تبلیغات
روایت عاشورا - مطالب آسیب های عاشورایی
 
روایت عاشورا
عاشورا پیام زندگی

عاشورا، فرهنگى به جامعیّت اسلام دارد و ابعاد گوناگون فردى - اجتماعى و معنوى - سیاسى كه در كلیّت اسلام شاهدیم، در فرهنگ عاشورا نیز متجلّى است. غفلت از ابعاد چند وجهى این فرهنگ، خسارات جبران ناپذیرى به بار مى آورد. چندوجهىِ فرهنگ عاشورا است كه در بحث آسیب شناسى آن مورد توجّه جدّى است. عاشورا تبلور سیاست دینى است و این كلیّت و این تركیب، در بحث آسیب شناسى باید مورد بررسى قرار گیرد.

تحلیل و شناسایى آسیب هاى این فرهنگ، در گرو شناخت چگونگى معمارى و شناخت معماران این بناى عظیم است. از این رو نویسنده، به عنوان مقدّمه، بخشى مختصر در باره معمارى فرهنگ عاشورا ارائه كرده، آنگاه به بررسى بیشتر آسیب شناسى آن پرداخته است.

این بخش مقاله، به این پرسش پاسخ مى دهد كه نخستین معماران فرهنگ عاشورا چه كسانى بوده اند؟ مراسم و آیین عزادارى توسط چه كسانى و از چه زمانى رایج شده است؟ در این بخش مقدماتى با ارائه كلیّات و رؤوس مطالب، مشخص مى گردد كه معمارى فرهنگ عاشورا مربوط به عصر اهل بیت(ع) است و آیین سوگوارى عاشورا نیز برگرفته از آموزه هاى ایشان است. این بخش دو قسمت دارد:

الف) نقش اسیران كربلا در معمارى فرهنگ عاشورا

ب) نقش امامان معصوم(ع) در معمارى فرهنگ عاشورا.

بخش دوم مقاله كه پیكره اصلى آن را تشكیل مى دهد، به موضوع آسیب شناسى فرهنگ عاشورا و

بررسى برخى نقطه ضعفها و پاره اى آفت ها مى پردازد؛ ضمن آنكه به شیوه درمان نیز اشاره مى كند، تا نقش سازنده و منزلت رفیع این فرهنگ در ساختار سیاسى اجتماعى جامعه مشخص گردد.

این بخش، خود از دو قسمت تشكیل مى شود: بایسته ها و نبایسته هاى فرهنگ عاشورا. در قسمت نخست، سه عنوان كلّى مورد توجه است:

1. ارتكاب گناه و تخلّف از شرع

2. سست كردن پایه هاى دین و مذهب

3. تحریف لفظى و معنوى عاشورا.

طىّ این سه عنوان مشخص مى شود كه رعایت نكردن هر یك از اینها و انجام كارهایى كه تحریف عاشورا است یا موجب تحریف عاشورا مى گردد، خطر بزرگى است كه موجب كم رنگ و یا بى اثر شدن این فرهنگ سازنده مى شود.

در قسمت دوم نیز اهداف عاشورا، در سه بعد طبقه بندى مى شود:

1. احیاى ارزشهاى انسانى،

2. احیاى ارزشهاى اسلامى (بطور عام)،

3. احیاى ارزشهاى عرفانى.

عاشورا، این سه را، یك جا، به نحو بسیط و یگانه در خود داشت و عزاداران و سوگواران امام حسین(ع)، باید این اهداف را دقیقاً بشناسند، و هر كجا كم توجهى و غفلتى مشاهده مى شود، نسبت به ترمیم آن حسّاس باشند.

به اعتقاد نویسنده توجه به این بایسته ها، و پرهیز از آن نبایسته ها، موجب مى شود، فرهنگ عاشورا، این سرمایه بزرگ اسلامى، انسانى، در جایگاه واقعى اجتماعى خود قرار گیرد و تمامى ابعاد سیاست هاى كلان اجتماعى را متأثر از خود گرداند.

منبع: کتابخانه سایت  تبیان



نوع مطلب : آسیب های عاشورایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

تاریخ نگار شاخص حادثه عاشورا، ابومخنف، [1] به نقل از یكى از شاهدان واقعه نینوا، ابن قیس تمیمى حكایت كند: هر چیزى را فراموش كنم، سخن زینب(س) دخت فاطمه(س) را هنگام مرور بر جسم چاك چاك برادرش حسین(ع)، وقت رفتن به كوفه فراموش نمى كنم كه مى گفت:

یا محمداه، یا محمداه، صلى علیك ملائكة السماء هذا الحسین بالعراء مرمل بالدماء مقطّع

الاعضاء، یا محمداه و بناتك سبایا، و ذریّتك مقتّلة، تسفى علیها الصبا.

زینب، با این سخنان دوست و دشمن را به گریستن واداشت. [2]

اى جدّم، اى رسول خدا، درود فرشتگان آسمان بر تو باد، این پیكر قطعه قطعه و غلطیده در خون حسین توست. یا رسول الله، دخترانت اسیر و جگر گوشه گانت كشته و نسیم مشرق بر جسم چاك چاك آنان در بیابان مى وزد.

پس با زبان پر گله آن بضعة الرسول رو در مدینه كرد یا ایها الرسول این كشته فتاده به هامون حسین تُست وین صید دست و پازده در خون حسین تُست این نخل تر كز آتش جان سوز تشنگى دود از زمین رسانده به گردون حسین تُست این ماهى فتاده به دریاى خون كه هست زخم از ستاره بر تنش افزون حسین تُست [3]

با این سخنان سراسر آه و سوز زینب سلام الله علیها كه در آغاز سفر اسارت به كوفه و شام بیان شد، فصلى جدید از حادثه خونبار كربلا رقم خورد. اكنون عاشورا پایان یافته بود و وظیفه پیام آوران عاشورا، اسیران دشت كربلا، به ویژه زینب(س) صیانت از آن بود. پیام شهیدان طفّ براى ابدیّت تاریخ بشرى باید حفظ مى شد. عاشورا حادثه اى ساده و گذرا نبود، عاشورا براى جاودانگى وحى و اسلام و حفاظت از پیام آسمانى پیامبر خاتم(ص) پدید آمده بود. حسین منّى و انا من حسین و براى تحقق دقیق و كامل این رسالت عظیم چاره اى جز تبدیل عاشورا به یك فرهنگ و مكتب نبود، فرهنگى كه تا اعماق زندگى فردى و اجتماعى انسانها تا ابد نفوذ كند و مكتبى كه درس هاى دین خاتم را براى سعادتى جاودانه، به گوش تمامى انسانهاى عاشق حقّ و شیفته انسانیّت و عدالت و توحید و آزادگى برساند و بیاموزند كه : كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا.

رسالت شاهدان مصیبت عظماى طفّ، از حضرت زینب و امام سجاد تا امامان معصوم دیگرعلیهم السلام آن بود كه اوّلاً عاشورا به فراموشى سپرده نشود، ثانیاً از خطر تحریف مصون بماند و نگذارند دست تحریف گران بر دامان پاك آن رسد. در این صورت بود كه مى توانست شعارها و اهداف عاشورا تا ابد چراغى فراروى خیل عظیم مشتاقان حقّ و عدالت قرار گیرد.

 

پی نوشتها:

[1]. ابومخنف، لوط بن یحیى (م 157) قدیمى ترین مورخ كربلاست. طبرى و شیخ مفید در ارشاد و ابوالفرج اصفهانى در مقاتل الطالبیین، آنچه از حادثه كربلا نقل كرده اند، تقریباً برگرفته از ابومخنف است. براى آگاهى بیشتر ر.ك: رسول جعفریان، تاملى در نهضت عاشورا، ص 15 - 20، انصاریان، قم، 1381.

[2]. تاریخ طبرى، ج 5، ص 456، دارالتراث، بیروت.

[3]. دوازده بند، محتشم كاشانى، بند نهم.

منبع: کتابخانه سایت  تبیان



نوع مطلب : آسیب های عاشورایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
New Page 1

 

سوال: آیا این مطلب صحّت دارد كه امام سجاد(ع) در عزای پدرش امام حسین(ع) خون گریه میكرد؟ امیرعلی حسنلو

پاسخ: منظور از «خون گریه كردن» این است كه عمق مصیبت و عزاداری امام سجاد(ع) بیان شود و در هر صورت، به چنین لفظی در منابع برخورد نكردیم. اگر چه یكی از القاب آن حضرت «بكّاء» بود؛ البته خون دل خوردن حضرت از فراق پدرش امام حسین میتواند توجیهگر این اصطلاح باشد.

در زیارت ناحیهی مقدسهی منسوب به امام عصر(ع) نیز نزدیك به این معنا دیده میشود كه حضرت فرموده باشد: «به قدری بر تو گریه میكنم كه اگر اشكم تمام شد، به جای اشك از چشمانم خون جاری شود.»

امام سجاد(ع)  ـ فرزند امام حسین(ع) ـ یكی از حاضران و ناظران صحنهی خونین كربلا در سال 61 هجری بودند. از نزدیك شهادت پدر بزرگوارش، عموی عزیزش حضرت عباس و برادرانش علیاكبر و علیاصغر(ع) و شهادت تمام یاران امام و برخی از صحابه‌ی رسول خدا  و بنیهاشم را در كربلا  مشاهده نمود

برای مطالعه ادامه متن به ادامه مطلب رجوع كنید.

و عمق فاجعهی دردناك این حادثه و هتك حرمت اهل البیت)ع)  و اسارت آنها را به خوبی درك كرد، و هر انسانی به جای او بود از شدت غم و اندوه، قالب تهی میكرد. امام سجاد(ع) ندای «هل من ناصر ینصرنی» پدرش را میشنید و با آنكه از شدّت بیماری، در بستر افتاده بود، میخواست به سوی میدان برود كه امام حسین(ع) به خواهرش ام‎ّكلثوم فرمود: «او را نگاه دار، كه از نسل پیامبر در زمین باقی بماند.» (1)

امام زین العابدین(ع) به همراه عمّههای خود و خواهران و سایر اسیران بنیهاشم و غیر آنها، به اسارت برده شد و فشارهای روحی و روانی سختی را متحمّل گردید و در عین حال برای ابلاغ پیام سیدالشهدا(ع) خطبهها ایراد فرمود و در این كار، با موفقیت كامل و پیروزمندانه بر دشمنان و بنیامیه فائق آمد و همراه عمهاش زینب، انقلاب دیگری در اجتماع آن روز و جامعه غفلت زده اسلامی به پا كردند.

 امام(ع) با به یاد آوردن حادثهی عاشورا و خاطرات پدر و یاران و برادرانش گریه میكرد و اساساً، چنان كه اخبار صحیح گزارش میدهند، آسمانها (2) و زمین(3) و حیوانات وحشی و جمادات و نباتات و مجردات، اعم از جنیان (4) و پریان (5) (ملائكه)، در عزای سالار شهیدان(ع) گریستند و مدتها ماتم آنها ادامه داشت. این اخبار از طریق علمای عامه نیز نقل شده است و از لحاظ تكوینی صحیح میباشد و هیچ خدشهای بر آنها وارد نیست؛ چرا كه بر اساس احادیث فراوانی، امام حجّت خدا است و تمام موجودات، در تكوین وجودشان به وجود او وابسته است و در حقیقت برقراری آسمانها و زمین و حیات موجودات و استمرار آن، از وجود امام و حجت الهی سرچشمه میگیرد و سلسله حیات در هستی، متعلق و مشروط به وجود آنها است.(6) پس در این اندیشه اصیل، جای هیچ تردید نیست كه مخلوقات هستی در فقدان حجت الهی یك صدا ناله سر دهند. چه رسد به این كه  حجت خدا به دست جمعی ظالم و سفّاك با آن وضع فجیع و درد آور به شهادت رسد و فرزندانش و اهل حرمش اسیر و غارتزده شوند؛ اما فقدان ولایت اگر برای انسان قابل تحمل باشد ـ كه برای انسان واقعی نیست ـ برای موجودات دیگر تحملناپذیر است و آنها بر اساس آن ودیعه الهی بهترین اظهار تأسف را برای این مصیبت ابراز و اظهار میكنند كه خون گریستن یكی از  مصادیق آن است.

در زیارت ناحیهی مقدسه میخوانیم: «برای گریه در عزای تو اگر اشك تمام شود خون گریه میكنم»؛ (7)

لئن اخرتنی الدهور و عاقنی عن نصرك المقدور لابكینّك صباحاً و مساءً فلا ندبنّك صباحاً و مساءً و لابكینّ علیك بدل الدموع دما.ً(8)

بنابراین، (خون گریستن) ممكن است كنایه از شدّت حزن و اندوه و عظمت مصیبت باشد كه به امام سجاد(ع) نسبت میدهند، همانگونه كه در این زیارت ـ كه به امام زمان(ع) منتسب است ـ حضرت چنین فرموده است.

طبق نقل منابع معتبر امام زینالعابدین بسیار میگریست: «و لقد كان بكی علی ابیه الحسین عشرین سنة…»؛(9) یعنی برای پدرش حسین(ع) بیست سال گریه كرد. یك روز غلامش عرض كرد: ای پسر رسول خدا، حزن و اندوه شما كی تمام میشود؟ امام فرمود: وای بر تو! یعقوب نبی با اینكه دوازده پسر داشت، در فراق یوسف به قدری گریست كه چشمانش نابینا شد، و اینك من كه شاهد شهادت پدرم و عمویم و هفده نفر از اهل بیتم بودم، چگونه حزن من تمام شدنی است؟(10)

امام سجّاد(ع) با این حالت گریهها و عزاداری خویش، از ارزشها دفاع میكرد و میراث عاشورا را زنده نگاه میداشت و درس توحید، اخلاق و آداب اجتماعی میداد و میفرمود: «قتل ابن رسول الله جائعاً، قتل ابن رسول الله عطشاناً»؛ پس گریههای  امام زین العابدین(ع)، خون دل بود كه جاری میشد.

سوال: آیا در دورهی معصومین(ع) عزاداری امام حسین(ع) در ایام محرم برگزار میشده و اگر چنین است، به چه صورت بوده است؟ علی جدیدی بناب

پاسخ: اقامهی عزا و گریه بر عزیزان از دست رفته، از جانب معصومین(ع) رایج بوده است؛ چنانكه حضرت فاطمه زهرا (س) به خاطر گریه شبانه روزی برای پدر بزرگوارش، مورد اعتراض قرار گرفت و به ناچار بیت الاحزان را به وجود آورده، دست حسن و حسین(ع) را میگرفت، و برای عزاداری و گریه به آنجا میرفت. ائمهی اطهار(ع) نیز برای امام حسین(ع) سوگواری میكردند.

 

پی نوشتها:

1- بحارالانوار، مرحوم مجلسی، ج 45، ص 46. الدمعة الساكبة، ج 4، ص 334.

2- بحارالانوار، ج 45، ص 206، 207.

3- همان، ج 45، ص 218.

4- همان، ج 45، ص 233.

5- همان، ج 45، ص 220، 229.

6- در جلد 45 بحارالانوار روایات زیادی درباره خون گریستن آسمان و زمین وارد شده است ر.ك: ص 211، حدیث 25 و 26 . 19 و حدیث 40 و 41، ص 217.

7- متن كامل زیارت ناحیهی مقدسه در بحارالانوار، ج 45، ص 65 الی 72 آمده است كه نام شهیدان را یكایك میشمارد و سلام میدهد. شایان ذكر است كه مرحوم فیض الاسلام در كتاب ترجمه خاتون دوسرا، زندگی حضرت زینب (س) در ص 217 آورده است كه زیارت ناحیه مقدسه از امام حسن عسكری و تاریخ صدور آن سال 252 هجری قمری است و ولادت حضرت امام زمان در سال 255 یا 256 است، والله العالم.

8- سوگ نامه آل محمد، محمد اشتهاردی، ص 154 و 156، انتشارات ناصر، سال 71، چاپ سوم.

9- بحارالانوار، ج 46، ص 63.

10- ر. ك: همان ص 63.

منبع: كتاب تحقیقاتی در نهضت عاشورا، اثر محققین گروه تاریخ مركز مطالعات حوزه



نوع مطلب : آسیب های عاشورایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 7 آذر 1392
New Page 1

سوال: آیا سبك عزاداری موجود، از دورهی صفویه وارد فرهنگ شیعه شدهاست؟   

علی جدیدی از بناب                           

جواب: سوگواری و مرثیهسرایی برای سالار شهیدان(ع) در زمان ائمه معصومین)ع) رایج بوده و همچنین بر تداوم آن توصیه شده است. بزرگان دین نیز همواره شیعیان را بر ادامهی این امر مقدّس توصیه میفرمودند؛ اما این كه آیا عزاداری مرسوم زمان ما از همان ابتدا و از عصر امامان معصوم(ع) بوده یا پس از آنها رایج شده است، به نظر میرسد كه بعضی از شیوههای عزاداری، به ویژه تعزیه خوانی‎‎ها، بعد از ائمه(ع) به وجود آمده است، چنانكه پترچلكووسكی در این زمینه میگوید: «مراسم محرّم، حمایت و تشویق دربار صفوی را جلب كرد. یاد كرد شهادت امام حسین(ع) به صورت عملی میهن پرستانه درآمد. گزارشات متعدّدی از اجتماعات مزبور، كه اكثراً توسط فرستادگان سیاسی اروپا، مبلّغان، بازرگانان و سیاحان به ثبت رسیده، از اشخاصی سخن میگویند كه ملبّس به جامههای رنگارنگ (بوده)، به طور منظم پیادهروی میكردند، یا سوار بر اسبها و شترها، آفرینندهی وقایعی بودند كه به واقعهی حزنانگیز كربلا ختم میشد. نبردهای ساختگی توسط صدها تن از عزاداران ملبّس به جامههای همگون و مسلح به تیر و كمان و شمشیر و سلاحهای دیگر، به طور آهسته بازی میشد. سراسر نمایش با سوگنوا همراهی میشد و تماشاگران كه در امتداد گذرگاهها صف میكشیدند، بر سینه میزدند و در حالی كه دسته عزا از كنارشان رد میشد، فریاد میزدند: حسین، حسین، یا شاه شهیدان حسین.» (1)

برای مطالعه ادامه این سوال زیبا به ادامه مطلب رجوع كنید.

هر چند برخی، تاریخ شروع عزاداری به این سبك را به دورهی حكومت آلبویه نسبت دادهاند، ولی روضهخوانی یا قرائت كتاب «روضة الشهداء» و كتابهای مشابه بر روی منبر، از دورهی صفویه شروع شد.(2) در همان زمان كه مراسم محرم در دورهی صفویه رشد و توسعه مییافت، و شكل مهم و معروف دیگری از نمایش مذهبی پدید آمد كه نقل نمایشی زندگی و اعمال، رنج و مرگ شهیدان شیعه بود. موضوع این نمایش در اساس ـ هر چند هم اندك ـ،  همیشه در ارتباط با واقعهی كربلا بود، این داستانها از كتابی فارسی به نام «روضة الشهداء»(3)یا بهشت شهیدان، گرفته میشد و از اوایل سدهی شانزدهم در میان شیعیان به گونهای گسترده، انتشار یافت. دربارهی مراسم تعزیهخوانی و عزاداری در دورهی صفویه، ژان كالمارنین مینویسد: «تجدید خاطرهی فاجعه كربلا به صورتی كه در زمان صفویه جانی تازه گرفت، دنبالهی سنتی قدیمی از آداب مذهبی است؛ مانند زیارت بُقاع شهیدان كربلا، سینه زنی و روضهخوانی در روز عاشورا و در دهه اول محرم، كه به وسیلهی مسلمانانی كه گرایشهای عقیدتی گوناگون دارند اجرا میشده است،… موضوع گرفتن انتقام خون امام حسین(ع) كه از دیر باز بخش اعظم تجدید خاطرهی فاجعهی كربلا حكمفرما بوده و شاه اسماعیل ـ بنیانگذار سلسلهی پادشاهی صفوی ـ از آن برای تبلیغ و پیشبرد كارهای خود استفاده كرد.»(4)

ژان كالمار، قسمت بیشتری از تحولات عزاداری را به سنتهای دیرینهی ایران مربوط میداند و چنین میگوید: «به عقیده من قسمت اعظم این تحول، صرف نظر از جنبهی ایمانی و عقیدتی آن، تحت تأثیر سنتهایی به وجود آمده است كه ریشههای ژرف نزد ایرانیان دارد و حتّی صورت منقّحتر نمایشی مصائب روحانی را موجب گردیده است.(5) مطلبی كه قابل توجه است این كه چون قبل از صفویه عزاداری به این سبك رایج نبوده و با جلوس شاه اسماعیل بر تخت سلطنت و چند ماه بعد از آن، تألیف كتاب «روضة الشهداء» در تبریز به پایان رسید ـ كه مجموعهی روایات رثایی و حماسی و دینی تركی و فارسی را دربارهی فاجعهی كربلا و یادآوری آن و انتقام گیری،  به زبان فارسی درآورد؛ پس در این جا هم، مانند برخی جاهای دیگر، خود را در برابر موقعیتی تناقض آمیز میبینیم كه در آن ایران شیعی، مصیبت نامهی كربلا را به صوفیای از سلسلهی «نقشبندی» مدیون است كه مسلماً به تقیّه متصفش كردهاند و احتمالاً مردی از اهل تسنن بوده كه در محافل صوفیگری و فتوت، هر چه بیشتر، اهلبیت و شهیدان كربلا را محترم میشمرده است.(6)

وبلاگ روایت عاشورا - Www.Ashooraeyan.MihanBlog.Com

از این جا روشن میشود كه با توجه به خلأ فرهنگی دوران صفویّه، سرودن شعر در مدح و رثای ائمه و شهدای كربلا؛ برای شاعران افتخاری بس بزرگ محسوب میشد. حتی میتوان گفت كه احتمالا‎ً اگر محركی مانند هفت بند محتشم كاشانی ـ كه در گسترش بعدی ذكر مصائب تأثیر به سزایی داشته نمیبود، تعزیهخوانی به جای مهمی نمیرسید.

در دهههای آخر قرن دهم، شاهد رواج مراسم عزاداری ماه محرم، بیشتر در مراكز شهری شیعی هستیم، در كنار عزایی عمومی كه میرود تا بیستم و حتی بیست و هشتم صفر نیز به طول انجامد، به موازات این امر روضهخوانی گسترش مییابد و از قرن یازدهم موجب افزایش خیرات برای جمع بسیاری كه به این مجالس روی میآورند، موجب افزایش خیر است میگردد؛ علاوه بر این، با این كه هیچ اطلاعی متكی بر ارقام در دست نیست؛ پس از آن كه در نیمهی دوم قرن یازدهم تدارك چشمگیری برای برگزاری عزای حسینی و تعزیههای سیّار آغاز میشود، حمایت رسمی از این مراسم باید كسب اهمیتی كرده باشد.(7)

با روی كار آمدن دولت صفویّه و در آوردن مملكت به صورت كشوری شیعه و مقتدر تأثیری فراوان بر آیندهی آیین سوگواری محرم گذارد، به گونهای كه تظاهرات شكوهمند شیعیان در محرم هر سال، در نشر و اشاعهی مذهب تشیّع در فلات قارّه ایران، مساعدت فراوانی كرد. در این زمان كتاب «روضة الشهداء» به رشتهی تحریر درآمد و قوهی محركهای شد برای پیدایش مراسم محرم كه از بطن آن، سبك تازهای از فعالیّت به نام روضهخوانی یا قرائت «روضة الشهداء»، به وجود آمد. دو قرن و نیم بعد، این سبك به منزلهی رشتهای كه به وسیلهی آن، اشعار غنائی و متون و نمایشهای تعزیه به هم بافته شدند.»(8)

از آن‌چه گذشت چنین برمیآید كه عزاداری به سبك موجود، از صدر اسلام نبوده، بلكه بیشتر از دوران صفویه به وجود آمده است، هر چند عدهای بر این باورند كه منشأ آن از زمان آلبویه میباشد؛ رواج سبك عزاداری صفویه میتواند به این دلیل باشد كه اولا:ً دولت روی كار آمده، شیعی بوده، تمام امكانات را در دست داشته است و ثانیاً: بیشتر مردم شیعه بودند و ترویج نهضت حسینی و بیان مظلومیتهای آن حضرت و اهل بیت و یارانش را میخواستند، بنابراین، دو عامل یاد شده در شكل گرفتن سبك موجود، نقش اساسی داشتند.

از سوی دیگر، عزاداری به این سبك، تازه و نو بوده است و كارشناسان فرهیخته و زبردست و آگاه، بر عملكرد آنها نظارت نداشتند؛ از این رو در ضمن كارهای صورت گرفته، مواردی نیز افزوده شد و مورد حمایت دولت صفوی قرار گرفت.

پی نوشتها:

1- تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، پترچلكووسكی، ترجمه، داود حاتمی، ص 10 تا 11، تهران، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، سال 1367.

2- همان منبع، پاورقی، توضیح مترجم، ص 11.

3- فتوت نامه سلطانی، مقدمه ص 95، تهران، چاپ محجوب، سال 1350.

- روضة الشهداء، حسین واعظ كاشفی سبزواری، بمبئی، تاجران كتب و مالكان مطیع محمدی، بمبئی، بیتا.

4- پترچلكووسكی، همان، ص 163 – 164، همچنین در پایان نامه مؤلف و كتاب دیگرش به نام اخلاص كامل به امام حسین(ع) به طور كامل به این موضوع پرداخته شده است.

5- پترچلكووسكی، ص 164؛ اخلاص كامل به امام حسین(ع)، ژانكالمار،  پاریس، بیتا، 1354 ش، 1975 م.

6- پترچلكووسكی، ص 165، اخلاص كامل به امام حسین(ع)، ژانكالمار.

7- پترچلكووسكی، همان، ص 165، 166.

8- همان، ص 165، اخلاص كامل به امام حسین(ع)، ص 366.

منبع: كتاب تحقیقاتی در نهضت عاشورا، اثر محققین گروه تاریخ مركزمطالعات حوزه



نوع مطلب : آسیب های عاشورایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 5 بهمن 1389

سوال: آیا سبك عزاداری موجود، از دورهی صفویه وارد فرهنگ شیعه شدهاست؟   

علی جدیدی از بناب                           

جواب: سوگواری و مرثیهسرایی برای سالار شهیدان(ع) در زمان ائمه معصومین)ع) رایج بوده و همچنین بر تداوم آن توصیه شده است. بزرگان دین نیز همواره شیعیان را بر ادامهی این امر مقدّس توصیه میفرمودند؛ اما این كه آیا عزاداری مرسوم زمان ما از همان ابتدا و از عصر امامان معصوم(ع) بوده یا پس از آنها رایج شده است، به نظر میرسد كه بعضی از شیوههای عزاداری، به ویژه تعزیه خوانی‎‎ها، بعد از ائمه(ع) به وجود آمده است، چنانكه پترچلكووسكی در این زمینه میگوید: «مراسم محرّم، حمایت و تشویق دربار صفوی را جلب كرد. یاد كرد شهادت امام حسین(ع) به صورت عملی میهن پرستانه درآمد. گزارشات متعدّدی از اجتماعات مزبور، كه اكثراً توسط فرستادگان سیاسی اروپا، مبلّغان، بازرگانان و سیاحان به ثبت رسیده، از اشخاصی سخن میگویند كه ملبّس به جامههای رنگارنگ (بوده)، به طور منظم پیادهروی میكردند، یا سوار بر اسبها و شترها، آفرینندهی وقایعی بودند كه به واقعهی حزنانگیز كربلا ختم میشد. نبردهای ساختگی توسط صدها تن از عزاداران ملبّس به جامههای همگون و مسلح به تیر و كمان و شمشیر و سلاحهای دیگر، به طور آهسته بازی میشد. سراسر نمایش با سوگنوا همراهی میشد و تماشاگران كه در امتداد گذرگاهها صف میكشیدند، بر سینه میزدند و در حالی كه دسته عزا از كنارشان رد میشد، فریاد میزدند: حسین، حسین، یا شاه شهیدان حسین.» (1)

برای مطالعه ادامه این سوال زیبا به ادامه مطلب رجوع كنید.

هر چند برخی، تاریخ شروع عزاداری به این سبك را به دورهی حكومت آلبویه نسبت دادهاند، ولی روضهخوانی یا قرائت كتاب «روضة الشهداء» و كتابهای مشابه بر روی منبر، از دورهی صفویه شروع شد.(2) در همان زمان كه مراسم محرم در دورهی صفویه رشد و توسعه مییافت، و شكل مهم و معروف دیگری از نمایش مذهبی پدید آمد كه نقل نمایشی زندگی و اعمال، رنج و مرگ شهیدان شیعه بود. موضوع این نمایش در اساس ـ هر چند هم اندك ـ،  همیشه در ارتباط با واقعهی كربلا بود، این داستانها از كتابی فارسی به نام «روضة الشهداء»(3)یا بهشت شهیدان، گرفته میشد و از اوایل سدهی شانزدهم در میان شیعیان به گونهای گسترده، انتشار یافت. دربارهی مراسم تعزیهخوانی و عزاداری در دورهی صفویه، ژان كالمارنین مینویسد: «تجدید خاطرهی فاجعه كربلا به صورتی كه در زمان صفویه جانی تازه گرفت، دنبالهی سنتی قدیمی از آداب مذهبی است؛ مانند زیارت بُقاع شهیدان كربلا، سینه زنی و روضهخوانی در روز عاشورا و در دهه اول محرم، كه به وسیلهی مسلمانانی كه گرایشهای عقیدتی گوناگون دارند اجرا میشده است،… موضوع گرفتن انتقام خون امام حسین(ع) كه از دیر باز بخش اعظم تجدید خاطرهی فاجعهی كربلا حكمفرما بوده و شاه اسماعیل ـ بنیانگذار سلسلهی پادشاهی صفوی ـ از آن برای تبلیغ و پیشبرد كارهای خود استفاده كرد.»(4)

ژان كالمار، قسمت بیشتری از تحولات عزاداری را به سنتهای دیرینهی ایران مربوط میداند و چنین میگوید: «به عقیده من قسمت اعظم این تحول، صرف نظر از جنبهی ایمانی و عقیدتی آن، تحت تأثیر سنتهایی به وجود آمده است كه ریشههای ژرف نزد ایرانیان دارد و حتّی صورت منقّحتر نمایشی مصائب روحانی را موجب گردیده است.(5) مطلبی كه قابل توجه است این كه چون قبل از صفویه عزاداری به این سبك رایج نبوده و با جلوس شاه اسماعیل بر تخت سلطنت و چند ماه بعد از آن، تألیف كتاب «روضة الشهداء» در تبریز به پایان رسید ـ كه مجموعهی روایات رثایی و حماسی و دینی تركی و فارسی را دربارهی فاجعهی كربلا و یادآوری آن و انتقام گیری،  به زبان فارسی درآورد؛ پس در این جا هم، مانند برخی جاهای دیگر، خود را در برابر موقعیتی تناقض آمیز میبینیم كه در آن ایران شیعی، مصیبت نامهی كربلا را به صوفیای از سلسلهی «نقشبندی» مدیون است كه مسلماً به تقیّه متصفش كردهاند و احتمالاً مردی از اهل تسنن بوده كه در محافل صوفیگری و فتوت، هر چه بیشتر، اهلبیت و شهیدان كربلا را محترم میشمرده است.(6)

وبلاگ روایت عاشورا - Www.Ashooraeyan.MihanBlog.Com

از این جا روشن میشود كه با توجه به خلأ فرهنگی دوران صفویّه، سرودن شعر در مدح و رثای ائمه و شهدای كربلا؛ برای شاعران افتخاری بس بزرگ محسوب میشد. حتی میتوان گفت كه احتمالا‎ً اگر محركی مانند هفت بند محتشم كاشانی ـ كه در گسترش بعدی ذكر مصائب تأثیر به سزایی داشته نمیبود، تعزیهخوانی به جای مهمی نمیرسید.

در دهههای آخر قرن دهم، شاهد رواج مراسم عزاداری ماه محرم، بیشتر در مراكز شهری شیعی هستیم، در كنار عزایی عمومی كه میرود تا بیستم و حتی بیست و هشتم صفر نیز به طول انجامد، به موازات این امر روضهخوانی گسترش مییابد و از قرن یازدهم موجب افزایش خیرات برای جمع بسیاری كه به این مجالس روی میآورند، موجب افزایش خیر است میگردد؛ علاوه بر این، با این كه هیچ اطلاعی متكی بر ارقام در دست نیست؛ پس از آن كه در نیمهی دوم قرن یازدهم تدارك چشمگیری برای برگزاری عزای حسینی و تعزیههای سیّار آغاز میشود، حمایت رسمی از این مراسم باید كسب اهمیتی كرده باشد.(7)

با روی كار آمدن دولت صفویّه و در آوردن مملكت به صورت كشوری شیعه و مقتدر تأثیری فراوان بر آیندهی آیین سوگواری محرم گذارد، به گونهای كه تظاهرات شكوهمند شیعیان در محرم هر سال، در نشر و اشاعهی مذهب تشیّع در فلات قارّه ایران، مساعدت فراوانی كرد. در این زمان كتاب «روضة الشهداء» به رشتهی تحریر درآمد و قوهی محركهای شد برای پیدایش مراسم محرم كه از بطن آن، سبك تازهای از فعالیّت به نام روضهخوانی یا قرائت «روضة الشهداء»، به وجود آمد. دو قرن و نیم بعد، این سبك به منزلهی رشتهای كه به وسیلهی آن، اشعار غنائی و متون و نمایشهای تعزیه به هم بافته شدند.»(8)

از آن‌چه گذشت چنین برمیآید كه عزاداری به سبك موجود، از صدر اسلام نبوده، بلكه بیشتر از دوران صفویه به وجود آمده است، هر چند عدهای بر این باورند كه منشأ آن از زمان آلبویه میباشد؛ رواج سبك عزاداری صفویه میتواند به این دلیل باشد كه اولا:ً دولت روی كار آمده، شیعی بوده، تمام امكانات را در دست داشته است و ثانیاً: بیشتر مردم شیعه بودند و ترویج نهضت حسینی و بیان مظلومیتهای آن حضرت و اهل بیت و یارانش را میخواستند، بنابراین، دو عامل یاد شده در شكل گرفتن سبك موجود، نقش اساسی داشتند.

از سوی دیگر، عزاداری به این سبك، تازه و نو بوده است و كارشناسان فرهیخته و زبردست و آگاه، بر عملكرد آنها نظارت نداشتند؛ از این رو در ضمن كارهای صورت گرفته، مواردی نیز افزوده شد و مورد حمایت دولت صفوی قرار گرفت.

پی نوشتها:

1- تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، پترچلكووسكی، ترجمه، داود حاتمی، ص 10 تا 11، تهران، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، سال 1367.

2- همان منبع، پاورقی، توضیح مترجم، ص 11.

3- فتوت نامه سلطانی، مقدمه ص 95، تهران، چاپ محجوب، سال 1350.

- روضة الشهداء، حسین واعظ كاشفی سبزواری، بمبئی، تاجران كتب و مالكان مطیع محمدی، بمبئی، بیتا.

4- پترچلكووسكی، همان، ص 163 – 164، همچنین در پایان نامه مؤلف و كتاب دیگرش به نام اخلاص كامل به امام حسین(ع) به طور كامل به این موضوع پرداخته شده است.

5- پترچلكووسكی، ص 164؛ اخلاص كامل به امام حسین(ع)، ژانكالمار،  پاریس، بیتا، 1354 ش، 1975 م.

6- پترچلكووسكی، ص 165، اخلاص كامل به امام حسین(ع)، ژانكالمار.

7- پترچلكووسكی، همان، ص 165، 166.

8- همان، ص 165، اخلاص كامل به امام حسین(ع)، ص 366.

منبع: كتاب تحقیقاتی در نهضت عاشورا، اثر محققین گروه تاریخ مركز مطالعات حوزه



نوع مطلب : آسیب های عاشورایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی