تحول در بینش‏ها و ارزش‏ها انسان‏هایى را تربیت كرد كه براى دفاع از مكتب، از جان و مال خویش مى‏گذشتند و در میدان جهاد و شهادت پدر و پسر بر یكدیگر پیشى مى‏گرفتند(1) و گاه براى حضور یكى از آن‏ها در صحنه جنگ و جهاد و ماندن یكى از آن‏ها در خانه، كار به قرعه مى‏كشید(2) وقتى كه امام‏حسین(ع) مى‏خواست از مكّه حركت كند در خطبه‏اى، از زیبایى مرگ در راه خدا سخن گفت و از همراهان خواست هر كس آمادگى كشته شدن در راه خدا دارد همراه ما بیاید:

 


«من كان باذلاً فینا مهجته موطّنا على لقاء الله نَفْسَهُ فلیرحل معنا(3)
هر یك از شما حاضر است در راه ما از خون قلب خویش بگذرد و جانش را در راه ما نثار كند آماده حركت با ما باشد.» در جاى دیگر آن بزرگوار مى‏فرماید:
«اگر این بدن‏ها براى مرگ آفریده شده‏اند پس چه بهتر كه به صورت شهادت باشد.»
(4) استقبال از مرگ در راه عقیده و آرمان نزد ملت‏هاى دیگر هم ارزشمند است. مردم آزاده دیگر نیز چنین مرگى را تقدیس و ستایش مى‏كنند و آن را برتر از زندگى ذلت‏بار و زیر ستم و همراه با ننگ و پستى مى‏دانند. بنابراین، چه قدر سست و بى‏پایه است سخنان كسانى كه امروزه، شهادت‏طلبى را «خشونت» خوانده و آن را محكوم مى‏كنند. سخنان اینان از عقل و نقل هر دو به دور است. كوتاه سخن این‏كه تلاش و فداكاى و ایثار جان و مال در راه عقیده و هدف‏هاى الهى تا كشته شدن و شهادت در راه خدا یكى از درس‏هاى رویداد عاشورا در عرصه رفتار سیاسى است، یعنى انسان در عرصه سیاسى گاه به جایى مى‏رسد كه باید در راه هدف و آرمان‏هاى الهى فداكارى كند و از جان و مال خود بگذرد. این یكى از درس‏هاى امام‏حسین(ع) و دیگر عاشورائیان در قضیّه‏كربلاست.

پی نوشتها:

1- المغازى، واقدى، ج‏1، ص‏265.
2- همان، ص‏212.
3- اللهوف، ص‏53.
4- بحارالانوار، ج‏44، ص‏374.

منبع: كتاب درس‏ها و عبرت‏هاى عاشورا در عرصه رفتار سیاسى، مؤلف: محمدصادق مزینانى



نوع مطلب : درس‏ها و عبرت‏هاى عاشورا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

http://ashooraeyan.mihanblog.com

هر چند برخى درس‏ آموزى و عبرت‏گیرى از تاریخ را نفى كرده‏اند،[1] ولى بر اساس بینش اسلامى، این موضوع مورد تأیید و تأكید منابع دینى ماست. قرآن و روایات در بسیارى از موارد ما را به درس‏آموزى و عبرت‏گیرى از تاریخ فرا خوانده‏اند. از باب نمونه: قرآن پس از طرح داستان حضرت یوسف و برادرانش و همچنین انحراف زلیخا و عفاف و پاكدامنى یوسف و دیگر مسائل مى‏فرماید:
«لقد كان فى قصصهم عبرة لاولى الالباب؛[2]
در قصه‏هاى آنان براى صاحبان خرد عبرت است.» امامان بزرگوار شیعه نیز بر این مسأله تأكید كرده‏اند. به عنوان نمونه: على(ع) به یكى از كارگزارانش مى‏نویسد:
«و اعتبر بما مضى من الدنیا لما بقى منها، فان بعضها یشبه بعضاً و آخرها لاحقٌ باوّلها؛[3]
از گذشته دنیا، براى مانده و آینده آن پند و عبرت گیر. چرا كه پاره‏هاى تاریخ با یكدیگر همانندند و پایانش به اوّلش مى‏پیوندد.»

پی نوشتها:

[1].نك: فلسفه تاریخ، شهید مطهرى، ج‏1، ص‏13، صدرا.
[2]. یوسف، 12، 111.
[3]. نهج البلاغه، نامه 69.

منبع: كتاب درس‏ها و عبرت‏هاى عاشورا در عرصه رفتار سیاسى، مؤلف: محمدصادق مزینانى



نوع مطلب : درس‏ها و عبرت‏هاى عاشورا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی