روایت عاشورا
عاشورا پیام زندگی
درباره وبلاگ


مطالب جامعی درباره ی واقعه ی عاشورا از جمله پیام عاشورا ، احادیث عاشورا ، معرفی كتب عاشورایی ، نمای عاشورایی ، موبایل عاشورایی و ...

مدیر وبلاگ :
خرید بک لینک
نظرسنجی
چقدر درباره عاشورا می دانید؟





سه شنبه 8 آذر 1390

واژه عزادارى و سوگوارى مانند واژه هاى صلات، حج و زكات اصطلاحى شرعى نیست كه شناخت آن نیاز به تعریف شارع مقدس داشته باشد بلكه واژه اى است آیینى كه نشان دهنده رفتار و مراسم خاصى است كه در مواقعى بخصوص توسط اقوام و ملل گوناگون انجام مى شود. البته در روایات و دیگر منابع تاریخى الفاظى وجود دارد كه مى توان آنها را با معناى عزادارى برابر دانست ـ مانند عزا، ماتم، نوحه یا نائحه، تسلى، رثا و مرثیه ـ و ما در ابتدا سعى خواهیم كرد آنها را با استفاده از عرف و لغت بررسى كنیم.

1. عزا; این واژه به معناى صبر و شكیبایى در ماتم و به معناى سوگ و مصیبت آمده است.(1) 

2. عَزّى; «تعزیة الرجل» از باب تفعیل به معناى تسلى و توصیه به صبر; «عزى بعضهم بعضاً» یعنى توصیه به صبر مى كنند و مى گویند: «أحسن الله عزاءك»; خداوند به تو صبر و نیكى روزى فرماید.(2)

3. تسلى; خرسندى یافتن، آرام گرفتن و شخص عزادار و مصیبت زده را تسلى دادن.(3)

4. ناحت یا نوحه; گریه و زارى و شیون بر مردن; «ناحت المرأة على المیت نوحاً من باب قال، ربما قیل النیاح فهى نائحة»(4)، النیاحة «بكت علیه بصیاح و عویل و جزع»;(5) نیاحه، یعنى گریه با آواز، ناله و زارى و بیتابى. در لغت نامه دهخدا ذیل لغت نوحه آمده است «بیان مصیبت، گریه كردن با آواز، آواز ماتم، شیون و زارى، مویه گرى، زارى بر مرده، شعرى كه در ماتم و سوگوارى با صوت حزین و ناله و زارى خوانند، اعم از سوگوارى براى كسى كه تازه مرده یا براى امامان شیعه.(6) خود امامان بر سیدالشهدا مى گریستند و دستور به نوحه خوانى مى دادند. بر حمزه سیدالشهدا و بسیارى دیگرنوحه خوانى شد و مرثیه سرایى كردند و آنچه از كراهت نوحه و ناپسند بودن شغل نوحه گرى در روایت یاد شده، ناظر به نوحه گریهاى جاهلى است كه آمیخته به باطل و گاهى حرام بوده كه تفصیل آن در مباحث آینده بیان خواهد شد.

5. ماتم; جمع: مَآتم، اسم مصدر یا اسم زمان و مكان، به معناى اجتماع گروهى از مردان یا زنان براى اندوه و عزا و یا سرور و شادى. این لغت در عرف عامه براى اجتماع بانوان به هنگام عزا به كار رفته است، چنان كه ابن منظور مى نویسد: «الَمأتَم فى الاصل: مجتمع الرجال و النساء فى الغم و الفرح ثم خص به اجتماع النّساء للموت... و هو عندالعامه المصیبة یقولون: كنا فى مَأتَم فلان. والصواب أن یقال كُنّا فى مناحة فلان»(7); ماتم عبارت است از اجتماع مردان و زنان در غم و شادى. این واژه به مرور زمان در اجتماع زنان در مرگ و اندوه به كار برده شده است. وى سپس مى نویسد: «قال ابن برى: لا یمنع أن یقع المأتم بمعنى المناحه والحزن والنوح والبكاء لان النساء لذلك اجتمعن و الحزن هو السبب الجامع. و على ذلك قول التیمى فى منصوربن زیاد: و الناس مأتمهم علیه واحدٌ فى كل دار رنة و زفیرٌ. و قال آخر: أضحى بنات النبى، اذقتلوا   فى ماتم والسباع فى عُرس».(8)

ابن برى گفته است: اشكالى ندارد كه ماتم به معناى نوحه سرایى، اندوه و گریه باشد زیرا اجتماع زنان بدین جهات است; و اندوه، انگیزه جامع و فراگیرى است. از این رو تیمى در مرگ منصوربن زیاد گفت: مردم در یك مكان اجتماع كرده بودند و از هر خانه اى فریاد و صدایى بلند بود و نیز شاعرى سروده است: پیامبر عزیزانشان در ماتم نشستند در حالى كه درندگان در سرور و شادمانى بودند.

وبلاگ روایت عاشورا - Www.Ashooraeyan.MihanBlog.Com

فیومى گفته است: «المأتم: مجتمع الناس عموماً و قد غلب على مجتمعهم فى حزن»;(9) یعنى هر نوع اجتماع مردم را ماتم مى گویند ولى به مرور زمان بر اجتماعى به كار برده شده كه داراى حزن و اندوه مى باشد. بنابراین مأتم به معناى عزادارى و مصیبت و عزاست و برگزار كردن آیین سوگوارى، ماتم گرفتن و به ماتم نشستن مى گویند در آداب اسلامى، اقامه عزا براى متوفى و رسیدگى به بازماندگان و تغذیه داغدیدگان آمده است.(10)

باز این چه شورش است كه در خلق عالم است *** باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است(11)

سیدرضى در اشعارش از سوگواریهاى سرزمین عراق یاد مى كند كه شامیان،

همانها را روز عید و جشن مى دانستند:

كانت مآتم بالعراق تعدّها *** أمویّة بالشام من أعیادها(12)

6. رثا; به معناى گریستن بر مرده و بر شمردن نیكوییهاى او و شعر گفتن درباره مرگ كسى با اظهار دلسوزى چنان كه لغویون به آن اشاره كرده اند:

«رثیت: المیت أرثیه، از باب رمى، مرثیه، ورثیت له: ترحمت و رققت له» رثا: رَثواً المیّت: بكاه و عدّد محاسنه. نظم فیه شعراً. الرثایة: النواحة: المرثیة: ما یرثى به المیت من یشعر و سواه;(13) یعنى مرثیه به معناى مهربانى و دلسوختن، گریستن بر مرده و برشمردن نیكوییهاى او همراه با شعر و غیر آن است.

مرثیه: مرده ستایى، عزادارى، شرح محامد و اوصاف مرده، چكامه اى كه در عزاى از دست رفته اى سرایند، در عزاى كسى شعر سرودن، گریستن بر مرده و برشمردن ذكر محاسن وى، سوگوارى، روضه، مراسم عزایى كه به یاد شهیدان راه دین و بخصوص در ایام محرم و یاد واقعه كربلا بر پا كنند، اشعارى كه در ذكر مصایب و شرح شهادت پیشوایان دین و بخصوص شهیدان كربلا سرایند و خوانند.(14)

از جمله برنامه هایى كه از سوى ائمه دین مورد تشویق قرار گرفته تا از این طریق خاطره رشادتها و مظلومیتهاى شهداى كربلا و فرهنگ عاشورا زنده بماند، سرودن مدح و مرثیه است. قالب شعر، به لحاظ برخوردارى از وزن و آهنگ و بعد عاطفى، مؤثرتر و ماندگارتر است از این رو به عنوان سلاحى مؤثر در دفاع از حق و اسلام به كار گرفته شده است. نمونه هایى از آن را در مباحث آینده نقل خواهیم نمود.

از واژه هاى مذكور دو واژه با عزادارى و برپایى مجالس عزا هم معناتر است;  

یكى ماتم و دیگرى رثا و مرثیه. واژه هاى تسلى، تعزى، و نیاحه نیز هر كدام در بر گیرنده آثار و لوازم برگزارى مجالس عزاست زیرا عزادارى عبارت است از اجتماع گروهى از مردم كه در آن سعى مى شود با قرائت قرآن، خواندن مرثیه و سرودن شعر، بازماندگان را تسلى دهند و به صبر توصیه نمایند.

از روزى كه بشر به دنیا آمد و سپس با پدیده مرگ و حوادث تلخ روبرو شد بااین واژه ها آشنا گردید. انسان موجودى است كه آنچه را با وجود و هستى خویش ناسازگار ببیند، ناپسند داشته و با آن مبارزه مى كند و اگر نتوانست در مقابل آن دست به دفاع بزند با ابراز اندوه، گریه و ... به مقابله با آن و آرام سازى دل خود مى پردازد.

گاهى نیز این مراسم براى احیاى شعایر الهى و خاطره زندگى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)و سایر امامان(علیهم السلام) برگزار مى شود كه آثار فراوان و ثمرات بسیارى به همراه دارد.

پی نوشتها:

1ـ فرهنگ عمید، عمید، واژه عزا.

2ـ مصباح المنیر، فیومى، ص 504.

3ـ فرهنگ عمید، واژه تسلى.

4ـ مصباح المنیر، ص 629.

5ـ المنجد، ماده «نیح».

6ـ لغت نامه، دهخدا، لغت نیاحه، نائحه.

7ـ لسان العرب، ج 1، ص 62 و مجمع البحرین، ماده ماتم.

8ـ همان.

9ـ مصباح المنیر، ص 3.

10ـ فرهنگ عاشورا، جواد محدثى، ص 395.

11ـ دیوان اشعار، محتشم كاشانى.

12ـ فرهنگ عاشورا، 396.

213ـ همان، ص 218.

14ـ لغت نامه دهخدا.

منبع: كتاب عزاداری



نوع مطلب : ادبیات عاشورایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

سعید وزیری که نویسنده : "سوگ " می باشد معتقد است بخش اعظم ادبیات مذهبی نیست. وی که یکی از متخصصان این حوزه می باشد در ادامه می فرماید:

اگر ادبیات عاشورا، قوی تر از این که هست، به میدان می آمد، ما امروز، شاهد مراثی، شعرها و نوحه های ضعیف و کم ارزش نبودیم.
واقعا دل هر انسان فرهیخته و اهل بیت دوستی به درد می آید، وقتی که در ایام شهادت و سوگواری امام حسین(ع) یا دیگر معصومین، شعرواره‌ها و آثار بسیار ضعیف و بعضا به دور از شان اهل بیت(ع) خوانده و شنیده می‌شود.

http://ashooraeyan.mihanblog.com


وی که آثار ادبی متعددی را در کارنامه فرهنگی خود دارد، افزود: شعر و داستان مذهبی، نوعی از انواع ادبیات ماست و هنوز جای کار جدی دارد، اما به اعتقاد من باید با رویکردی اجتماعی به وقایعی نظیر عاشورا پرداخت و به سوز و گدازهایی که دیگر کلیشه ای شده است، پایان داد، چرا که سوگ و سوگواری فقط بخشی از این نوع ادبیات است و قطعا بخش اعظم آن نیست.

منبع: مقاله نظرات شاعران و نویسندگان درباره ادبیات عاشورایی، با اندکی تغییر



نوع مطلب : ادبیات عاشورایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 1 بهمن 1388

امروز دوازدهم محرم الحرام است و جارچی ها فریاد برآوررده اند " ای مردم به گوش باشید سپاه پیروز عمر بن سعد فردا به شهر خود، كوفه برمی گردند، شهر را برای استقبال از آنها آذین بندی كنید "

امروز سیزدهم محرم الحرام است، مردم كوفه در خیابان های شهر منتظر ورود سپاه عمر بن سعد می باشند.

اندكی از ظهر گذشته است، ناگهان خبری هول انگیز در میان جمعیت می پیچد، سپاه عمر بن سعد زنان و فرزندان امام حسین (ع) و یارانشان را به اسارت می آورند.

عبید الله بن زیاد كه فردی سنگدل می باشد برای جلوگیری از آشوب احتمالی مردم عده ای از عشایر شهر را به طور پنهانی در میان مردم قرار داده تا در صورت لزوم جو را آرام كنند.

  http://ashooraeyan.mihanblog.com

ناگهان صدای شیپور و طبل شنیده می شود، كاروان اسرا وارد كوفه می شود، مردم با دیدن این صحنه چنان از خود بی خود می شوند كه عده ای نان و خرما همراه خود را به سوی اسرا، پرتاب كردند؛ ناگهان صدایی قاطع از بین اسرا شنیده می شود كه می گوید: صدقه بر اهل بیت حرام است.

عده ای از مسن ترین های جمعیت می گویند: این صدای كیست؟ صدای علی (ع) می آید؟ ناگهان متوجه می شوند كه این صدای زنی است با حجاب كامل به طوری كه تنها صورتش نمایان است، آری؛ او دختر علی (ع) است، او زینب كبری (س) است.

او آنقدر با ابهت است كه با نگاهی به شیپور زنان و طبل زنان باعث خاموشی آنها شده و اكنون زینب (س) افشاگری را شروع می كند.

امروز مردم كوفه شما را چه شده است؟ با خدا و ولی خدا عهد بستید و عهد خود را شكستید.

گریه كنید كه با گریه شما اشك ها خشك نمی شود و ...

بدین ترتیب كوفه به شهر اندوه و ماتم تبدیل شد.



نوع مطلب : ادبیات عاشورایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 27 خرداد 1388

http://ashooraeyan.mihanblog.com

سِرّ نی در نینوا می‌ماند اگر زینب نبود     كربلا در كربلا می ‌ماند اگر زینب نبود

چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ پشت ابری از ریا میماند اگر زینب نبود

چشمه ی فریاد مظلومیّتِ لب تشنگان  در كویر تفته جا می‌ماند اگر زینب نبود

زخمهء زخمی‌ترین فریاد در چنگ سكوت  از طراز نغمه وا می‌ماند اگر زینب نبود

در طلوع داغ اصغر، استخوان اشك سرخ در گلوی چشمها می‌ماند اگر زینب نبود

ذوالجناح دادخواهی بی‌سوار و بی‌لگام در بیابان ها رها می‌ماند اگر زینب نبود

در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب  پشت كوه فتنه جا می‌ماند اگر زینب نبود

منبع: سایت معروف یاران 



نوع مطلب : ادبیات عاشورایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 3 اسفند 1387

كوفه اى كعبه جانبازى من كوفه اى سنگر سربازى من كوفه تو خاطره عشق منى تو نمایشگر سر مشق منى كوفه‏اى شاهد شمع ازلى شاهد سوز مناجات على سرخ محراب تو از خون خداست

برای مطالعه ادامه متن به ادامه مطلب رجوع کنید.



نوع مطلب : ادبیات عاشورایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی